۱۴۰۵-۰۵-۲۳

خبرنگاران و رسانه

حاوی اخبار صنف خبرنگاران، اصحاب مطبوعات و رسانه‌های کشور

روایت‌های روزنامه‌نگار پیشکسوت فارس از خبرنگاری در دهه ۴۰ و ۵۰

خاطرات خسرو حقگو، روزنامه‌نگار پیشکسوت و مدیر روزنامه «پیغام امروز»، فراتر از دریچه‌ای به روی گذشته‌ است؛ این روایت‌ها، تجسم زنده تضاد میان شکوه تشریفات درباری و جسارت مطبوعاتی در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی هستند.
روایت‌های روزنامه‌نگار پیشکسوت فارس از خبرنگاری در دهه ۴۰ و ۵۰

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه و به نقل از خبرنگار ایرنا؛ «خسرو حقگو» خبرنگار و روزنامه‌نگار پیشکسوت فارس سال ۱۳۲۳ در محله‌ قدیمی «گود عربان» شیراز متولد شد؛ جایی که می‌گوید: «هنوز هم نام آن در قلب من زنده است».

او تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان فرهنگ و دبیرستان‌های نمازی و محمدرضا شاه به پایان رساند و از سال ۱۳۴۴ فعالیت روزنامه‌نگاری خود را آغاز کرد.

حقگو در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ روزنامه «پیغام امروز» را منتشر می‌کرد و چنانکه خود می‌گوید، در ۸۲ سالگی، سرگرمی مورد علاقه اش خواندن روزنامه است.

خاطرات و روایت‌های خسرو حقگو، مدیر پیشکسوت موسسه «پیغام امروز»، دریچه‌ای برای تجسم زنده تضاد میان شکوه تشریفات درباری و جسارت مطبوعاتی در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی است.

او با نگاهی دقیق به جزئیات، از حواشی غیرمنتظره حضور مقامات در تخت‌جمشید و شیطنت‌های سگ سلطنتی در میان گارد شاهنشاهی تا قدرت طنز و کاریکاتور روزنامه «توفیق» در مواجهه با دولتمردان سخن می‌گوید.

حقگو با ترسیم چهره‌ای ملموس از فضای سیاسی و اجتماعی آن دوران، شکوه و پیچیدگی‌های رسانه‌ای را در کنار هم بازنمایی می‌کند.

وی با مدیریت روزنامه «پیغام امروز»، توانست پای نشریات کشوری را به نقاط مختلف استان باز کند و در عین حال، با حفظ اصول حقیقت‌نگاری، الگویی از روزنامه‌نگاری مسئولانه را ارائه دهد.

تجلیل از ۵۰ سال فعالیت حرفه‌ای وی در مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس، گواهی بر جایگاه او در عرصه روزنامه‌نگاری و تالار افتخارات فارس است.

امروز میراث روزنامه‌نگاری حقگو منبعی بی‌پایان برای درک تحولات رسانه‌ای و اجتماعی ایران محسوب می‌شود.

خسرو حقگو در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا از ورود خود به عرصه رسانه و مطبوعات تا روزهای حساس و پرپیچ و خم روزنامه‌نگاری گفت.

روایت مسیر حرفه‌ای یک روزنامه‌نگار، پیش از انقلاب

ایرنا:چطور وارد عرصه رسانه شدید و این مسیر را ادامه دادید؟

خسرو حقگو: مسیر حرفه‌ای و عشق به دنیای روزنامه‌نگاری از سال‌های تحصیل در دبیرستان آغاز شد، از آن زمان که بر روی مقواهای بزرگ، روزنامه‌های دیواری می‌ساختیم .

من مدیریت هیات تحریریه روزنامه دبیرستان خود (ابوذر) را به عهده داشتم و از آن هنگام بذر علاقه‌ واقعی به این حوزه در ذهنم کاشته شد.

در آن زمان با وجود نبود دستگاه‌های تایپ، هیات تحریریه‌ای شامل نویسندگان و طراحان داشتیم که مسئولیت تهیه روزنامه‌های دیواری را در هر هفته بر عهده می‌گرفتم و همین فعالیت‌ها سرآغاز ورود به دنیای حرفه‌ای رسانه بود.

