۱۴۰۵-۰۷-۱۰

خبرنگاران و رسانه

حاوی اخبار صنف خبرنگاران، اصحاب مطبوعات و رسانه‌های کشور

کابل، غزه، لبنان؛ جغرافیای پرخطر خبرنگاری

در میانه جنگ، حقیقت تنها در گزارش‌ها روایت نمی‌شود؛ گاهی یک خبرنگار باید در نزدیک‌ترین نقطه به واقعه بایستد تا آنچه رخ داده، ثبت شود. از دوربین فرهاد تقدسی در کابل تا خبرنگاران غزه و جنوب لبنان، راویان حقیقت در جغرافیای جنگ، روایت را از دل حادثه به حافظه جمعی منتقل می‌کنند.
کابل، غزه، لبنان؛ جغرافیای پرخطر خبرنگاری
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه و به نقل از خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون؛ در جغرافیایی که باروت اولین کلمه از الفبای زیست روزمره است، خبرنگار بودن یک شغل یا حرفه معمولی نیست؛ یک تصمیم آگاهانه برای مواجهه با نیستی و راه رفتن بر لبه تیغ حوادث است. همان جایی که شهر هر صبح با غبار انفجار، صفیر موشک و بیم اصابت بیدار می‌شود و در میانه این تلاطم مدام، انسانی ایستاده که تمام دارایی‌اش برای مواجهه با این شرایط، یک دوربین و لنز چند سانتیمتری، یک جلیقه سنگین با نشان «PRESS» و گامی است که برخلاف جهت فرار مردم، مستقیماً به ‌سمت قلب خطر برداشته می‌شود.
فرهاد تقدسی، تصویربردار شبکه پرس‌تی‌وی در کابل، سال ۱۳۹۰ که افغانستان زیر چکمه اشغالگران آمریکایی بود، دقیقاً در همین نقطه ایستاده بود. در یکی از همین روزها، زمانی که دفتر شبکه پرس‌تی‌وی هدف حمله موشکی قرار گرفت، فرهاد تقدسی، تصویربردار این شبکه، در خط مقدم حادثه و در محل کار خود حضور داشت.
کسی که حقیقت بی‌رتوش و رنج پنهان مردم افغانستان را از پس لنز ثبت می‌کرد تا پرس تی‌وی صدای مظلومان دنیا بماند، در آن تهاجم وحشیانه به شدت مجروح شد. تقدسی چندین روز در بیمارستان کابل میان مرگ و زندگی جنگید، اما جراحت‌ها سنگین‌تر از توان پیکر بود و سرانجام چشمی که خادمی صادق برای تصویر واقعیت و رساندن صدای بی‌صدایان بود، بر این جهان پرآشوب بسته شد.
روایت فرهاد تقدسی، صرفاً داستان شهادت تصویربردار یک شبکه ایرانی در خاک مخاطب این شبکه بین‌المللی نیست؛ بلکه خوانش نبردی نابرابر و عمیق میان دوربین و سلاح است. در رسانه ‌ای چون پرس ‌تی‌وی که رسالتش، شکستن انحصار خبری رسانه ‌های غربی است، تقدسی و همکارانش امتداد حیات روایتی متفاوت بودند. آن‌ها دوربین خود را به‌ سمت زوایایی می ‌چرخاندند که معمولاً در بولتن‌های خبری جهان گم می‌شدند: مردم عادی افغانستان، کودکان قدکشیده در میان آوار و سرزمینی که سال‌ها زیر سایه اشغال خارجی و خشونت تروریسم فرسوده شده بود.
تقدسی فریم به فریم ایستاد تا این مردم، فقط یک عدد در آمارهای خشک و بی‌روح قربانیان جنگ باقی نمانند. او ایستاد تا ثابت کند روایتگری اصیل و شهادت در مسیر حقیقت، هزینه‌ای است که گاه به‌قیمت جان پرداخته می ‌شود؛ همان‌گونه که در نبرد حاضر کشورمان مقابل تجاوزات آمریکایی‌-صهیونی، صداوسیما نیز مورد حمله دشمن قرار گرفت و تعدادی از کارکنان آن به شهادت رسیدند.
