روایت بیژن نفیسی از نیم قرن روزنامهنگاری

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه و به نقل از ایسنا؛ جملات بالا را بیژن نفیسی میگوید؛ مردی که پنج دهه بیوقفه در دل بحرانها نفس کشید، از کوچههای برفگیر الیگودرز تا تحریریه روزنامه اطلاعات را طی کرد، در افغانستان فروپاشی یک نظام را از نزدیک دید، در مصر اعتراضش به بازداشت یک روزنامهنگار را فریاد زد و در چکسلواکی نشانههای سقوط یک ابرقدرت را با قلمش ثبت کرد.
او با همه تهدیدها، تکذیبیهها و فشارها ایستاد، نه برای نام که برای آنچه به آن ایمان داشت، رسانهای که مرجع مردم باشد، نه ابزاری در دست قدرت. حالا پس از نیمقرن مجاهدت خاموش، اما تأثیرگذار، صدایش را به نسل جدید میرساند تا بدانند روزنامهنگاری با عشق آغاز میشود اما با تعهد تماموقت و جانفرسا ادامه پیدا میکند.
دکتر بیژن نفیسی ـ روزنامهنگار پیشکسوت و استاد دانشگاه ـ در آستانه روز خبرنگار، روایتی مفصل از مسیر پرپیچ و خم زندگی حرفهای خود ارائه کرده است. او از کودکی در شهرهای گوناگون ایران، تحصیل در دبیرستان البرز و دانشکده علوم ارتباطات، ماجرای عجیب معافی تحصیلی و نظام وظیفه، ورود به روزنامه اطلاعات، حضور در بحرانهای بین المللی، انتشار همزمان مصاحبه تاریخی اوریانا فالاچی با امام خمینی در روزنامه اطلاعات و چالشهای صنفی و امنیتی این حرفه سخن گفته و با تأکید بر مرجعیت خبری، امنیت شغلی، نقش رسانه در مدیریت بحران و اهمیت نیروی انسانی، توصیههایی برای نسل جدید خبرنگاران و همچنین مسئولان ارائه کرد.

جرقه نخستین آشنایی با روزنامه/روزهایی که برف از قد من بلندتر بود
نفیسی، روایت خود را از دوران کودکی آغاز میکند؛ دورانی که به دلیل شغل پدرش که مأموریت های متعددی داشت، در شهرهای مختلف ایران سپری شد. او با اشاره به تجربه تحصیل در دوره ابتدایی در استانهای خوزستان، فارس (شیراز)، لرستان (الیگودرز و خرم آباد)، ملایر، نهاوند و همدان، این سالها را مقدمه ای برای آشنایی با فرهنگ های گوناگون ایرانی توصیف می کند.
نفیسی به خاطره بازدید از حافظیه، سعدیه و تخت جمشید در دوران کودکی اشاره میکند و میگوید که این مواجهه با تاریخ و فرهنگ، دستاوردی فراتر از آموزش کلاسی برای او داشت. او از علاقه شدید خود به مطالعه سخن میگوید و اینکه هنوز کتاب هایی را که در کلاس اول و دوم دبستان خریداری کرده، نگهداری می کند؛ کتاب هایی که برخی داستانی و برخی موضوعی بودند و او را به دنبال کردن محتوای آنها ترغیب می کردند.
او با ذکر خاطرهای از کلاس چهارم ابتدایی در الیگودرز، که برف از قدش بلندتر بود و دانش آموزان برای رسیدن به مدرسه باید از معبری در برف عبور می کردند، تأکید می کند که این شرایط، هراس از سختی را از او زدود و روحیه تلاش و پشتکار را در وجودش نهاد.
به گفته نفیسی، نبود امکاناتی چون سرویس مدرسه و ضرورت پیادهروی در مسیرهای طولانی و گاه خطرناک، تجربهای بود که او را برای مواجهه با چالشهای بعدی زندگی آماده کرد.
دبیرستان البرز و هشت سال تحصیل در فضایی متفاوت

