شهره ماهیصفت: شرایط حاضر رسانهها شبیه به حالت احتضار است

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه؛ این مصاحبهها فرصتی است تا ضمن مرور فراز و فرودهای فعالیت رسانهای، به بررسی چالشها، فرصتها و چشمانداز آینده روزنامهنگاری و رسانه در کشور پرداخته شود و از تجربههای گرانسنگ اهالی این حوزه برای نسل جدید خبرنگاران بهره گرفته شود.
این بار گفتوگوی صمیمانهای را با خانم شهره ماهیصفت، صاحب امتیاز و مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی پارس فارس و فصلنامه خورشید وطن، دانشآموخته دکتری مدیریت رسانه و ارشد حقوق از دانشگاه شهید بهشتی ترتیب دادهایم که خواندن آن خالی از لطف نیست.
لطفاً به عنوان اولین سئوال از کارنامه کاری خودتان برای مخاطبین این پایگاه خبری بگوئید:
در اواخر دهه ۷۰ که شاهد حلول اصلاحطلبی به شکل امروز با نقد مشروطیت و دعوای طرفداران ناطق نوری و سید محمدخاتمی عنوان اصلاحطلبی به اوج خود رسید، همزمانی شروع به کار اینجانب با روزنامه ملت به مدیریت سعید حقی نیز آغاز شد شوق جوانی و اصلاحخواهی و التهابات جامعه و عدم پذیرش دوصدایی در سیاست آن روزها اراده مرا در ادامه بیشتر کرد. دانشجوی رشته ارتباطات با گرایش روزنامهنگاری بودم که تمایل جامعه به اصلاحات و گفتگوی تمدنها نیز در من بیدار شد و مرا بسمت ادامه شغل خبرنگاری به عنوان یک علاقه؛ یک هدف و یک تأثیر سوق میداد و به نظر من دهه طلایی اثرگذاری خبر و خبرنگاری پس از انقلاب اسلامی از آن دوره اوج گرفت و رفته رفته از دهه نود در حال فروکش است.
درباره زندگی شخصی متاهل و دارای فرزندان کوشا و محترمی هستم شغل همسرم ارتباطی به رسانه ندارد و ایشان یک شخصیت علمی و دانشگاهی هستند.
از چه زمانی به این حرفه علاقمند شدید؟
من اولین بار که مطلب بنام خودم منتشر شد نوجوان بودم. نامهای برای آیتالله خمینی نوشتم و پدر خطابشون کردم و در روزنامه کیهان منتشر شد در اصل فراخوان بود نامهای به بنیانگذار جمهوری اسلامی و خیلی خوشحال شدم از این که بنام خودم نوشتهام منتشر شده و البته کلاً به نوشتن و انشاء مطالب علاقمند بودم حتی اول بار لیسانس اقتصاد بازرگانی را تا ۹۷ واحد ادامه دادم و رها کردم و رشته روزنامهنگاری دانشگاه آزاد مرکز را خواندم با داشتن دو پسر بچه کوچک خوب سخت بود ولی ادامه دادم شاید این انگیزه مهم برای خبرنگار شدن بود.
مشوق اصلی شما در این راه چه کسی بوده است؟
بدون تعارف و شک همسرم دکتر علی بختیاری. کلا روابطعمومی قوی داشتم به واسطه اینکه مادر خانم زهرا منجمی و پدر من آقای ضیا ماهیصفت (رحمت الله علیه ) هم بسیار مردمدار بودند یعنی ریشه خانوادگی دارد و همسرم اول مشوق ادامه تحصیل و سپس شغلی که دوست داشتم.
آیا خانواده شما با فعالیتتان در مطبوعات و رسانه موافق بودند؟ اکنون چه طور؟
یه کم مسایل و حواشی سیاسی باعث میشد خانوادهام گاهی نگران باشند و بارها به ویژه به لحاظ گفتگوهای خبری که داشتم شکایت و احضار میشدم ولی واقعیت مسیرم را با احتیاط جلو بردم مثلا رفتم روزنامه آسیا سرویس انرژی یا روزنامه جوان صفحه تلویزیون و چند سال از سیاست دور شدم تا این که خبرنگار پارلمانی شدم و تلاش کردم بیشتر به مسائل اجتماعی و اقتصادی بپردازم.
از آثار مکتوب و چاپ شدهتان برایمان بگوئید؟
من چند کتاب نوشتم آخریش هم خبرنگار افق ۱۴۰۴ بود البته دو کتاب در دست انتشار دارم ترجمه اشعار نزار قبانی به اسپانیایی و دیگری حقوقی هست چون من تحصیلاتم را در دو حوزه حقوق و ارتباطات تا مقطع دکتری ادامه دادم. در رسانهها هم عموماً دبیر گفت و گوی اختصاصی بودم.
