۱۴۰۵-۰۵-۰۶

خبرنگاران و رسانه

حاوی اخبار صنف خبرنگاران، اصحاب مطبوعات و رسانه‌های کشور

گفت‌وگو درباره مطبوعات با علی شاملومحمودی، مدیر پایگاه‌های خبری چراغ روشن و امید

در آستانه فرارسیدن هفته خبرنگار، پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه با هدف پاسداشت تلاش‌های ارزشمند اصحاب رسانه و بهره‌گیری از تجربه و دیدگاه‌های پیشکسوتان عرصه مطبوعات و فعالان رسانه‌ای، مجموعه‌ای از گفت‌وگوهای اختصاصی و صمیمانه را تدارک دیده است.
گفت‌وگو درباره مطبوعات با علی شاملومحمودی، مدیر پایگاه‌های خبری چراغ روشن و امید

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه؛ این مصاحبه‌ها فرصتی است تا ضمن مرور فراز و فرودهای فعالیت رسانه‌ای، به بررسی چالش‌ها، فرصت‌ها و چشم‌انداز آینده روزنامه‌نگاری و رسانه در کشور پرداخته شود و از تجربه‌های گران‌سنگ اهالی این حوزه برای نسل جدید خبرنگاران بهره گرفته شود.

دنیای رسانه و مطبوعات برای کسانی که عمر خود را در مسیر آگاهی‌بخشی جامعه سپری کرده‌اند، فراتر از یک شغل، یک هویت و شیوه زندگی است. در این گفت‌وگوی صمیمی، پای صحبت‌های علی شاملو محمودی روزنامه‌نگار پیشکسوت و مدیرمسئولی نشسته‌ایم که بیش از سه دهه از عمر خود را با نبض جامعه، از تحریریه روزنامه‌های مطرح اصلاح‌طلب تا راهروهای مجلس شورای اسلامی، پیوند زده است. او در این گفت‌وگو از آغاز راه با زنگ انشاء و روزنامه‌دیواری‌های مدرسه، چالش‌های معیشتی خبرنگاران، رازهای ماندگاری در این حرفه پرتلاطم و داستان گفت‌وگوهای تاریخی خود با چهره‌های نامدار سیاست و هنر می‌گوید.

لطفاً به عنوان اولین سئوال از بیوگرافی خودتان برای مخاطبین این پایگاه خبری بگوئید:

بیش از سه دهه است که قلم می‌زنم، می‌نویسم و با نبض جامعه و افکار عمومی زندگی می‌کنم. برای من، روزنامه‌نگاری و روابط عمومی صرفاً یک تخصص یا پیشه نیست؛ بلکه مسیری است که هویت، باورها و زندگی مرا شکل داده است.

همه چیز برای من با اشتیاق به دنیای ارتباطات آغاز شد و همین مسیر مرا به سمت تحصیلات آکادمیک این رشته کشاند. پس از دریافت مدرک کارشناسی روابط عمومی، تحصیلاتم را در مقطع کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق تکمیل کردم. پژوهش و ریشه‌یابی مسائل اجتماعی همواره دغدغه‌ام بوده است؛ به طوری که پایان‌نامه و مقاله علمی‌ام را به بررسی «عوامل مؤثر بر جذب نوجوانان به شبکه‌های اجتماعی با تمرکز بر نوجوانان شهرک اکباتان» اختصاص دادم که در فصلنامه فرهنگ و رسانه نیز منتشر شد.

در طول این سال‌ها، توفیق داشته‌ام که قلم و نگاه خود را در بخش‌های مختلف مطبوعات کشور به اشتراک بگذارم. از سال‌های دورتری که به عنوان عضو تحریریه ماهنامه «پیام هاجر»، دبیر سرویس سیاسی هفته‌نامه «سپیده» و دبیر تحریریه فصلنامه «خاص» در بنیاد بیماری‌های خاص فعالیت می‌کردم، تا سالیان متمادی که یادداشت‌ها و مصاحبه‌های سیاسی و تاریخی‌ام پای ثابت روزنامه‌های کثیرالانتشار و بزرگی چون «شرق»، «اعتماد»، «آرمان ملی» و «سازندگی» بوده است؛ همواره تلاش کرده‌ام راوی صادق رویدادها باشم. بیش از ۱۰۰ مقاله و یادداشت ماحصل این تکاپوی شبانه‌روزی در عرصه مطبوعات است.