نفیسی پس از دوران ابتدایی، برای دوره متوسطه به دبیرستان البرز در تهران رفت. او این دوره را به دلیل مواجهه با همکلاسی هایی با پیشینه های متفاوت و نگاه های گوناگون، بسیار تأثیرگذار می داند.
به گفته او، در ابتدا به دلیل آنکه از مدارس شهرستان آمده بود، با فشار بیشتری برای یادگیری همزمان زبان های انگلیسی و فرانسه روبه رو شد و حتی در سال اول، به دلیل نمره پایین در زبان فرانسه، مجبور به شرکت در کلاس های اضافی شد. این فشار تحصیلی، او را به کسب مهارت های زبانی قوی واداشت که بعدها در فعالیت های حرفهایاش بسیار کارگشا بود. نفیسی می گوید که به دلیل تجربه زیسته در شهرهای مختلف و نگاه عمیق تر به مسائل، او را به عنوان ارشد کلاس انتخاب کردند و این موضوع، اعتماد به نفس او را برای طرح سوالات و مواجهه تحلیلی با مسائل افزایش داد. او با اشاره به اینکه به جای شش سال، هشت سال در دبیرستان البرز تحصیل کرد، این دوره را زمینهساز نگاه انتقادی و پژوهشی خود در سال های بعد دانست.
آغاز مسیر روزنامهنگاری در میان اعتراضات و ماجرای عجیب معافی تحصیلی

نفیسی سال ۱۳۴۷ را سال ورود به دانشگاه تهران در دانشکده ادبیات و علوم انسانی ذکر میکند؛ دورانی که دکتر عالیخانی ریاست دانشگاه و دکتر نصر ریاست دانشکده را بر عهده داشتند. اما به دلیل اعتراضات دانشجویی و تعطیلی کلاس ها، او احساس کرد که شرایط مطلوبی برای تحصیل در آن فضا وجود ندارد. از همین رو، در چند دانشگاه دیگر نیز شرکت کرد و در دانشکده هنرهای دراماتیک برای کارگردانی سینما و تلویزیون پذیرفته شد؛ اما پدرش که خود به هنر علاقه داشت، معتقد بود که هنر ذاتی است و نیازی به تحصیل آکادمیک چهارساله ندارد. همچنین در مدرسه عالی پارس در رشته روانشناسی قبول شد که مادرش با آن مخالفت کرد. سرانجام، با اعلام نتایج دانشکده علوم ارتباطات و موافقت خانواده، او وارد این دانشکده شد؛ هرچند که رشته روزنامهنگاری در دانشگاه تهران تعطیل شده بود و این دانشکده توسط مؤسسه کیهان تأسیس شده بود.
اما یک ماه پس از شروع تحصیل، ماجرایی غیرمنتظره رخ داد. مسئولان دانشکده به او گفتند که معافی تحصیلیاش را نمی دهند و مشکلی از سوی دانشگاه تهران برایش ایجاد شده است. او از دکتر صورتگر، دکتر شاهحسینی، دکتر نصر و حتی دکتر عالیخانی پیگیری کرد که همگی اعلام بی اطلاعی کردند و او را به اداره نظام وظیفه راهنمایی کردند. در آنجا، با وجود اینکه دانشجو بود، دفترچه آماده به خدمت او صادر شد و او را سرباز فراری خواندند. نفیسی به یاد می آورد که در اداره نظام وظیفه، با دستبند به نزد سرهنگ سلیمانی برده شد و پس از توضیح، به او گفته شد که اگر دفترچهاش صادر شده، چاره ای جز رفتن به سربازی ندارد.
با پیگیری های عموی او و واسطهگری با رئیس دفتر تیمسار قره باغی (رئیس ژاندارمری کل کشور)، نهایتاً دانشکده علوم ارتباطات با تشکیل شورا، مرخصی تحصیلی دو ساله برای او صادر کرد. نفیسی این دو سال را در سپاه ترویج در شهرهای ساوه، قزوین و زنجان گذراند و در اوقات بیکاری، به مطالعه کتاب ها و جزوه های درسی پرداخت. در سال ۱۳۵۰، پس از پایان خدمت سربازی، به دانشکده بازگشت و تحصیل خود را از سر گرفت.
آزمون و مصاحبه ورود به روزنامه اطلاعات

