واکاوی ۲۲ سال کنشگری رسانهای در گفتگو با خبرنگار باتجربه مینابی

کارنامه او که فعالیت رسانه ای خود را از سال ۸۳ و از خبرگزاری شبستان در میناب آغاز کرد، تنها به خبرنویسی محدود نمیشود؛ پیگیری بحران فروچالههای میناب، همراهی با آیینهای بومی و مذهبی، فعالیت فرهنگی و اجرای برنامهها، بخش دیگری از تجربه این خبرنگار مینابی است.
او در این گفتگوی اختصاصی، از رسانهای سخن میگوید که باید پناهگاه مسائل واقعی مردم باشد؛ رسانهای که در برابر بیتدبیریها سکوت نکند، اما نقد را نیز با اخلاق، انصاف و مسئولیتپذیری پیش ببرد.
از رسانههای رسمی دهه ۸۰ تا کنشگری رسانههای محلی
داماهی: شما فعالیت رسانهای خود را از سال ۱۳۸۳ با خبرگزاری شبستان در میناب آغاز کردید و مسیر پرپیچوخمی را از خبرگزاریهای فارس و رضوی تا بازگشت دوباره به شبستان و امروز در داماهی طی کردهاید. در این مسیر ۲۲ ساله، فضای رسانهای هرمزگان و بهویژه شهرستان میناب چه تغییرات ساختاری داشته است؟ آیا رسانههای محلی امروز مستقلتر و تأثیرگذارتر از دهه ۸۰ هستند؟
علی ذاکری: در طی این دو دهه، فضای رسانهای هرمزگان و بهویژه شهرستان میناب دستخوش تغییر و دگردیسی عمیقی شده است؛ به گونهای که از دوران تأثیرگذاری خبرگزاریهای رسمی در دهه ۸۰، اکنون به عصر تکثر، سرعت و کنشگری میدانی رسیدهایم.
اگر در گذشته رسانهها عمدتاً بازتابدهنده منفعل رویدادها بودند، امروز پایگاههای خبری محلی با عبور از چارچوبهای سنتی، به کانونهای جریانسازی تبدیل شدهاند که به پشتوانه شبکههای اجتماعی، از توان نظارتی و قدرت تأثیرگذاری بهمراتب بالاتری برخوردارند.
هرچند فضای رسانهای امروز با چالشهای نوینی روبهرو است، اما نمیتوان انکار کرد که رسانههای محلی اکنون نه تنها مستقلتر و جسورتر از گذشته عمل میکنند، بلکه با تبدیلشدن به صدای مطالبهگر مردم، نقش تعیینکنندهتری در تحولات ساختاری و تصمیمگیریهای منطقه ایفا میکنند.
بازگشت به رسانه؛ جستوجوی اصالت و حرمت قلم
داماهی: در مقطعی تصمیم گرفتید فعالیت رسانهای را کنار بگذارید. چه شد که به این نقطه رسیدید و چه انگیزهای باعث شد دوباره با شبستان و داماهی به آغوش رسانه بازگردید؟
ذاکری: در آن مقطع کوتاه، به دلیل حضور افرادی در بدنه مدیریتی خبرگزاری که برداشتی ناصواب از رسالت و جایگاه رسانه داشتند، تصمیم به کنارهگیری گرفتم. نگاه ابزاری این افراد به جایگاه رسانه برای پیشبرد اهداف و امیال شخصیشان، با اصول اخلاقی و حرفهای من در تضاد بود و همین امر انگیزهام را برای ادامه همکاری در آن فضا کاهش داد.
اما دلیل بازگشتم به شبستان و همکاری با داماهی، این بود که دوباره در بستری قرار بگیرم که اصالت، تعهد به حقیقت و حرمت کار رسانهای، اولویت اصلی باشد؛ فضایی که در آن رسانه، محلی برای بازتاب دغدغههای فرهنگی و اجتماعی مردم باشد، نه ابزاری در خدمت منافع محدود افراد.
خبرنگاری معارفی؛ از آیین تا عدالتخواهی
داماهی: به عنوان کسی که سرپرستی خبرگزاری رضوی در استان را بر عهده داشته و سالها در شبستان قلم زده، مرز میان «خبرنگاری مذهبی و معارفی» با «خبرنگاری انتقادی و اجتماعی» را در چه میبینید؟
ذاکری: مرز میان این دو، در نگاه ابزاری یا گفتمانی است. خبرنگاری معارفی نباید فقط بازتابدهنده آیینها باشد، بلکه باید آموزههای اخلاقی را به معیاری برای سنجش عدالت و مطالبهگری از مسئولان تبدیل کند.