یکی از فصول مهم زندگی حرفه‌ای من، همکاری با روزنامه «همشهری» به عنوان خبرنگار و بعدها به عنوان کارشناس ارشد روابط عمومی این سازمان بود. علاوه بر آن، سال‌ها حضور در بهارستان به عنوان خبرنگار پارلمانی مجلس شورای اسلامی و همچنین پوشش اخبار شورای اسلامی شهر، به من دید عمیقی نسبت به شاکله ساختاری و نظارتی کشور بخشید.

با تجربیاتی که اندوخته بودم، تصمیم گرفتم گام جذابی در جهت استقلال رسانه‌ای بردارم. از سال ۱۳۹۵ با راه‌اندازی ماهنامه‌ها و سایت‌های خبری «چراغ روشن» و «چراغ امید» و از سال ۱۴۰۰ با تأسیس پایگاه‌های خبری «صدای چراغ روشن» و «صدای چراغ امید نیوز»، به عنوان صاحب امتیاز و مدیرمسئول، فضای جدیدی را برای اطلاع‌رسانی مستقل ایجاد کردم. همچنین با ایده پردازی و طراحی اپلیکیشن «سالنامه قرن روشن و امید»، توانستم بیش از ۱۰۰۰ شخصیت و رویداد تاریخی ایران را از سال ۱۳۰۰ تاکنون به صورت روزانه گردآوری و تدوین کنم.

روابط عمومی برای من بال دیگر پرواز در دنیای ارتباطات است. در کنار کار رسانه‌ای، به عنوان کارشناس روابط عمومی کانون بازنشستگی صنعت نفت و مشاور رسانه‌ای و روابط عمومی چندین سازمان اقتصادی و همچنین مشاور رسانه‌ای نماینده نیشابور در مجلس دهم فعالیت داشته‌ام. برای به‌روز نگه‌داشتن این دانش، در کنفرانس‌ها و کارگاه‌های بین‌المللی متعددی حضور یافته و گواهینامه‌های تخصصی در حوزه‌های مدرن، از جمله «روابط عمومی الکترونیک و بلاک‌چین» دریافت کرده‌ام. از طرفی، هیچ‌گاه از نسل جوان غافل نشدم و در دوره‌هایی، به عنوان مدرس سواد رسانه‌ای، ناظم و مسئول کتابخانه در مدارس خدمت کرده‌ام.

مسئولیت اجتماعی هیچ‌گاه به من اجازه نداد که یک ناظر بی‌طرف باقی بمانم. از جوانی در جریان‌های مدنی و انتخاباتی فعال بوده‌ام؛ از عضویت در ستادهای انتخاباتی حوزه جوانان در سال‌های ۱۳۷۶ و ۱۳۸۰ گرفته تا فعالیت رسانه‌ای در ستادهای سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ و در نهایت، برعهده داشتن ریاست ستاد انتخاباتی دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و پنجمین دوره شورای اسلامی شهر در محله پونک تهران.

در حوزه فعالیت‌های حزبی، سال‌ها (از ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰) عضو حزب اراده ملت بودم که در نهایت در مرداد ۱۴۰۰ از آن استعفا دادم، هر چند همواره بر مدار تفکر اصلاح‌طلبی و همکاری با این جریان گام برداشته‌ام. در عرصه رقابت‌های انتخاباتی نیز، کاندیدای دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی از زادگاهم شهرستان ملایر بودم و پیش از آن نیز تجربه نامزدی و تأیید صلاحیت در انتخابات پنجمین دوره شورای شهر تهران را در کارنامه خود دارم.

امروز، وقتی به پشت سر نگاه می‌کنم، خود را فرزندی از خانواده بزرگ رسانه ایران می‌دانم که تمام توان، قلم و اعتبار خود را برای ارتقای آگاهی جامعه، توسعه ارتباطات و خدمت به مردم کشورش به کار گرفته است.