هم اکنون به چه کاری مشغولید؟
از ابتدا بعنی سال ۱۳۷۵ هم خبرنگاری تنها شغل من نبود تدریس و بعدها یک کارگاه کوچک تولیدی داشتم در اصل حقوق خبرنگاری در دهه ۷۰ و ۸۰ تقریباً منطبق با تورم بود ولی بعدها اصلاً کفاف نمیداد.
بجز این مسایل با چه مشکلات و موانعی روبرو بودید؟
همکاران به ویژه خانمها مشکلات عدیدهای دارند دستمزد و رفاه و امنیت در این سه مورد مشکل بسیار است و از آغاز دهه نود با توسعه فضای مجازی و افزایش مشکلات اقتصاد خبرنگاری طبعاً وضعیت نابسامانی برای این شغل به وجود آمد و رفته رفته ماهیت خبری تریبون دست هر فرد شد. منتها بدون سواد لازم رسانه برای همین هست که وایرال شدن یک خبر یا متن یا ویدیو و ترند شدن و حتی توسعه دروغ و شایعه توسط کاربران فضای مجازی لطمه بزرگی برای ماهیت رسانه و خبرنگاران شد و این قدر سریع اتفاق افتاد که افسارگسیخته شد مثلاً روزنامهنگار کار بلد هر چی در فضای مجازی فریاد زد صحت خبر و… دیده نشد ولی رقص و دروغ و داستانسرایی و توسعه مسیر فرهنگسازی غلط دیده شد! و البته من مسیر خودم را علمی و اصولی و آهسته ادامه دادم چون بالاخره تب فضای مجازی برای نابلدها فروکش میکند، در اثر آگاهی مردم منتها زمان زیادی از دست دادیم.
علاقمندان به مطبوعات و رسانه چگونه میتوانند در این عرصه موفق شوند؟
به نظرم شغل خبرنگاری با ساختار قدیم به ویژه دهههای قبل کاملاً متفاوت خواهد شد و شاهد توسعه شهروند خبرنگار حتی به صورت غیر آکادمیک خواهیم بود.
هوش مصنوعی شیوههای سنتی را تغییر میدهد و به ویژه برای رسانههای مکتوب و حتی سایتها شرایط مطلوب و ماندگار نخواهد بود یک دورهای باید اتفاق میافتاد تا شاید یک روزی دلمان برای ورق زدن کتاب و روزنامه تنگ شود منتها اوضاع این طور خواهد بود و اگر مطلوب ما نیست مطلوب نسلهای ۹۰ به بعد هست!
کدام یک از آثارتان به دلتان نشسته بود؟
اگر از آثار مطلوبم بگویم کل گفتوگوهای اختصاصیام را دوست دارم گزارشگر خوبی نبودم اصولاً دوست نداشتم.
اگر سئوالی جا افتاده یا مطلب مهمی دارید لطفا بیان کنید:
ضمن سپاس از رسانه وزین شما همکار عزیز؛ با ادامه روند فعلی حاکم بر رسانهها و فرهنگسازی اطلاعات بدست و ترندکاران غیرحرفهای که رو به توسعه است و در بسیاری موارد توسعه و تکثیر اخبار به هر شکل سیاسی و… و رقابت ناعادلانه رسانههای مجوزدار و باسواد با کارتلهای بیسواد پر ادعای فضای مجازی؛ یا باید دولت حمایت صددرصدی برای تثبیت مرجعیت رسانههای مجوز دار ایجاد کنند یا قانون مطبوعات را تعدیل و تغییر دهند، دقیقا مبتنی بر شرایط حاضر رسانهها در کشور چون بسیاری از قوانین مطبوعات همچنان سنتی بوده و بروزرسانی نشده است.
و البته روش مطلوب دیگر این است که رسانههای بخش خصوصی به جای رقابت کنار هم باشند چیزی شبیه به هلدینگ قوی در مسیر آموزش؛ اقتصاد و …
سخن پایانی:
یک پارلمان متشکل از مدیران رسانه البته داوطلبانه نه با زد و بند تشکیل شود و اعضای آن مورد سئوال قرار بگیرند و دستاورد عملی نسبت به عقایدشان داشته باشند، همچنین برای هماندیشی ماهانه یا حتی هفتگی که به بررسی وضع موجود و پیشنهاد قوانین و غیره بپردازند. شرایط حاضر رسانهها به ویژه مدیران رسانه شبیه به حالت احتضار است که باید هر چه زودتر فکری به حال آن کرد.
مصاحبه: فرناز قنبری
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=26018