قافیه را نباید باخت

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه؛ شاید در نگاه نخست، خبرنگاری کار آسانی به نظر برسد، گزارشگری عینی واقعیات با قید مکان و زمان و دلیل رخدادها و… اما حقیقتا ورود به چنین حرفهای وارد شدن به میدانی فراخ، پرمخاطره، وسوسهانگیز، رنگارنگ و سخت است که گاهی از جدالهای درازآهنگ بین حقیقتها و واقعیتها، حکایتها دارد و بنابراین، ماندن و مانا شدن در آن، مانند بسیاری دیگر از عرصههای دشوار، هیبت، جدیت، دانش و چیرهدستی نیاز دارد.
در جهان خبرنگاری اثرپذیری و اثرگذاری، دو رکن غیر قابل کتمان است زیرا تا زمانی که شخص، فهم درستی از وضعیت جامعه نداشته باشد تا آن را با استانداردها و ایدهآلها بسنجد از انجام درست وظیفهای که برعهده گرفته، دور خواهد ماند و این دور ماندن، هرگز اجازه نخواهد داد او به فردی اثرگذار تبدیل شود و در آگاهیبخشی موثر به افکار عمومی، سهمی برای خویش بیافریند.
به پندار من، خبرنگار راستین به ساختن دنیایی بهتر، از مسیر درست میاندیشد زیرا هدف، هرگز نمیتواند وسیله را توجیه کند. بر این اساس و برای نیل به چنین جهانی، به ریشهیابی و چارهجویی برای رفع چالشها یاری میرساند و این مهم از مسیر تقویت پیوندهای اجتماعی و فزونی یافتن همگرایی بین مردم و مبادی قدرت، امکان تحقق دارد. غلبه بر بحرانها و ساختن جامعهای بهتر و پویاتر جز با عمل به مولفههای کار، رعایت اخلاق حرفهای و وجدان کاری اتفاق نمیافتد اما وفادار ماندن به این اصول مهم و ارزشی، سهل و آسان نیست زیرا تجربه نشان داده است همه مدعیان خبرنگاری نتوانستهاند از چنین آزمون سختی، روسفید و سربلند بیرون آیند.
این نکته مهم را هم نباید فراموش کرد رویکردهایی مانند کنترل رویدادها و تمایل به ممیزی حقایق، داخل شدن به دنیای تبلیغات است که با خبرنگاری فاصله دارد بنابراین، به جای تلاش برای دستکاری اندیشه مردم، به عنوان صاحبان اصلی جامعه، بهتر است به تنویر افکارشان کمر همت بست، نسبت به آنان دلسوز بود و به جایگاه انسانی هر کدام از مخاطبان، احترام گذاشت.
با این اوصاف، یک پرسش جدی را خصوصا در عصر پیچیده و چندوجهی فعلی باید همواره از خود پرسید. بودن و نبودن ما فرقی به حال مردم دارد؟ و آیا جامعه، بودن ما را ترجیح میدهد یا به نبودنمان راضیتر و خشنودتر است؟
تاریخ که از آن به عنوان یکی از معلمان بشر یاد میشود مینمایاند برخی انسانها آنگاه که انجام کار و مسوولیتی را بر عهده میگیرند استوار و سرسلامت، پای آن میایستند برخی دیگر، نشستن و سکون منتهی به وقت گذرانی را برمیگزینند و گروهی در همان وضعیت نشسته، با خمیازههای پیاپی به درازکشیدن میرسند.
سخن فرجامین و پرسش بنیادین، این که هر کدام از ما در کجای عرصه خبر و خبرنگاری ایستادهایم؟ اصلا ایستادهایم، یا دیرزمانی است که به حالتی غیر از این رسیدهایم؟ مبادا به موقعیتی گردن نهاد که نتیجه، چیزی جز باختن قافیه و در پی آن، تلف کردن وقت، بیفایده بودن و افزودن به دیاکسید کربن فضای کار نباشد.
به قلم: محمدرضا نوذریان
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=26039