 از چه زمانی به این حرفه علاقمند شدید؟

​علاقه من به دنیای واژه‌ها و نوشتن، ریشه‌ای عمیق در دوران نوجوانی‌ام دارد. شاید امروز بازگو کردن این نکته کمی ساده یا حتی عجیب به نظر برسد، اما بدون هیچ اغراقی، زنگ انشاء در دوران دبستان، راهنمایی و دبیرستان برای من همیشه با نمره بیست و اشتیاقی بی‌حد همراه بود. همین دلبستگی به ادبیات باعث شد تا در مقطع دبیرستان، رشته علوم انسانی را انتخاب کنم؛ دورانی که درس نگارش برایم بستر اصلی تمرین و شکوفایی بود.

​در آن سال‌ها هر جا که فرصتی برای نوشتن فراهم می‌شد، حضور داشتم؛ از طراحی و نگارش روزنامه‌دیواری‌های مدرسه تا تهیه مطالب پراکنده برای فضاهای مختلف. این شور و اشتیاق با من بزرگ شد، تا جایی که حتی قبولی در رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی نیز نتوانست مرا از مسیر اصلی‌ام دور کند. به دلیل عدم علاقه به این حوزه، دانشگاه را رها کردم و ترجیح دادم مسیرم را به سمت علایق واقعی‌ام یعنی علوم سیاسی، تاریخ، روزنامه‌نگاری و علوم ارتباطات تغییر دهم.

​امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم که الفبای حضور من در عرصه رسانه، از همان روزنامه‌دیواری‌های دوران مدرسه و اصرارم بر پیگیری دغدغه‌های علوم انسانی رقم خورده بود.

 مشوق اصلی شما در این راه چه کسی بوده است؟

مشوق اصلی من در این راه همواره پدرم بوده‌اند؛ ایشان همیشه مرا به کتاب‌خوانی و مطالعه هدفمند راهنمایی می‌کردند و تاکید داشتند که وقت خود را بیهوده تلف نکنم. در واقع، بزرگ‌ترین حامی و هدایت‌گر من در این مسیر، پدرم بودند.

آیا خانواده شما با فعالیت‌تان در مطبوعات و رسانه موافق بودند؟ اکنون چه طور؟

خانواده من هیچ‌گاه با اصل فعالیت مطبوعاتی و رسانه‌ای من مشکلی نداشته و ندارند؛ اما واقعیت این است که چالش اصلی ما و بسیاری از خانواده‌های اصحاب مطبوعات، به سطح درآمدهای پایین این حرفه بازمی‌گردد. این وضعیت اقتصادی، خانواده‌های فعالان رسانه‌ای را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند؛ مسئله‌ای که من نیز در خانواده‌ام با آن دست‌به‌گریبان هستم و به اعضای خانواده‌ام نیز برای این دغدغه‌مندی کاملاً حق می‌دهم.

از آثار مکتوب و چاپ شده‌تان برایمان بگوئید؟

آغاز ورود من به حوزه مطبوعات به سال ۱۳۷۶ باز می‌گردد؛ جایی که فعالیت حرفه‌ای خود را با ماهنامه “پیام هاجر” آغاز کردم. این همکاری تا اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۷۹ و موج توقیف گسترده مطبوعات که دامن‌گیر این ماهنامه نیز شد، ادامه داشت. پس از آن دوره، توفیق همکاری با روزنامه‌های مطرحی همچون “سلام”، “شرق”، “اعتماد”، “اعتماد ملی” و “سازندگی” را داشتم و قلم‌زدن در این رسانه‌های مختلف، تجربیات ارزشمندی را در فضای مطبوعاتی برای من رقم زد.

در سال ۱۳۹۵ و در جریان برگزاری نمایشگاه مطبوعات، دیداری با آقای دکتر انتظامی (معاون مطبوعاتی وقت) داشتم. پیش از آن، درخواست خود را برای دریافت مجوز ماهنامه‌ای تحت عنوان “چراغ روشن” ثبت کرده بودم که خوشبختانه با حسن نظر ایشان و موافقت هیأت نظارت بر مطبوعات، این مجوز صادر شد.

