«به رنج آدمها عادت نکردهام»؛ روایت آنا رام از خبرنگاری حوادث

آنا رام سالهاست در میان آژیرها، پروندههای سنگین، اشک خانوادهها و واقعیتهای گاه تکاندهنده جامعه، قلم میزند؛ زنی که گزارش حوادث را نه صرفاً مجموعهای از خبرهای پرمخاطب، بلکه روایت سرنوشت انسانهایی میداند که پشت هر تیتر و هر واقعه، دنیایی از امید، اضطراب و رنج دارند؛ او تلاش کرده است از دل هر حادثه، هشداری برای پیشگیری و روزنهای برای آگاهی جامعه بیرون بکشد.
در این گفتگو، خبرنگار داماهی با آنا رام درباره دشواریهای خبرنگاری حوادث، عبور از نگاههای کلیشهای نسبت به حضور زنان در این حوزه، ضرورت راستیآزمایی خبر در عصر شبکههای اجتماعی، مرز حساس اطلاعرسانی و حریم خصوصی قربانیان و سرمایهای به نام اعتماد مخاطب به گفتوگو نشسته است؛ گفتگویی که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
داماهی: سرکارخانم رام، پیشاپیش روز خبرنگار را به شما تبریک میگوییم؛ بگذارید بدون مقدمه به سراغ قلب تپنده کار شما برویم. خبرنگار حوادث، روزانه با درد، سوگ و تلخترین لحظات زندگی مردم مواجه است و شما سالهاست این بار سنگین را بر دوش میکشید. صادقانه بگویید؛ این حجم از مواجهه با آسیبهای اجتماعی، چگونه «آنا رام»ِ امروز را نسبت به «آنا رامِ» سالهای ابتدای فعالیتش تغییر داده است؟ آیا این شغل شما را به جامعه بدبین کرده یا دیدِ عمیقتری به شما بخشیده است؟
آنا رام: سالهای اول، هر پرونده حادثه برایم مثل یک آوار سنگین بود و تا مدتها ذهنم را درگیر میکرد. با گذشت سالها یاد گرفتم که چطور احساساتم را مدیریت کنم تا خودم آسیب نبینم، اما حقیقت این است که هیچوقت به رنج آدمها عادت نکردم. هنوز هم بعضی پروندهها، بهویژه آنهایی که پای کودکان، زنان یا یک خانواده ازهمپاشیده در میان باشد، تا مدتها از ذهنم پاک نمیشوند.
اما برخلاف تصور رایج، خبرنگاری حوادث مرا به جامعه بدبین نکرد، بلکه نگاهم را بسیار عمیقتر و مسئولانهتر کرد. امروز بیش از هر زمان دیگری میدانم پشت هر خبر کوتاهی که در روزنامه چاپ میشود، سرنوشت یک انسان و دنیای یک خانواده قرار دارد. شاید در این سالها صبورتر و محکمتر شده باشم، اما هنوز هم معتقدم اگر خبرنگار روزی درد مردم را احساس نکند، دیگر فقط خبر مینویسد، نه روایت زندگی انسانها.
داماهی: حوزه حوادث در فرهنگ عمومی هنوز هم حوزهای «مردانه» تلقی میشود؛ حوزهای خشن، پر از تنش و نیازمند رفتوآمدهای مداوم در مراجع قضایی و انتظامی. به عنوان زنی که سالها در دل این حوادث در بندرعباس حضور داشتهاید، آیا تا به حال با نگاههای کلیشهای مواجه شدهاید که فکر کنند این کار برای روحیه یک زن مناسب نیست؟ شما چگونه این سدها را شکستید؟
آنا رام: اوایل فعالیتم، این نگاه و قضاوتها را بارها تجربه کردم. اینکه تصور میشد حوزه حوادث برای یک زن مناسب نیست یا او نمیتواند از پس سختیها و زبریهای این کار برآید، یک پیشفرض رایج بود. اما من هیچوقت تلاش نکردم با حرف زدن یا بحث کردن این نگاه را تغییر دهم؛ بلکه اجازه دادم کارم قضاوت شود.