پس از تحصیل، خیلی زود وارد فعالیت حرفه‌ای روزنامه نگاری شدم؛ در آن مقطع، فعالیت‌های نظارتی بر روزنامه‌های کشوری و استانی از سوی وزارتخانه‌ای که پیش‌تر با نام وزارت فرهنگ و هنر شناخته می‌شد، انجام می‌گرفت.

دکتر عبدالرسول عظیمی، متخصص ادبیات روزنامه‌نگاری از دانشگاه پاریس بود که پس از کناره‌گیری از سردبیری روزنامه کیهان، امتیاز «پیغام امروز» را دریافت کرد و من در آن دوره مسئولیت سرپرست این روزنامه را در استان فارس بر عهده گرفتم.

روزنامه «پیغام امروز» در کنار دو روزنامه پرآوازه «کیهان» و «اطلاعات»، یکی از سه روزنامه اصلی چاپ تهران به شمار می‌رفت.

در کنار مدیریت روزنامه سیاسی و جدی پیغام امروز، با روزنامه طنز «توفیق» نیز همکاری می‌کردم و به عنوان سرپرست استانی این روزنامه، به تولید مطالب در حوزه‌های مختلف از جمله سیاسی، ادبی، هنری و طنز می‌پرداختم.

روزنامه توفیق در آن دوران از سنت استفاده از نام‌های مستعار نویسندگان پیروی می‌کرد و مدیریت آن بر عهده سه برادر توفیق به نام‌های حسن، حسین و عباس بود که حسن و حسین فوت کردند و عباس اکنون در آمریکا زندگی می‌کند.

روزنامه توفیق با وقوع انقلاب و تغییرات سیاسی دوران، به همراه برخی از نشریات دیگر تعطیل شد و در حال حاضر نظارت و سرپرستی دیگر روزنامه‌های کشوری را بر عهده دارم.

نخستین انجمن حرفه‌ای خبرنگاری شیراز

ایرنا: سندیکای خبرنگاران شیراز چطور شکل گرفت؟

خسرو حقگو: آقای رضا مرزبان، از ارکان اصلی روزنامه کیهان، نخستین استاد تاثیرگذار من در حوزه خبرنگاری بود و من این سندیکار را تحت تاثیر مدیریت و تشویق‌های او ایجاد کردم.

رضا مرزبان سندیکای نویسندگان و خبرنگاران را در تهران داشت و من نیز با الهام از تجربه‌ او سندیکای نویسندگان و خبرنگاران را برای اولین بار در شیراز تاسیس کردیم تا بستری برای رشد نویسندگان فراهم آید.

روایتی از تلخ‌ترین واقعه مطبوعاتی در شیراز

ایرنا: سخت‌ترین و چالش برانگیزترین خبری که پوشش دادید، چه بود؟

خسرو حقگو: از نظر سیاسی، یکی از پیچیده‌ترین و دشوارترین وقایعی که پوشش خبری آن را بر عهده داشتم، مربوط به غائله جنوب بود که پس از مدت‌ها مبارزه مسلحانه در کوه‌های اطراف شیراز و به‌ویژه مناطق نورآباد رخ داد. در آن زمان ۱۵ نفر از جمله حسین‌قلی رستم و پسرش، فتح‌الله حیات‌داوودی، ناصر طاهری و یازده نفر دیگر از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شدند.

محاکمه این افراد در دادگاه‌های نظامی برگزار شد و در نهایت، حکم دادگاه برای ۱۲ نفر از آن‌ها اعدام بود. تنها سه نفر به حبس‌های طویل‌المدت محکوم شدند که یکی از آنان به دلیل بالا بودن سن (هفتاد سالگی) از مجازات اعدام تبرئه شد، در آن زمان افرادی که سن بالا داشتند را اعدام نمی‌کردند.

دردآورترین و ماندگارترین بخش این ماجرا، لحظه اجرای حکم در پادگان مرکز پیاده در خیابان باغ‌تخت شیراز بود که من به همراه آقای مصدقی به عنوان تنها خبرنگاران در آن صحنه حضور داشتیم. در حالی که دیگران تمایلی به پوشش واقعه نداشتند، من با انگیزه‌های درونی خود پیگیر ماجرا بودم.