برای خروج از کلیشهها، کافی است دین را از متن شعار به متن زندگی مردم بیاوریم و با نقد صریح و اخلاقمدار، رسانه را به پناهگاه مشکلات واقعی جامعه بدل کنیم. در واقع، نقد اجتماعی دلسوزانه، خود عالیترین نوع فعالیت معارفی برای اصلاح امور و کاهش رنج مردم است.
اگر خبرنگار در برابر تاریکیها، خود تاریک شود…
داماهی: با وجود تمام سختیها و ناملایمات حرفه خبرنگاری، چهره خندان و انرژی مثبت شما در میان اهالی رسانه زبانزد است. این روحیه در مواجهه با تلخی اخبار و مطالبات بیپاسخ مردم چگونه حفظ میشود؟
ذاکری: انرژی مثبت و چهره خندانی که به آن اشاره کردید، بخشی از زندگی شخصی من است و از سوی دیگر، داشتن امید خود بخشی از وظیفه ما فعالان رسانهای محسوب میشود.
من معتقدم اگر خبرنگار در برابر تاریکیها، خود تاریک شود، دیگر نوری برای روشن کردن مسیر نخواهد داشت. حفظ این انرژی مثبت، راهبرد من برای ایستادگی در برابر ناامیدی است تا بتوانم با روحیهای پویا، صدای حق را با قدرت بیشتری به گوش برسانم.
فروچالههای میناب؛ زخمی ساختاری که با بارندگی درمان نمیشود
داماهی: شما به عنوان یک فعال زیستمحیطی، موضوع بحرانی فروچالههای میناب را با جدیت پیگیری کردهاید؛ موضوعی که هویت جغرافیایی و زیستی دشت میناب را تهدید میکند. ارزیابی شما از خروجی پیگیریهای رسانهای در این پرونده چیست؟
ذاکری: در مواجهه با بحران چندوجهی فروچالهها، باید گفت که ما در میناب و حتی هرمزگان شاهد یک تحول در آگاهی عمومی بودیم. اگرچه ابعاد پنهان این معضل همواره در سایه قرار داشت، اما تلاشی که با تکیه بر قدرت رسانه صورت گرفت، توانست این موضوع را از یک مسئله محلی به یک بحران ملی ارتقا دهد.
رسانه در این میان، بال پرواز مطالبهگری فعالان اجتماعی و دغدغهمندان محیط زیست بود و باعث شد دشت میناب در دستور کار مسئولان کلان قرار گیرد و گامهای امیدوارکنندهای برای احیا و نجات مردم برداشته شود.
با این حال، نباید از واقعیتهای تلخ غافل شد. روند پیشرفت پیگیریها با دو مانع بزرگ، کند و لاکپشتی شد؛ نخست، شیوع کرونا و از دست رفتن تعدادی از شخصیتهای پیشرو و تأثیرگذار که ستونهای اصلی این مطالبهگری بودند و دوم، تغییر دولت که باعث شد برخی روندها با وقفه مواجه شوند.
نکته حائز اهمیت این است که نباید دچار توهم راهحلهای گذرا شویم. تصور اینکه با یک یا دو سال بارندگی، این زخم زمین التیام مییابد، یک خطای استراتژیک است؛ چرا که ما با یک بحران ساختاری روبهرو هستیم، نه صرفاً یک خشکسالی گذرا.
حقیقت این است که امروز نزدیک به ۶۰ روستا در بخشهای مرکزی، تیاب و بندزرک، با استرس و اضطراب شب را به صبح میرسانند؛ آنها با این ترس بزرگ زندگی میکنند که مبادا فردا، زمین زیر پایشان بلعیده شود.
رسانه؛ دیدهبان عمومی در برابر بیتدبیریهای زیستمحیطی
داماهی: رسانههای محلی در پرونده فروچالهها تا چه اندازه توانستند نقش «دیدهبان عمومی» را ایفا کنند؟ بزرگترین مانع شما در مسیر افشای ابعاد این فاجعه چه بود؟
ذاکری: رسانهها در پرونده فروچالهها، فراتر از یک گزارشگر ساده، نقش حیاتی یک دیدهبان عمومی را ایفا کردند. اگر همت و پافشاری خبرنگاران در سطوح محلی، یعنی میناب و هرمزگان، و همکاران مقتدر در سطح ملی نبود، ابعاد تاریک این بیتدبیریهای زیستمحیطی بسیار فراتر میرفت و امروز دشت میناب و ذینفعان آن، آسیبهای جبرانناپذیرتری میدیدند.