ماهنامه “چراغ روشن” حدود سه تا چهار سال به ‌صورت مکتوب منتشر شد، اما با توجه به دگرگونی فضای رسانه‌ای و پایان دوران پررونق کاغذ، تصمیم گرفتیم فعالیت آن را به فضای مجازی و به ‌صورت الکترونیک منتقل کنیم.

پس از تجربه‌ای ناموفق در پذیرش اسپانسر برای نشریه‌ای دیگر و تغییر مجوز آن، امتیاز نشریه جدیدی را به نام “چراغ امید” ثبت و فعالیت آنلاین آن را آغاز کردیم. در نهایت، با موافقت هیأت نظارت بر مطبوعات، در تاریخ ۱۵ آذرماه ۱۴۰۰ مجوز پایگاه خبری “صدای چراغ روشن” و در دوم اسفندماه همان سال، مجوز پایگاه خبری “صدای چراغ امید نیوز” صادر شد.

امروز نزدیک به پنج سال است که این دو پایگاه خبری، به‌رغم تمامی چالش‌ها، موانع اقتصادی و فراز و نشیب‌های فراوان، با توکل به خداوند و تلاش شبانه‌روزی به فعالیت رسمی خود در فضای رسانه‌ای کشور ادامه می‌دهند.

هم اکنون به چه کاری مشغولید؟

در حال حاضر، مدیریت و هدایت کلان این دو پایگاه خبری بر عهده بنده است؛ اما پشتوانه اصلی این مسیر، حضور همکاران متخصص و دغدغه‌مندی است که بخش‌های مختلف تحریریه و فنی را هدایت می‌کنند.

​​سرکار خانم مینا قدرتی: سردبیر ارشد مجموعه و دبیر بخش اجتماعی.

​آقای احمد گردان: دبیر تحریریه و دبیر سرویس اقتصادی.

​خانم بهار افراسیابی: دبیر سرویس فرهنگی و مدیر روابط عمومی مجموعه‌.

​خانم فرشته نژاد‌فرد: دبیر سرویس ورزشی و دبیر بخش اخبار استان آذربایجان شرقی.

همچنین با توجه به اهمیت مباحث زیرساختی در رسانه‌های دیجیتال، آقای محمدعلی آذربرزین به عنوان مدیر فنی این پایگاه‌های خبری فعالیت می‌کنند که نقش حوزه تحت مدیریت وی در پایداری و توسعه رسانه، کلیدی و حیاتی است.

همچنین کادر خبرنگاران ثابت و فعال مجموعه نیز  به شرح زیر می‌باشد:

​آقای علیرضا نیاکان (خبرنگار ثابت)

​سرکار خانم مسیحا اقتداریان دبیر استان البرز (خبرنگار ثابت)

​خانم سارا محمدی (خبرنگار ثابت)

​آقای سید مسعود آریا دوست (خبرنگار)

​آقای مهدی زنگنه (خبرنگار)

فاطمه علی آبادی (عکاس)

امیر مهدی اسلامی امیر آبادی (فیلمبردار)

عباس شیر محمدی (ویراستار)

این تیم رسانه‌ای با هدف پوشش دقیق، سریع و تحلیل رویدادهای مختلف، شبانه‌روزی در حال فعالیت است و در آینده نیز با اضافه شدن نیروهای جدید، روند توسعه کادر تحریریه ادامه خواهد یافت.

با چه مشکلات و موانعی روبرو هستید؟

امروزه تمامی مشاغل و کسب‌وکارها به نوعی با چالش‌های اقتصادی دست‌به‌گریبان هستند، اما مطبوعات و رسانه‌ها در این عصر، با بحران مالی عمیق‌تری مواجه‌اند که می‌توان از آن به عنوان بزرگ‌ترین مانع پایداری رسانه‌های مستقل یاد کرد.