وقتی سالها بهطور مستمر در صحنه حادثه حضور داشته باشید، خبر دقیق و حرفهای منتشر کنید و اعتماد منابع خبری و مخاطبان را به دست آورید، بسیاری از این کلیشهها خودبهخود رنگ میبازند. به باور من، خبرنگاری حوادث بیش از هر چیز به جسارت، دقت، مسئولیتپذیری و حفظ آرامش در شرایط بحرانی نیاز دارد؛ ویژگیهایی که جنسیت نمیشناسد. اگر امروز در استان از من بهعنوان خبرنگار حوادث یاد میشود، دلیلش زن بودن یا نبودن نیست، بلکه سالها حضور مستمر در میدان، پایبندی به اصول حرفهای و اعتمادی است که در طول زمان به دست آمده است.
داماهی: در حوادث تلخ، مرز بسیار باریکی بین «اخبار جذاب و پربازدید» و «تجاوز به حریم خصوصی قربانیان» وجود دارد. در هرمزگان که بافت سنتی، قومیتی و خانوادگیِ خاص خود را دارد، چگونه تعادل میان «وظیفه اطلاعرسانی» و «رعایت اخلاق انسانی» را برقرار میکنید تا هم خبرتان صداقت داشته باشد و هم حرمت خانوادههای داغدار حفظ شود؟
آنا رام: به نظر من، رسالت خبرنگار حوادث فقط اطلاعرسانیِ صرف نیست، بلکه «اطلاعرسانی مسئولانه» است. من همیشه تلاش کردهام میان حق مردم برای آگاهی از اخبار جامعه و حق خانوادهها برای حفظ حرمت و آرامششان، تعادل دقیقی برقرار کنم. اگر انتشار جزئیاتی از یک پرونده باعث رنج بیشتر یک خانواده آسیبدیده یا خدشه به آبروی افراد شود، دیگر آن را صرفاً یک موفقیت خبری یا کلیکخور نمیدانم و از آن می گذرم.
در هرمزگان، به دلیل بافت سنتی و شناخت نزدیک مردم از یکدیگر، این مسئولیت بسیار سنگینتر است؛ چون نامها و محلهها سریع شناسایی میشوند. گاهی حذف یک نام، یک تصویر یا حتی بخشی از جزئیات غیرضروری، احترام به خانوادهای است که در سختترین روزهای زندگیاش قرار دارد. باور دارم خبرنگار باید حقیقت را روایت کند، اما هر حقیقتی را نباید به هر شیوهای منتشر کرد. حفظ کرامت انسانها برای من بخشی از ذات حرفه خبرنگاری است، نه موضوعی جدا از آن.
داماهی: شما در دورهای «صبح ساحل» را به عنوان تنها مرجعِ خبر حوادث در هرمزگان تجربه کردید، اما امروز با ظهور شبکههای اجتماعی، هر شهروندِ مجهز به گوشی هوشمند، در صحنه حادثه به یک خبرنگار تبدیل شده است. این «هرجومرج خبری» چقدر کار شما را به عنوان یک خبرنگار حرفهای که باید راستیآزمایی کند، سختتر کرده است؟
آنا رام: شبکههای اجتماعی، سرعت انتشار اخبار را به شدت متحول کردهاند، اما مسئله اینجاست که سرعت همواره به معنای صحت نیست. امروزه بخش قابل توجهی از زمان ما خبرنگاران حرفهای، صرف راستیآزمایی، بررسی منابع رسمی و تفکیک واقعیت از شایعات میشود؛ مسئولیتی که در گذشته شاید تا این اندازه پیچیده و فرساینده نبود.
به باور من، تمایز خبرنگار حرفهای از فضای مجازی دقیقا در همین مسئولیتپذیری و پایبندی به اصول نهفته است. ما نمیتوانیم صرفاً به دلیل انتشار زودهنگام یک خبر در کانالهای تلگرامی یا اینستاگرام، آن را بازنشر کنیم. اعتبار یک رسانه طی دههها شکل میگیرد، اما ممکن است با انتشار یک خبر نادرست در لحظهای کوتاه از بین برود. از این رو، من همواره ترجیح دادهام انتشار خبرم چند دقیقه به تأخیر بیفتد، اما در عوض دقیق، مستند و قابل اعتماد باشد. در نهایت، سرمایه واقعی یک خبرنگار نه سرعت انتشار، بلکه اعتماد مخاطبان است.
داماهی: در فضای کاریِ امروز که تعویض مدام رسانهها و کوچ رسانهای به یک باب تبدیل شده، وفاداریِ شما به روزنامه «صبح ساحل» در تمام این سالها اتفاق جالبی است. چه چیزی در «صبح ساحل» یا نگاه حرفهای شما وجود دارد که باعث شده این پیوند کاری تا این حد پایدار بماند؟
آنا رام: در دنیای امروز، ماندن در یک رسانه زمانی ارزشمند است که همراه با رشد، اعتماد و احترام متقابل باشد. در تمام این سالها، صبح ساحل برای من فضایی بوده که در آن فرصت تجربه، یادگیری و فعالیت حرفهای مستقل داشتهام و توانستهام بخشی از مسیر کاری خود را در کنار این مجموعه قدیمی و ریشهدار استان طی کنم.