نفیسی با اشاره به اینکه دانشکده علوم ارتباطات، دانشجویان را به روزنامه کیهان معرفی میکرد اما همزمان با آگهی استخدام روزنامه اطلاعات مواجه شد، روایت میکند که با تشویق یکی از بستگان، در آزمون این روزنامه شرکت کرد. آزمونی که با حضور چند صد نفر برگزار شد و حدود ۱۵۰ نفر برای مصاحبه پذیرفته شدند. مصاحبهای که در تالار موسسه اطلاعات و با حضور عباس مسعودی، سردبیران بخشهای مختلف از جمله احمد احرار، اعتمادی، عباس اعلایی و بانوانی چون خانم پری اباصلتی برگزار شد.
او با جزئیات شرح میدهد که هر یک از اعضای هیات مصاحبهکننده سوالی میپرسیدند و نمرهای ثبت میکردند. نوبت او که رسید، یکی از مصاحبهکنندگان به زبان انگلیسی پرسید: «شما برای چه آمدی؟» نفیسی که به دلیل تحصیل در دبیرستان البرز و دیپلم فرانسه از انستیتو ایران و فرانسه، به هر دو زبان مسلط بود، پاسخ را به زبان فرانسه داد. این اقدام، فضای جلسه را دگرگون کرد؛ به گونهای که عباس مسعودی رو به یکی از بانوان حاضر گفت: «فهمیدی ایشون چی گفت؟» و با مشاهده پرونده نفیسی و اطلاع از گذراندن خدمت سربازی، در نهایت او را پذیرش کرد. پس از یک دوره آموزشی سه ماهه با حضور اساتید دانشگاه تهران و سردبیران روزنامه، آزمون نهایی برگزار و از میان ۱۵۰ نفر، ۱۵ نفر پذیرفته شدند که نفیسی جزو سه نفر اول بود و به بخش شهرستانها (صفحات استانی) فرستاده شد تا با همه حوزههای خبری آشنا شود.
از سرویس اقتصادی تا سرویس اجتماعی/تولد خبر از دل آمار و ارقام
نفیسی پس از یک سال فعالیت در بخش شهرستان ها، به تحریریه اصلی اطلاعات منتقل شد و ابتدا به سرویس اقتصادی رفت؛ چراکه یکی از کارکنان این سرویس برای شش ماه به خارج از کشور رفته بود. او با استفاده از آموختههای دانشگاهی، به ویژه رویکرد تلفیق روزنامهنگاری تجربی با آکادمیک، از سالنامه آماری مرکز آمار ایران، ده ها خبر دست اول استخراج کرد که سایر روزنامهها از آنها بیاطلاع بودند. این اقدام، خبرهای جدیدی را روانه بازار کرد که بر مبنای اسناد آماری، اعتبار و سندیت بالایی داشتند. پس از شش ماه، با بازگشت خبرنگار قبلی، مدیریت روزنامه تصمیم گرفت حوزه های اقتصادی را همچنان در اختیار نفیسی بگذارد و او را به سرویس اجتماعی نیز منتقل کند. با وجود علاقه شدید به خبرنگاری میدانی، او به معاونت دبیر سرویس و سپس با اخذ مدرک تحصیلی، به دبیری سرویس منصوب شد و پشت میز تحریریه نشست؛ جایگاهی که با روحیهاش سازگار نبود و بارها خواهان اعزام به رویدادها شد.
خبرنگاری در دل بحرانها: افغانستان، مصر، چکسلواکی و پیشبینی فروپاشی شوروی

نفیسی از اعزام به بحرانهای بین المللی به عنوان مهمترین تجربیات حرفهایاش یاد میکند. او میگوید که روزنامه سرانجام او را به افغانستان فرستاد؛ جایی که حکومت سلطنتی سقوط کرده بود و قانون اساسی جدیدی در حال نگارش بود. او چند ماه در کابل ماند و از نزدیک شاهد التهابات پیش از حمله شوروی بود. در سفری به مصر، در بحبوحه جنگ رمضان (۱۹۷۳)، از کانال سوئز و صحرای سینا بازدید کرد و صحنههای جنگ اعراب و اسرائیل را از نزدیک دید. همچنین در پی حمله شوروی به چکسلواکی، به پراگ رفت و اوضاع آشفته آن کشور را رصد کرد.
به گفته نفیسی، این سفرها به او جهانبینی بینالمللی بخشید و او را یک گام جلوتر از رویدادها قرار داد؛ به گونهای که در سفر چکسلواکی، نشانههای فروپاشی شوروی را حس کرد.
او در ادامه به خاطرهای از سفر افغانستان اشاره میکند که با سفیر ایران در کابل ملاقات داشته و سفیر پیش بینی کرده بود که روسیه در افغانستان دخالت خواهد کرد و این مسئله خطرناک خواهد بود.
نفیسی این پیشبینی را به روزنامه گزارش داد اما روزنامه به دلیل نگرانی از روابط با شوروی، از انتشار آن خودداری کرد و آن را جوسازی خواند؛ اما بعدها وقایع نشان داد که آن پیشبینی کاملاً درست بوده است.
اعتراض به بازداشت حسنین هیکل/وقتی نفیسی از مصاحبه با رئیس جمهور مصر دست کشید