حقیقت تلخ و تکان ‌دهنده‌ای که امروزه وجدان بشریت را به چالش می‌کشد، این است که شهادت امثال تقدسی در کابل، نقطه‌ پایان این کتاب خونین نبود؛ بلکه پیش‌درآمدی بود بر یکی از بی‌رحمانه‌ترین فصل‌های تاریخ رسانه در عصر حاضر در نوار غزه و لبنان که جهان به‌ ویژه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به این‌سو، به نظاره یک تبارکشی رسانه‌ای بی‌سابقه‌ و سازمان‌یافته در آنجا نشسته است. شهادت نزدیک به ۲۷۰ خبرنگار، عکاس و تصویربردار در غزه، پرده از جنایتی برمی‌بردارد که دیگر ‌به‌هیچ‌وجه نمی‌توان آن را حوادث غیرقابل‌پیش‌بینی جنگ یا کشته‌های جانبی نامید.
در غزه و جنوب لبنان، جلیقه «PRESS» که طبق تمامی معاهدات بین‌المللی و حقوق بشری باید مصونیت‌آفرین و سپر جان اهالی رسانه باشد، عملاً به گرای دقیق و سیبل هدف برای پهپادها و تک‌تیراندازان بدل شده است؛ اما در همین زمان نیز در کنار همه اهالی رسانه که جانشان را بر کف دست گرفته و واقعیات این منطقه را بازتاب می‌دهند، خبرنگاران پرس تی‌وی در غزه، کرانه باختری و جنوب لبنان در چند مرحله هدف دشمن صهیونی قرار گرفتند و آسیب دیدند.
این تهاجم مستقیم، نشان از یک حقیقت بنیادین دارد: ماشین جنگ و جنایت وقتی از خاموش ‌کردن مقاومت مردم ناامید می‌شود، به سراغ راویان آن می‌رود.
آن‌ها می‌خواهند شهادت بی ‌صدا رخ دهد؛ بی‌تصویر، بی‌سند و بی‌راوی. به همین دلیل است که از جغرافیای دیروز کابل تا خطه خونی امروز غزه، سرنوشت راویان حقیقت به هم گره خورده است: شهادت برای نمایاندن حقیقت در تاریکی سانسور.
روز گذشته نیز، نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی در اقدامی تروریستی با یورش به یک ایست بازرسی حوالی شهر تقوع در بیت‌لحم، نقاء حامد، خبرنگار شبکه پرس تی‌وی را ربودند و به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
این خبرنگار، پیش از این نیز در جریان انجام وظیفه حرفه‌ای خود هدف اقدام نظامی قرار گرفته بود. اواسط مردادماه، زمانی که او مشغول پوشش خبری یورش نیروهای رژیم صهیونیستی به اردوگاه آوارگان قلندیا در شمال قدس اشغالی بود، خبرنگاران حاضر در محل نیز از حمله نظامیان اسرائیلی در امان نماندند؛ حمله‌ای که به مصدومیت حامد انجامید.
نظامیان اسرائیلی در جریان این حمله با شلیک نارنجک‌های صوتی و پرتاب گاز اشک‌آور، خبرنگاران را هدف قرار دادند؛ این در حالی بود که نشانه‌های حرفه‌ای فعالیت رسانه‌ای و پوشش خبری آنان به ‌وضوح قابل تشخیص بود و تجهیزات و علائم خبرنگاری، حضور حرفه‌ای آنها را در محل نشان می‌داد.
خبرنگارانی که امروز در خیابان‌های ویران‌شده‌ غزه زیر آوار می‌روند یا در جبهه‌های نبرد جان می‌دهند، دقیقاً همان راهی را می‌پیمایند که فرهاد تقدسی در کابل پیمود؛ راه اهدای جان برای آگاهی.
گرامیداشت و بازخوانی یاد و خاطره شهید سیدفرهاد تقدسی، ادای دینی است به تمامی چشم‌های بیداری که سرنوشت و حیات خویش را با کلمه و تصویر حقیقت پیوند زدند. لنز دوربین تقدسی شاید در میان غبار و انفجار کابل شکست و لنزهای صدها خبرنگار دیگر چون نقاء حامد در غزه و جنوب لبنان زیر خروارها خاک دفن شد، اما فریم‌هایی که آن‌ها ثبت کرده‌اند، بخشی از حافظه تاریخی و انکارناپذیر بشریت را شکل داده است. قاتلان می‌آیند و می‌روند، دوربین‌ها بر زمین می‌افتند و راویان به‌ ظاهر خاموش می‌شوند، اما روایتی که با خون خبرنگار بر جریده روزگار حک شود، هرگز از یاد تاریخ نخواهد رفت.

About Author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کپی رایت © khabarnegaranvaresane.ir تمامی حقوق محفوظ است. | Newsphere by AF themes.