کسب‌وکارهای رسانه‌ای و پایگاه‌های خبری، پیوندی ناگسستنی با فضای مجازی دارند. از این رو، ضعف در پهنای باند و سرعت پایین اینترنت، روند اطلاع‌رسانی را با اختلالات جدی مواجه کرده و به پاشنه آشیلی برای فعالیت‌های آنلاین مطبوعاتی تبدیل شده است. تداوم حیات رسانه‌های مستقل و پویایی فضای خبری کشور، در گرو حل مشکلات مالی، تزریق حمایت‌های صنفی و در کنار آن، بهبود کیفیت و پایداری زیرساخت‌های اینترنتی است.

علاقمندان به مطبوعات و رسانه چگونه می‌توانند در این عرصه موفق شوند؟

کلید اصلی موفقیت را در می‌توان در سه واژه خلاصه کرد: «پشتکار، صبوری و خستگی‌ناپذیری».

مسیر رسانه نیازمند عزمی راسخ است، اگر از من بپرسند که چطور می‌توان در این حرفه دوام آورد و موفق شد، می‌گویم نخستین و مهم‌ترین فاکتور، داشتن پشتکار و اراده‌ای قوی است. در کنار آن، فعالان جوان رسانه‌ای نباید در مواجهه با موانع، به سرعت خسته و دلسرد شوند.

قصدی برای تعریف از خود ندارم، اما من در تمام سال‌های فعالیتم با وجود همه موانعی که پیش‌تر به آن‌ها اشاره کردم — از جمله زیرساخت‌های ضعیف اینترنتی و مشکلات عمیق مالی — هرگز اجازه ندادم خستگی بر من غلبه کند. ما صبوری پیشه کردیم، مصمم به راه خود ادامه دادیم و در برابر سختی‌ها تسلیم نشدیم. عرصه رسانه و مطبوعات، فضایی پر از چالش است؛ اما تلفیق پشتکارِ مداوم با صبوری، پاشنه آشیلِ مشکلات خواهد بود و علاقه‌مندان به این حرفه تنها با تکیه بر این رویکرد می‌توانند به اهداف والای خود دست یابند.

کدام یک از آثارتان به دلتان نشسته است؟

من فعالیت مطبوعاتی خود را از سال ۱۳۷۶ با ماهنامه “پیام هاجر” آغاز کردم و اکنون با گذشت نزدیک به ۲۹ سال از آن زمان، مسیر پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته‌ام. در طول این سال‌ها یادداشت‌ها، گزارش‌ها و مصاحبه‌های بی‌شماری را به رشته تحریر درآورده‌ام. علاوه بر این، در سال‌های اخیر با تغییر فضای رسانه‌ای، به حوزه تولیدات مولتی‌مدیا نیز ورود کرده و به تهیه مصاحبه‌های تصویری و ساخت کلیپ‌های خبری و تحلیلی مختلف پرداخته‌ام.

در تمامی حوزه‌ها از جمله سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ورزشی دست به قلم شده‌ام و برای تمامی این آثار زحمت کشیده‌ام؛ بنابراین نمی‌توانم بین آن‌ها تفاوتی قائل شوم و بگویم کدام‌یک را بیشتر دوست دارم.

این پرسش درست مانند آن است که از یک پدر یا مادر بپرسند کدام فرزندت را بیشتر دوست داری؟ من خودم صاحب دو فرزند پسر دوقلو هستم و هر دوی آن‌ها را به یک اندازه و با تمام وجود دوست دارم؛ حس من به نوشته‌ها و آثار رسانه‌ای‌ام نیز دقیقاً همین‌گونه است. تک‌تک آن‌ها برای من ارزشمند هستند، هر چند طبیعی است که برخی کارها به دلیل شرایط خاص زمان انتشار، جایگاه ویژه‌ای در دل آدم باز کنند.

خانم گرجی تنها بانو و عضو زن در مجلس خبرگان قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ بود که نقش مهمی در تدوین قانون اساسی اول جمهوری اسلامی داشت. پس از سال‌ها سکوت خبری ایشان، در آذر ماه سال ۱۳۹۴ با همکاری و واسطه‌گری سرکار خانم فاطمه تندگویان، موفق شدم فرآیند گفت‌وگو را هماهنگ کنم و شبی را در منزل ایشان در محله یوسف‌آباد به گفت‌وگو بنشینم.