صحنه‌ای که هرگز از یاد نمی‌برم، نحوه حضور حیات‌داوودی در مراسم تیرباران بود؛ برخلاف سایر محکومان که با لباس معمولی بودند، او با کت و شلوار و کراواتی بسیار شیک و تمیز در محل اجرای حکم حاضر شد. همچنین نکته‌ای که همواره در ذهن دارم، سنت دادن صبحانه به محکومان پیش از اجرای حکم تیرباران بود که تصویری تکان‌دهنده را در ذهن من تداعی می‌کند.

در مورد حسین‌قلی رستم و فرزندش که هر دو در این جریان دستگیر شده بودند، خاطره‌ای دارم که بسیار تاثیرگذار است. پسر او در دادگاه بدوی با قید قرار آزاد بود و من شب‌ها از پنجره دفترم که در طبقه بالای سینما پارس خیابان زند قرار داشت، او را می‌دیدم که پس از جلسات دادگاه در شهر قدم می‌زد و ساندویچی می‌خورد.

آموختن درس زندگی از زندانی در انتظار جوخه آتش

پس از صدور حکم اولین اعدام، وضعیت به کلی تغییر کرد و او را بلافاصله بازداشت کردند. زمانی که پس از چند ماه برای دادگاه تجدید نظر او را آوردند، به دلیل شرایط بسیار بد و نمور زندان در ارگ کریم‌خان، وضعیت جسمانی‌اش به قدری وخیم شده بود که دیگر توان راه رفتن نداشت و او را با برانکارد به دادگاه آوردند؛ این یکی از تلخ‌ترین خاطراتی است که از آن دوران در ذهن دارم.

در آن مراسم که یازده نفر برای اجرای حکم آماده می‌شدند، من به عنوان تنها خبرنگار حاضر در میدان تیر، فرصت داشتم تا با تک‌تک آن‌ها گفت‌وگو و گفته‌هایشان را یادداشت کنم. وقتی نوبت به صحبت با آقای حیات‌داوودی رسید، صحنه‌ای رخ داد که هنوز هم مرا تکان می‌دهد. پیش از آن، برای او چایی آورده بودند و او در حالی که با من صحبت می‌کرد، لب به چای زد اما گویی چای سرد بود. او با همان صلابت و لحنی که گویی هنوز در جایگاه قدرت قرار دارد، سربازی که مسئول مراقبت بود را صدا کرد. او با ادبیاتی خاص که نشان‌دهنده نوعی استعلا بر شرایط بود، به سرباز گفت: «سرباز! در این روز آخر هم نمی‌توانی یک چای گرم به ما بدهی؟».

این لحظه برای من بسیار تکان‌دهنده بود؛ فردی که می‌دانست کمتر از ۱۰ دقیقه دیگر در برابر جوخه آتش قرار می‌گیرد و جانش را از دست می‌دهد، چنان آرامشی داشت که به کیفیت چای خود اعتراض می‌کرد!

این خاطره برای من بسیار ماندگار است، چرا که نشان می‌دهد انسان در سخت‌ترین لحظات زندگی نیز می‌تواند روحیه و منش خود را حفظ کند؛ مساله‌ای که حتی برای من به عنوان خبرنگار که در آن لحظه تماشاگر بودم، بسیار دشوار و دور از انتظار بود.

ابهت و اعتبار بالای روزنامه‌ها در دهه‌های گذشته

ایرنا: در دوران فعالیت حرفه‌ای شما، چه نوع گزارش‌هایی در روزنامه‌ها منتشر می‌شد و چالش اصلی خبرنگاران چه بود؟

خسرو حقگو: در آن دوران، تمرکز اصلی ما بر مسائل روز بود؛ یعنی گزارش‌هایی که مستقیماً با زندگی مردم در ارتباط بود. گاهی یک مصاحبه مطبوعاتی ساده انجام می‌گرفت که بسیار صریح و شفاف منتشر می‌شد، اما گاهی اوقات کنجکاوی خبرنگار به مسائل عمیق‌تری منجر می‌شد.