نفیسی بخش دیگری از خاطراتش را به سفر هیات مطبوعاتی ایران به مصر و دعوت حسنین هیکل، سردبیر روزنامه الاهرام، اختصاص میدهد. او روایت می کند که شب ورودشان، حسنین هیکل توسط انور سادات بازداشت و در حصر خانگی قرار گرفت. در برنامهریزی برای مصاحبه اختصاصی با سادات، به نفیسی اعلام شد که نباید هیچ سوالی درباره حسنین هیکل بپرسد اما او با صراحت اعلام کرد که اولین سوالش درباره هیکل خواهد بود و اگر قرار بر سانسور این سوال باشد، از مصاحبه انصراف میدهد. پس از مکاتبه با تهران، فرهاد مسعودی (مدیر موسسه) و جعفر مدنی (مسئول سرویس خارجی) به قاهره آمدند تا جایگزین او شوند اما نفیسی در اعتراض به بازداشت روزنامهنگاری که برایش الگو بود، یک هفته زودتر از سفر بازگشت. او با اشاره به محبوبیت حسنین هیکل در جهان عرب و افزایش یک میلیونی تیراژ الاهرام در روزهای انتشار مقالاتش، این روزنامهنگار را الگویی بی بدیل برای خود خواند.
انتشار همزمان مصاحبه فالاچی/ شگردی که شاهکار رسانهای شد

نفیسی در ادامه به ماجرای مصاحبه تاریخی اوریانا فالاچی ـ روزنامهنگار ایتالیایی ـ با امام(ره) اشاره میکند. او که در دوران انقلاب، عضو شورای سردبیری روزنامه اطلاعات بود، تصمیم گرفت این مصاحبه را همزمان با انتشار جهانی آن در روزنامه کوریره دلا سرا ، در اطلاعات هم منتشر کند. از آنجا که اطلاعات یک روزنامه عصر بود، تیمی در ایتالیا روزنامه صبح را از چاپخانه گرفته و با اولین پرواز به تهران ارسال کردند؛ سپس ترجمه آماده شده را در اطلاعات چاپ کردند. این اقدام باعث شد فالاچی متهم شود که مصاحبه را به ایران فروخته است اما نفیسی با ارسال توضیحاتی برای او، قضیه را روشن کرد و به گفته او فالاچی با ارسال تلگرافی تشکرآمیز، این کار را شاهکار خواند.
به گفته نفیسی، حتی دفتر امام (ره) و دولت نیز از این شگرد رسانهای شگفت زده شدند و این تجربه نشان داد که میتوان با خلاقیت، ابعاد بین المللی به یک کار داخلی بخشید.
رشد حضور زنان و تغییر ترکیب نیروی انسانی

نفیسی با مقایسه دوران قبل و بعد از انقلاب در تحریریه اطلاعات، به تغییر چشمگیر ترکیب جنسیتی اشاره میکند.
او میگوید که قبل از انقلاب، تنها یک زن در تحریریه اطلاعات حضور داشت، اما پس از انقلاب، به ویژه در دهه ۸۰ در سرویس سیاسی-اجتماعی که مسئولیت آن را بر عهده داشت، تعداد زنان از مردان پیشی گرفت. او خاطره ای تعریف می کند که در یکی از جمعه ها، وقتی بحث تعطیلی مطرح شد، آقایان معترض بودند که خانمها مرخصی بیشتری میخواهند. نفیسی پیشنهاد رای گیری داد اما پس از شمارش، متوجه شدند که تعداد زنان بیشتر است و در نتیجه، آقایان به نفع مرخصی خانمها عقب نشینی کردند. او این روند را نشانهای از علاقه روزافزون زنان به روزنامهنگاری و تحول جامعه ایران میداند؛ هرچند تأکید میکند که این شغل بسیار پرفشار است و تمام زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد و به گفته او، ۵۰ سال فعالیت در این حوزه به اندازه ۵۰۰ سال فشار روانی داشته است.
از امضای نخستین قرارداد جمعی کار روزنامهنگاری تا چالش امنیت شغلی