در ابتدا خانم گرجی تمایلی به انتشار این مصاحبه در روزنامه شرق نداشتند؛ اما پس از ماه‌ها ممارست، پیگیری مداوم و همچنین برگزاری بزرگداشتی برای ایشان در کتابخانه ملی توسط جمعی از فعالان زن، سرانجام طلسم سکوت شکسته شد و این گفت‌وگو در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۵ روی پیشخوان روزنامه‌ها قرار گرفت. این اثر پس از درگذشت این بانوی فرهیخته در سال‌های اخیر نیز بازنشر شد و همواره یکی از عزیزترین آثار من بوده است.

​در زمان فعالیت ماهنامه “چراغ روشن”، پرونده ویژه‌ای را پیرامون ماجرای قتل سال ۱۳۷۲ و دادگاه‌های جلال‌الدین فارسی مورد بررسی قرار دادیم. این پرونده به واسطه ابعاد پیچیده و عدم پذیرش اولیه اتهام از سوی متهم، یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های قضایی-سیاسی آن دوران بود. برای مستندسازی دقیق این پرونده، گفت‌وگوهای مفصلی را با آقای “بهمن رضاخانی” (برادر مقتول) انجام دادیم. همچنین یادداشت اختصاصی از آقای “عباس عبدی” که در زمان وقوع حادثه در روزنامه “سلام” این پرونده را به صورت جدی تعقیب می‌کرد، دریافت شد. در کنار آن، گفت‌وگویی تحلیل‌گرایانه با دکتر “محمدمهدی جعفری” درباره ابعاد این رخداد و شخصیت جلال‌الدین فارسی تنظیم شد. این مجموعه گزارش و مصاحبه که در شماره چهارم ماهنامه “چراغ روشن” منتشر شد و در حال حاضر نیز در آرشیو سایت این رسانه در دسترس است، به دلیل تبیین ابعاد تاریک یک پرونده تاریخی، با استقبال گسترده مخاطبان و جامعه رسانه‌ای روبرو شد.

همچنین با جناب آقای محمدجواد مظفر در ماهنامه مکتوب چراغ روشن و در پایگاه خبری چراغ روشن به دلم نشسته است همچنین ویژه‌نامه‌ای که در سال ۹۲ در روزنامه روزان برای آیت‌الله منتظری تحت مسئولیت بنده منتشر شد یا ویژه‌نامه‌ای که در سال ۹۱ در هفته نامه ستاره صبح برای مرحوم مهندس عزت‌الله سحابی و فرزندش هاله سحابی تحت مسئولیت من منتشر شد.‌ البته اگر بخواهم از این ویژه‌نامه‌ها نام ببرم از انگشتان دست و پا بیشتر می‌شود و همچنین مطالب بنده در سابقه ۲۹ سال مطبوعاتی بنده شاید نتوانم شمرد.

از خاطرات تلخ و شیرین خودتان را در این عرصه برایمان بگویید؟

برای تهیه گزارشی رسمی از وضعیت بازپروری، به همراه تیم خبری به کمپ مراجعه کرده و با مسئولان آن گفت‌وگو کردیم. اما واقعیت تلخ، خارج از دیوارهای این مرکز رقم خورد؛ جایی که در بدو خروج، با حجم انبوهی از سرنگ‌های رهاشده در پیرامون کمپ مواجه شدم.