چالش اصلی اینجا بود که گاهی خبرنگار با دنبال کردن یک مسیر خاص، به نتایجی می‌رسید که مورد توبیخ قرار می‌گرفت.

در آن زمان روزنامه‌های مختلفی مثل پیک، خجسته، اجتماع ملی، پارس، بهار ایران و پیام آسمانی در فارس چاپ می‌شدند که هر کدام از نظر استمرار و نوع چاپ، ویژگی‌های خاص خود را داشتند.

مطبوعات در آن مقطع ابهت و اعتبار بسیار بالایی داشتند. روزنامه‌ها واقعا نقش خود را خوب ایفا می‌کردند و مورد توجه بودند؛ روزنامه‌ای مثل «توفیق» با وجود آنکه ماهیت طنز داشت، اما در تحلیل‌ها و کاریکاتورهای خود بسیار جسور بود و حتی به نحوی با مقامات برخورد می‌کرد.

از نظر فرآیند چاپ نیز، روزنامه‌ها بعداز ظهر در شیراز و روز بعدتر شهرستان‌ها توزیع می‌شد، اما با گذشت زمان و ظهور روزنامه‌های صبح مثل «آزادگان» و «آیندگان»، شیوه توزیع و دسترسی مردم به اخبار تغییر کرد و این تحول باعث شد که سرعت رسیدن خبر به شهرستان‌ها بسیار بیشتر شود.

استقبال بالای مردم پوشش طنزآمیز رخدادهای پیش از انقلاب

روزنامه توفیق ستونی داشت به نام «حزب خران»؛ (خر در دایرةالمعارف به معنی بزرگ است) با وجود آنکه در ظاهر ظاهری رسمی داشت، اما در واقع از آزادی عمل و جسارت بسیار بالایی برخوردار بود.

کاریکاتورهای آن روزنامه بسیار بزرگ و پرجزئیات بود و گاهی تا چندین صفحه ادامه می‌یافت و با لحنی طنزآمیز، نخست‌وزیران و روسای جمهور را به چالش می‌کشید.

برای نمونه، یکی از کاریکاتورهای معروف، شخصیت «علم» را نشان می‌داد که هر جا می‌رفت، «کلنگ» می‌زد و مشخص نبود این کلنگ زنی به نتیجه برسد؛ یک بار کاریکاتوری در روزنامه توفیق منتشر شد که در آن به کلنگ زنی بیهوده علم اشاره داشت.

یکی از ماندگارترین خاطرات من، مربوط به زمانی است که نخست‌وزیر وقت، آقای هویدا، با خانم لیلا امامی ازدواج کرد. روزنامه توفیق با استفاده از کاریکاتور و مطالب طنز، این ازدواج را پوشش داد. استقبال از آن شماره به قدری بالا بود که با وجود قیمت بالای آن نسبت به سایر شماره‌ها، مردم با اشتیاق فراوان آن را خریداری می‌کردند و این نشان‌دهنده قدرت رسانه‌ای و محبوبیت آن سبک پوشش خبری در آن مقطع زمانی بود.

روایت خبرنگار اعزامی، از فرار سگ سلطنتی در تخت‌جمشید

ایرنا؛ جالب‌ترین خاطره‌ای که از پوشش یک رویداد دارید، چه بوده؟

خسرو حقگو: در دوران پهلوی، فرح همسر محمدرضا شاه، سگ بسیار کوچکی داشت که شیرازی‌ها به آن می‌گفتند «سگ بغلی»؛ من بارها در فرودگاه، هنگام پوشش مراسم استقبال از شاه، شاهد این بودم که یک مامور مخصوص، آن سگ را از پلکان هواپیما پایین می‌آورد، حتی برای این سگ، ماشین مخصوص و محل اقامت جداگانه‌ای در نظر گرفته شده بود و هر جا که فرح حضور داشت، آن سگ نیز در کنار او بود.