نفیسی با یادآوری اینکه در آغاز کارش در سال ۱۳۵۴، بسیاری از همکارانش روزنامهنگاری را شغل دوم میدانستند و در نهادها و وزارتخانهها نیز مشغول به کار بودند، از تلاش های صنفی در سندیکای روزنامه نگاران برای به رسمیت شناختن این حرفه سخن می گوید.
او موفقیت در امضای اولین قرارداد جمعی کار بین روزنامه نگاران و مدیران موسسات اطلاعات، کیهان و آیندگان را از دستاوردهای مهم صنفی پیش از انقلاب میداند که موجب برخورداری از بیمه و بازنشستگی شد. اما متأسفانه اکنون، این امنیت شغلی دوباره خدشه دار شده و خبرنگاران با قراردادهای سه ماهه و شش ماهه مواجه هستند. او هشدار می دهد که نبود امنیت شغلی، تمرکز ذهنی خبرنگار را از بین می برد و کیفیت اطلاع رسانی را کاهش میدهد و مسئولیت این مشکل را بر عهده انجمن های صنفی میداند.
تهدیدها، تکذیبیههای دوگانه و ایستادگی در برابر فشارها
نفیسی به خاطرهای از سال ۵۴ اشاره میکند که پس از انتشار گزارشی از میدان میوه و تره بار درباره افزایش قیمتها و نقش واسطهها، با تهدیدهای تلفنی مواجه شد که او را به مرگ تهدید میکردند. در آن زمان، علی اکبر کسمایی، روزنامه نگار قدیمی، به او گفته بود که این کار به سرانجام خوشی نمیرسد، اما نفیسی تأکید کرد که هدفش افشای واقعیت هاست و از تهدید نمیهراسد.
او همچنین به ماجرای گزارشی درباره افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارمندان در مقابل ۸۰ درصد افزایش هزینه زندگی اشاره کرد که با واکنش شدید حکومت در قبل از انقلاب مواجه شد و روزنامه را وادار به درج دو بار تکذیبیه کردند؛ نخست به دلیل اندازه ستون و بار دوم با تکذیب محتوای خبر، در حالی که آن گزارش بر اساس واقعیت بود. نفیسی این حادثه را نشانه ای از فشارهای تاریخی بر رسانهها و ناهماهنگی دائمی دستمزدها با تورم در ایران خواند.

ضعف دانش تخصصی برخی خبرنگاران/ به فضای تحریریه محدود نباشید
نفیسی با تأکید بر اینکه کارکرد اصلی رسانه، آگاهی بخشی و پاسخگویی به مطالبات مردم است، به ضعف دانش تخصصی برخی خبرنگاران اشاره می کند. او معتقد است که روزنامه نگار باید پیش از ورود به هر حوزه، دانش پایهای آن را کسب کند تا بتواند سوالات دقیق طرح کند و پاسخ های کارشناسی را درک کند؛ مثلاً خبرنگار اقتصادی باید اصول علم اقتصاد را بداند تا بتواند با اقتصاددانان گفت و گوی مؤثر داشته باشد.
او از خبرنگاران میخواهد که فقط به فضای تحریریه محدود نباشند و با حضور در مترو، اتوبوس و مغازه ها، دغدغه های واقعی مردم را شناسایی کنند. به گفته او، وقتی مخاطب ببیند که رسانه پاسخ سوالاتش را دارد، به آن اعتماد می کند و مرجعیت رسانه در داخل تقویت می شود.
امنیت و شایعه فرمول ساده برای ابهام زدایی
نفیسی در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر رویکرد امنیتی بر رسالت روزنامه نگاری، تصریح میکند که نگاه صرفاً امنیتی، دست و بال رسانه را میبندد و مرجعیت خبری را از بین می برد.
او با ارائه فرمول «شایعه برابر است با اهمیت ضرب در ابهام»، توضیح می دهد که برای از بین بردن شایعه، باید ابهام را کاهش داد، نه اینکه با سکوت و محدودیت، به داغ تر شدن بازار شایعه دامن زد. او به نمونه اخیر شهادت فرماندهان نظامی اشاره می کند که سکوت اولیه، میدان را به رسانه های خارجی داد، اما پس از شفاف سازی، بخشی از اعتماد بازگشت.