البته مسیر افشای حقایق همواره با سنگلاخ همراه بود. بزرگترین مانع، نوع نگاه محدود و سنتی برخی از مسئولان بود که گاهی چشم خود را بر واقعیتهای زیستمحیطی میبستند.
با این حال، در میان این چالشها، نباید از نقش منطقی و خردمندانه برخی متولیان دستگاههای امنیتی و ائمه جمعه میناب غافل شد. این شخصیتها با درک درست از اهمیت مطالبهگری، یار و یاور رسانه بودند و اجازه ندادند شعله آگاهیبخشی و مطالبهگری در این مسیر خاموش شود.
رسانه، پل میان میراث بومی و نسل فردا
داماهی: همکاری شما با برگزارکنندگان آیین سنتی «نوحههای نشسته» و همچنین «جشنواره آسمان هشتم» در روستای کردر رضوی، نشاندهنده دغدغه عمیق شما نسبت به فرهنگ بومی است. رسانه چه نقشی در حفظ، احیا و معرفی آیینهای مذهبی و سنتی هرمزگان دارد؟
ذاکری: همکاری با برگزارکنندگان آیینهای ارزشمندی چون نوحههای نشسته در میناب و جشنواره آسمان هشتم در روستای کردر رضوی، برای من تنها یک فعالیت رسانهای نبوده و نیست، بلکه تلاشی برای پاسداری از ریشههایی است که در رگ و خون مردم میناب جاری است.
من خودم در بستر فرهنگ پرورش یافتهام و دغدغه اصلیام همواره حفظ این میراث گرانبها بوده و هست. هرمزگان و بهویژه شهرستان میناب، گنجینهای بیهمتا از آیینهای مذهبی و سنتی است که در سطح کشور جایگاه ویژهای دارد.
از نظر من، رسانه نه تنها یک ابزار، بلکه پل ارتباطی میان این میراث کهن و نسلهای آینده است. رسانه میتواند این شکوه فرهنگی را از سطح محلی به سطح ملی و جهانی ارتقا دهد. با این حال، معتقدم در مسیر مستندسازی و معرفی اصیل این آیینها، هنوز راه درازی در پیش داریم و من افتخار میکنم که در قامت عضوی کوچک از جامعه رسانهای میناب، در این مسیر گام برمیدارم.
«آسمان هشتم»؛ الگویی که با اخلاص مردم ماندگار شد
داماهی: جشنواره فرهنگی، هنری و ورزشی آسمان هشتم در کردر رضوی، نمونهای موفق از پیوند رسانه، مذهب و مشارکت مردمی است. چگونه میتوان این الگو را در دیگر نقاط فرهنگی و هنری هرمزگان تکثیر کرد؟
ذاکری: جشنواره آسمان هشتم در کردر رضوی را نمیتوان تنها یک رویداد مذهبی دانست؛ چرا که این رویداد در حقیقت، تجلی پیوند میان رسانه، مذهب و مشارکت مردمی است.
اما اگر بخواهیم رمز موفقیت این الگو را بازخوانی کنیم، باید فراتر از ابزارها و محتوا برویم. آنچه به این رویداد هویت و ماندگاری بخشیده، در گام نخست همت بیکران مردم روستا و سپس مجاهدتهای بیوقفه دستاندرکاران است.
این ایثار بیچشمداشت، همان جانی است که به کالبد رسانه و مذهب دمیده شده است. اگر بخواهیم این الگو را در پهنه فرهنگی هرمزگان تکثیر کنیم، باید بدانیم روح حرکت تنها در گرو همین همت و اخلاص مردمی است؛ همانگونه که مردم روستای کردر توانستند با تکیه بر یک الگوی مذهبی و دینی، روستای خود را به یک روستای جهانی تبدیل کنند.
روایت رنج؛ وقتی واژهها در برابر اندوه کوچک میشوند
داماهی: در ماجرای تلخ و دردناک حمله دشمن به مدرسه شجره طیبه میناب و شهادت ۱۶۸ دانشآموز، معلم و اولیا، شما از خبرنگاران پیشگام اطلاعرسانی بودید. در آن فضای بحرانی و سرشار از اندوه، چالش اصلی شما برای روایت دقیق حادثه و در عین حال حفظ آرامش روانی خانوادههای داغدار چه بود؟
ذاکری: در آن حادثه، حجم اندوه و سنگینی شهادت معصومانه کودکان در میان سنگر علم و دانش، چنان بود که واژهها و کلمات در برابر آن کوچک و حقیر است. غم این ماجرا چنان تکاندهنده بود که هر بار در مصاحبهها، بغض بر گلویم مینشست و توان پرسش و گفتوگو با خانوادهها را از من میگرفت.