من خبرنگاری را صرفاً یک عنوان شغلیِ وابسته به نام یک رسانه نمیدانم. آنچه اهمیت دارد، پایبندی به اصول حرفهای، صداقت با مخاطب و مسئولیتی است که در قبال جامعه داریم. استمرار این همکاری طولانی، حاصل همین اعتماد متقابل، همراهی و اعتقادی است که به کار حرفهای و رسالت مطبوعاتی داشتهام.
داماهی: به عنوان سوال آخر؛ اگر قرار باشد یک «نصیحت تلخ» اما واقعی از دلِ صدها پرونده حوادثی که در بندرعباس و هرمزگان پوشش دادهاید به مردم شهر و همکاران جوانترتان بگویید که فکر میکنید کمتر کسی به آن توجه میکند، آن حرف چیست؟
آنا رام: اگر بخواهم از دل سالها حضور در صحنه حوادث یک حرف واقعی به مردم بزنم، این است: هیچکس فکر نمیکند یک حادثه تلخ قرار است برای او اتفاق بیفتد؛ اما بسیاری از پروندههایی که من پوشش دادهام، نتیجه یک لحظه بیاحتیاطی کوچک یا یک تصمیم ساده و شتابزده بودهاند. گاهی تنها چند ثانیه میتواند تفاوت بزرگ بین یک «خاطره» و یک «فاجعه» را رقم بزند. پس بیایید زندگی و خطرات آن را جدیتر بگیریم.
به همکاران جوانترم هم میگویم که خبرنگاری حوادث فقط دیدن صحنههای مهیج یا تلخ و نوشتن سریع از آنها نیست؛ این حوزه به صبر فراوان، تحمل بالا و توانایی شنیدن درد آدمها نیاز دارد. در کنار هیجان کار، باید به شدت مراقب بود که این شغل، حساسیت انسانی ما را نسبت به رنج دیگران کم نکند و ما را به آدمهایی بیتفاوت تبدیل نسازد.
مهمترین چیزی که در این سالها یاد گرفتهام این است که زندگی بسیار شکنندهتر از آن چیزی است که تصور میکنیم و شاید ارزشمندترین کاری که یک خبرنگار حوادث میتواند انجام دهد، تبدیل یک حادثه تلخ به هشداری برای پیشگیری از تکرار آن باشد.
گفتگو با آنا رام، فراتر از مرور خاطراتِ تلخ و شیرینِ یک خبرنگار حوادث، واکاویِ دردی است که به رسالتِ آگاهی بدل شده است؛ او در تمام این سالها به ما یادآوری کرد که خبرنگاری، پیش از آنکه «ثبتِ رویدادها» باشد، تلاشی برای صیانت از حرمتِ انسانها در میانه ویرانههاست.
رام با استقامت در مسیری که بسیاری آن را خشن یا فرساینده میدانند، ثابت کرد که قلمِ یک خبرنگار، اگر با نبضِ رنجدیدهی جامعه گره بخورد، نه تنها حقیقت را عریان میکند، بلکه میتواند سپری باشد در برابر بیاخلاقیهایی که حریمِ خصوصی قربانیان را نشانه رفته است.
در هفدهم مرداد، داستانِ آنا رام در تحریریه صبح ساحل بیش از آنکه یک روایتِ شخصی باشد، آیینه تمامنمایِ مسئولیتی است که بر دوشِ جامعه رسانهای هرمزگان سنگینی میکند.
او به ما میآموزد که در عصرِ شتابزدهی اخبارِ لحظهای، هنوز هم دقت و اخلاق تنها سرمایههای ماندگارِ یک رسانه هستند.
پایگاه خبری داماهی مفتخر است که در این روز، صدایِ کسی را بازتاب میدهد که معتقد است بزرگترین دستاوردِ کارش، نه پربازدید شدنِ اخبار، بلکه تبدیلِ هر حادثه به هشداری برای کاهشِ رنجهایِ همنوعانش بوده است؛ روایتی که بیشک، تا سالها در حافظهی تاریخی و خبری این خطه باقی خواهد ماند.
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=26033