زمانی که شاه و فرح با همراهی مهمانان و مقامات عالی رتبه خارجی به شیراز آمدند، برای استراحت به نزدیکی تخت‌جمشید رفتند. هوا گرم بود و آنها برای فرار از آفتاب در سایه نشستند، خبرنگاران نیز بودند

در اطراف تخت‌جمشید سگ‌های وحشی زیادی وجود داشت. ناگهان چند سگ درشت‌جثه به سگ کوچک همسر شاه حمله کردند. سگ کوچک که اندازه یک گربه بود، به‌شدت ترسید و فرار کرد.

فرح که به آن سگ علاقه زیادی داشت، بسیار نگران شد و جیغ می‌زد. در این میان، گارد شاهنشاهی که محافظان فرح بودند، به دنبال آن سگ‌های وحشی دویدند و صحنه‌ای عجیب ایجاد شد.

نیروهای گارد شاهنشاهی دنبال سگ‌ها می‌دویدند و آن سگ کوچک هم با هیجان و غریزه خود در میان آن‌ها می‌دوید و این خاطره از فرار سگ کوچک و استرس و اضطراب همسر شاه در ذهنم مانده است.

حفظ اصوب اخلاقی و حقیقت‌نگاری، چالش اصلی رسانه‌های کشور

ایرنا: بزرگترین تفاوت خبرنگاران امروز و گذشته را در چه می‌دانید؟

خسرو حقگو: بزرگترین تفاوت در ماهیت کار و مسئولیت است؛ در گذشته، ما با منابع محدود اما تمرکز بالا، کار خودمان را انجام می‌دادیم و اگر مشکلی پیش می‌آمد، یاد می‌گرفتیم و در گزارش بعدی اصلاح می‌کردیم.

اما امروزه، به نظر می‌رسد خبرنگاران بیشتر در نقش پیشواز اخبار عمل می‌کنند. گاهی از ما خواسته می‌شود که فلان چیز را بنویسیم یا فلان موضوع را پوشش ندهیم.

در واقع، چالش اصلی امروز، حفظ همان اصول اخلاقی و حقیقت‌نگاری است که متاسفانه در سال‌های اخیر دچار خدشه‌شده است.

مرز میان خبرسازی سطحی و حقیقت‌جویی عمیق

ایرنا: از نظر شما تفاوت بنیادین یک خبرنگار حرفه‌ای با دیگران در چیست؟

خسرو حقگو: خبرنگار معمولی معمولا تنها به دنبال پدیده‌هایی است که بر سطح آب شناور هستند؛ یعنی همان حوادثی که به راحتی و به صورت سطحی دیده می‌شوند و او نیز فقط آن‌ها را منعکس می‌کند. اما خبرنگار حرفه‌ای، همواره در پی آن است که به زیر آب و اعماق برود.

خبرنگار حرفه‌ای به دنبال یافتن حقایقی است که حتی اگر در میان آب‌های گل‌آلود پنهان شده باشند، با تحقیق و جست‌وجوی مداوم آن‌ها را کشف و منعکس کند.

بزرگنمایی، ممنوع

ایرنا: چه توصیه‌ای برای نسل جوان خبرنگار دارید؟

خسرو حقگو: توصیه من به نسل جوان این است که همواره در مسیر یافتن حقیقت گام بردارند و در عین حال، از خلاقیت خود نیز بهره بگیرند.

بسیار مهم است که در گزارشگری، مسائل کوچک را به شکلی بی‌رویه یا بدون دلیل منطقی بزرگ نکنند. وظیفه اصلی ما این است که واقعیت را به درستی روایت کنیم و همان جریانی را که واقعا اتفاق افتاده است، با دقت و بدون بزرگ‌نمایی شرح دهیم.

پایبندی به حقیقت‌نگاری را فراموش نکنید

ایرنا: می‌خواهید سخن پایانی شما در این گفت‌وگو چخ باشد؟

خسرو حقگو: توصیه من به دوستان خبرنگار این است که با وجود تمام سختی‌ها و مسئولیت‌های سنگین، همیشه پایبند به اعتقادات روزنامه‌نگاری و حقیقت‌نگاری باشند؛ اصلی که متاسفانه این روزها دچار خدشه شده است.

لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=26314

About Author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کپی رایت © khabarnegaranvaresane.ir تمامی حقوق محفوظ است. | Newsphere by AF themes.