مدیریت بحران و غفلت از ظرفیت رسانه های بین المللی
نفیسی با اشاره به جنایت اخیر در میناب و بمباران مدرسه، از فقدان آمادگی در مدیریت بحران رسانهای انتقاد میکند. او میگوید که ایران باید با دعوت از خبرنگاران خارجی و تسهیل حضور آنها در صحنه های حادثه، جنایات را به افکار عمومی جهان نشان دهد، همانطور که رسانهها جنگ ویتنام را با پوشش میدانی خود پایان دادند. او با یادآوری اینکه در غزه، بالاترین تلفات تاریخ خبرنگاری ثبت شده، تأکید میکند که قدرت قلم و دوربین از صدها موشک مؤثرتر است و تصاویر تأثیرگذار، میتوانند افکار عمومی را تغییر دهند.
اطلاعات بین الملل/ فرصتی که با بی توجهی دولت از دست رفت
نفیسی از تجربه انتشار روزنامه بین المللی اطلاعات به زبان های فارسی و انگلیسی در لندن و نیویورک به عنوان یک دستاورد بزرگ یاد میکند که با رویکرد انعکاس نظرات موافق و مخالف، مخاطبان بسیاری را جذب کرده بود. او می گوید که در مقطع برجام، وزارت خارجه هزار نسخه از این روزنامه را برای توزیع در وین سفارش داد و آن را بسیار مؤثر ارزیابی کرد. اما با بسته شدن راه های مالی توسط آمریکا و عدم حمایت دولت، وزارت خارجه، ارشاد و ریاست جمهوری وقت، این پروژه تعطیل شد. نفیسی این غفلت را ضربهای به دیپلماسی رسانه ای ایران دانست و بر لزوم حمایت از چنین ظرفیت هایی تأکید کرد.
مدیران مسئول اطلاعات؛ از عباس مسعودی تا دعایی و اهمیت استمرار مدیریت
نفیسی به ترتیب مدیران مسئول اطلاعات در دوران فعالیت خود اشاره می کند: عباس مسعودی (حدود دو سال)، فرهاد مسعودی (تا پیش از انقلاب)، شورای ۲۱ نفره متشکل از نمایندگان کارگران، کارمندان و تحریریه که پس از انقلاب و تا زمان انتصاب سید محمود دعایی توسط امام خمینی(ره)، اداره روزنامه را بر عهده داشتند. او استمرار مدیریت دعایی را عامل انجام پروژه هایی چون انتقال ساختمان موسسه از توپخانه به میرداماد و ایجاد اطلاعات بین الملل می داند. به گفته نفیسی، تداوم مدیریت به کارآمدی و پایداری رسانه میانجامد.

آنچه یک رسانه را ماندگار می کند نیرویی است که در آن حضور دارد
نفیسی در بخش پایانی روایت خود، بر این نکته تأکید می کند که آنچه یک رسانه را ماندگار می کند، نه ساختمان و تجهیزات، بلکه انسان هایی هستند که در آن فعالیت کرده اند. او می گوید که ساختن یک خبرنگار کارآمد، سال ها زمان و سرمایه می برد و نباید ارزش این سرمایه های انسانی را نادیده گرفت. او با مقایسه امکانات امروزی ضبط صدا، تلفن همراه و اینترنت با دوران ابتدایی کار خود که تنها با یک خودکار و دفترچه یادداشت خبر تهیه میکردند، تصریح میکند که فناوری وسیله است، اما عامل اصلی، خبرنگاری است که با دانش، ادراک و تعهد خود، حقیقت را به مخاطب منتقل می کند.
توصیه به خبرنگاران و مسئولان/ از برخوردهای احساسی دوری کنید!

نفیسی در پاسخ به پرسش پایانی درباره توصیه به خبرنگاران در روز خبرنگار، ضمن تبریک به همه دست اندرکاران رسانه ها به ویژه ایسنا، سه توصیه اساسی ارائه کرد: افزایش دانش پایه در حوزه های تخصصی برای پرسشگری دقیق و درک بهتر پاسخ ها. پرهیز از برخورد احساسی با رویدادها و تلاش برای انتقال حقیقت نسبی تا حد ممکن، با استفاده از ابزارهای ضبط و ثبت که مستندات عینی را فراهم می کنند. حضور مستمر در میان مردم و شناسایی دغدغه های واقعی آنها از طریق مواجهه مستقیم با مشکلات روزمره.
او همچنین از مسئولان خواست که با تأمین امنیت شغلی و امکانات اولیه، زمینه را برای فعالیت مستمر و مقتدرانه خبرنگاران فراهم کنند تا مرجعیت خبری کشور در داخل تحکیم شود و شایعه و ابهام از فضای عمومی زدوده شود. نفیسی با تأکید بر اینکه روزنامه نگاری شغلی است که زندگی فرد را می بلعد و نیازمند تعهدی تمام وقت است، احساس امیدواری کرد که نسل جدید با عشق و آگاهی، این مسیر دشوار اما تأثیرگذار را ادامه دهد.
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=26072