وضعیت پیکرهای مطهر شهدا و نحوه رفتنشان، چنان باشکوه و در عین حال دردناک بود که بیان جزئیات آن با خانوادهها، دشوار و سنگین است. از این رو، همواره میکوشیدم برای حفظ حرمت دلهای شکسته، از پرسیدن برخی جزئیات بگذرم.
با این وجود، شگفتانگیز بود که خون این شهدا، به خانوادهها قدرتی فراتر از توان بشری و روحیهای استوار بخشیده بود؛ صلابتی که در اوج داغ و اندوه، خود بخشی از حقیقت بزرگ آن واقعه بود.
قلم و اجرا؛ دو روی یک سکه
داماهی: شما علاوه بر قلم زدن، در عرصه اجرا نیز فعال هستید. این دو حوزه چگونه یکدیگر را کامل میکنند؟ آیا تسلط بر فن بیان، به شما در مصاحبههای چالشیتر کمک کرده است؟
ذاکری: از نظر من نوشتن، قلم زدن و اجرا، دو روی یک سکه هستند؛ با این تفاوت که نوشتن شاید فضای خلوت آدمی باشد و اجرا، فضای بیرونی و ارتباط مستقیم با مخاطب.
فن بیان و تجربه اجرا میتواند در مصاحبهها، به حفظ آرامش، مدیریت فضای گفتوگو و ایجاد ارتباط مؤثرتر با مخاطب و مصاحبهشونده کمک کند.
نقد را دشمنی ندانید
داماهی: به عنوان یک خبرنگار پیشکسوت مینابی، در آستانه ۱۷ مرداد، مهمترین چالش خبرنگاران شهرستانی را چه میدانید؟ داماهی و شبستان برای تغییر این موازنه چه نقشی میتوانند ایفا کنند؟
ذاکری: به نظر من، مشکلی که فعالان حوزه رسانه در همه جای کشور با آن درگیر هستند، وجود دیدگاههای آسیبزاست؛ یکی از این دیدگاهها این است که عدهای رسانه را دشمن خود میدانند. این نگاه باعث میشود مسئول، چشم و گوش خود را بر واقعیتهای موجود ببندد.
وقتی نقد، جبههگیری تلقی شود، در حقیقت بزرگترین زیان برای فرایند توسعه و شفافیت یک منطقه شکل میگیرد. برای تغییر این نگاه، رسانهها باید پیوسته انعکاسدهنده صدا و بازتابدهنده نیازهای مردم باشند و از دغدغههای آنان بگویند.
پایگاههای خبری همچون داماهی و رسانههایی نظیر شبستان، میتوانند با پایبندی به حقیقت، انصاف، اخلاق حرفهای و پیگیری مستمر مطالبات مردم، این موازنه را به سود شفافیت و توسعه منطقه تغییر دهند.
پیام روز خبرنگار به مدیران: مردم را نادیده نگیرید
داماهی: اگر قرار باشد یک پیام صریح و بیتعارف به مناسبت روز خبرنگار به مدیران اجرایی و تصمیمگیر استان هرمزگان و شهرستان میناب بفرستید، آن پیام چیست؟
ذاکری: از آزادی بیان تبعیت کنند و در تصمیمات خود، مردم را نادیده نگیرند و مهمتر از همه اینکه باید بدانند خبرنگاران، مأموران تبلیغاتی و تنها پیامرسان موفقیتهای دولتها نیستند؛ خبرنگاران ناظر بر عملکرد آنها نیز هستند.
در روزگاری که سرعت انتشار خبر، گاه بر دقت و مسئولیتپذیری سایه میاندازد، تجربه خبرنگارانی چون علی ذاکری یادآور یک اصل مهم است: رسانه زمانی میتواند مورد اعتماد مردم باشد که در کنار آنان بایستد، حقیقت را بیهراس روایت کند و در عین نقد، مرز انصاف و اخلاق را پاس بدارد.
فروچالههای میناب، آیینهای کهن این دیار، درد خانوادههای داغدار و مطالبات مردم مناطق دور از مرکز، هر یک صفحهای از دفتر فعالیت رسانهای ذاکری است؛ دفتری که در آن، خبرنگاری نه یک عنوان اداری، بلکه مسئولیتی اجتماعی برای روشن نگه داشتن چراغ آگاهی معنا میشود.
گفتگو از مصیب رجایی
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=26024