رسانه ملی و ضرورت بازنگری در مسیر تحول
رسانه ملی در کشور، همواره فراتر از یک سازمان اداری صرف و بهعنوان مهمترین بستر شکلدهی به افکار عمومی و روایتسازی در مسائل کلان کشور شناخته شده است. با این حال، آنچه امروز از عملکرد صدا و سیما مشاهده میشود، فاصلهای قابل تأمل با جایگاه و مأموریت راهبردی این نهاد دارد؛ فاصلهای که نقد آن نه از سر تقابل، بلکه در راستای تقویت کارآمدی رسانه ملی ضروری به نظر میرسد.

رسانه ملی در کشور، همواره فراتر از یک سازمان اداری صرف و به عنوان مهمترین بستر شکلدهی به افکار عمومی و روایتسازی در مسائل کلان کشور شناخته شده است. با این حال، آنچه امروز از عملکرد صدا و سیما مشاهده میشود، فاصلهای قابل تأمل با جایگاه و مأموریت راهبردی این نهاد دارد؛ فاصلهای که نقد آن نه از سر تقابل، بلکه در راستای تقویت کارآمدی رسانه ملی ضروری به نظر میرسد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه و به نقل از خبرگزاری فارس؛ نخستین چالش، ساختار مدیریتی و تصمیمگیری این سازمان است. تعدد مراکز تصمیمساز، ناهماهنگی در برخی حوزهها و فقدان یک راهبرد رسانهای منسجم، موجب شده است پیامرسانی رسانه ملی در بسیاری از موضوعات از انسجام و اثرگذاری لازم برخوردار نباشد. در شرایطی که افکار عمومی با سرعتی بیسابقه در معرض حجم گستردهای از اطلاعات قرار دارد، رسانه ملی بیش از هر زمان دیگری به مدیریت چابک، تخصصمحور و آشنا به الزامات جنگ روایتها نیاز دارد.از سوی دیگر، انتظار میرفت در دوره تحول، ظرفیت نیروهای متخصص، مجرب و صاحبسابقه رسانهای بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد؛ اما به نظر میرسد بخشی از این سرمایه انسانی کمتر از ظرفیت واقعی خود در فرآیندهای تصمیمسازی و تولید محتوا به کار گرفته شده است. در حالی که بهرهگیری از این نیروها میتواند یکی از مهمترین موتورهای تحول و افزایش ضریب نفوذ رسانه ملی باشد.امروز تقریباً همه صاحبنظران بر این موضوع اتفاق نظر دارند که رسانه نهتنها یک ابزار مکمل، بلکه یکی از مؤلفههای اصلی قدرت در منازعات و رقابتهای راهبردی است. تحولات اخیر ، به ویژه جنگ ۴۰ روزه نیز بار دیگر نشان داد که بخش مهمی از نبردها در عرصه افکار عمومی، جنگ شناختی و شبکههای اجتماعی جریان دارد. در چنین شرایطی، صرف برخورداری از امکانات گسترده رسانهای کافی نیست و موفقیت در گرو سرعت عمل، انسجام پیام، تولید محتوای مؤثر و شناخت دقیق مخاطب است؛ موضوعی که بازنگری در برخی رویکردهای غالباً سنتی رسانه ملی را به یک ضرورت تبدیل کرده است.
رسانه ملی همچنان از ظرفیت آن برخوردار است که مرجع اصلی اطلاعرسانی و روایتسازی در کشور باشد؛ اما تحقق این هدف مستلزم اصلاح و بازنگری جدی در رویهها، بهرهگیری از همه ظرفیتهای تخصصی و انسانی و بازسازی ارتباط مؤثر با مخاطب است. در شرایطی که دشمن پس از ناکامی در عرصه نظامی، تمرکز خود را بر عملیات روانی، جنگ شناختی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی معطوف کرده است، حفظ و تقویت مرجعیت رسانهای کشور نیازمند برنامهریزی دقیق، راهبردی منسجم و تحول در ساختارها و رویکردهای موجود است ، آنهم در سریعترین زمان ممکن. این نقد نیز با هدف تقویت جایگاه رسانه ملی مطرح میشود؛ نهادی که نقش آن در آینده فرهنگی، اجتماعی ، امنیتی و رسانهای کشور انکارناپذیر است.
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=25031