به عنوان یک خبرنگار متعهد، نتوانستم از کنار این تناقض و آسیب آشکار بگذرم و این موضوع را به عنوان یک واقعه مشهود در متن گزارش خود منعکس کردم. انتشار این حقیقت، خشم مسئول وقت آن کمپ را برانگیخت؛ تا جایی که بارها در تماس‌های تلفنی، بنده را مورد تهدید جدی قرار داد تا این بخش از گزارش را حذف یا تکذیب کنم. اما بنده قاطعانه بر موضع خود ایستادم و خوشبختانه با حمایت همه‌جانبه و مسئولانه مدیران وقت روزنامه همشهری، این فشارها و تهدیدها نتوانست خللی در انتشار حقیقت ایجاد کند. یکی از پروژه‌های جدی و مشترک بنده، گفت‌وگوی اختصاصی با، رئیس پیشین زندان قصر در دوران پیش از انقلاب بود که به همراه همکار گرامی‌ام، سرکار خانم “جزینی” به ثمر رسید. اظهارات و ناگفته‌های ایشان از ساختار و حوادث درون زندان‌های آن دوران، حاوی نکات تاریخی و مستند بسیار ارزشمندی بود که این گفت‌وگو بعدها مبنا و پایه‌ای برای ساخت یک فیلم مستند تاریخی قرار گرفت و به عنوان یکی از کارهای ماندگار، در حافظه رسانه‌ای بنده ثبت شد.

درگذشت نابهنگام همکار صمیمی و پرتلاشم، مرحومه خانم “نزهت امیرآبادیان” در سال گذشته، یکی از تلخ‌ترین رخدادهای دوران کاری‌ام بود. از دست رفتن ایشان در سنین جوانی بسیار دردناک بود و نگارش یادداشت سوگ و تهیه گزارش فقدان برای این دوست نزدیک، از سخت‌ترین مأموریت‌های قلمی بنده به شمار می‌رفت.

امروز در پایگاه‌های خبری تحت مدیریتم، یکی از اهداف اصلی ما، معرفی و حمایت از افراد فعال در حوزه کسب‌وکارهای مختلف است. زمانی که تریبون رسانه باعث رونق یک کسب‌وکار، دیده شدن تلاش صاحبان مشاغل و خوشحالی خانواده‌ها می‌شود، این حس امیدواری و رضایت، شیرین‌ترین پاداش و خاطره برای من و همکارانم است. در کنار این، لحظاتی که قلم خبرنگار مورد تجلیل جامعه قرار می‌گیرد و از نوشته‌هایمان تشکر و قدردانی می‌شود، خستگی تمام این سال‌های پرفراز و نشیب از تن بیرون می‌رود.

اگر مطلب خاصی از قلم افتاده بیان بفرمائید؟

در زمان همکاری با همشهری مصاحبه‌های متعدد و متنوعی را در بخش‌های مختلف به ثمر رساندم. یکی از ارزشمندترین تجربه‌های من در آن مقطع، گفت‌وگو با اشخاص خیر و نیکوکارانی بود که روایت زندگی و بخشندگی‌شان، تأثیر عمیقی بر روحیه خود من و مخاطبان می‌گذاشت.

گفت‌وگو با چهره‌های برجسته هنری از دیگر بخش‌های جذاب کارنامه کاری بنده است؛ در طول دوران خبرنگاری‌ام، توفیق هم‌کلامی با هنرمندان بزرگی را داشتم؛ اما در این میان، مصاحبه کوتاهی که از طرف روزنامه همشهری با استاد فقید، مرحوم “جمشید مشایخی” انجام دادم، به شکل ویژه‌ای به دلم نشست. منش، اصالت و کلام دلنشین این هنرمند نامدار، مصداق بارزِ “سخنی که از دل برآید و بر دل نشیند” بود. حجم گفت‌وگوها و گزارش‌های اثرگذار در طول دوران فعالیت یک خبرنگار به قدری بالاست که شاید نام بردن از تک‌تک آن‌ها در یک مقال نگنجد، اما جریان اثرگذار رسانه‌ای همواره در حافظه مطبوعات کشور باقی خواهد ماند.

در پایان لازم می دانم از کسانی که در این سال‌ها در مسیر پر فراز و نشیب مطبوعاتی مرا همراهی و کمک کردند تشکر و قدردانی کنم و در این راه کمک حال من بوده و مشوق اصلی بنده بوده و با حمایت‌های لفظی و قلمی و مالی مرا کمک کردند نام ببرم.

اول از پدر و مادرم که همیشه کمک حال من و نگران من بوده و هستند و با حمایت‌های مالی و معنوی و دعای خیرشان مرا یاری کردند.
دوم همسرم که علیرغم مشکلات مالی با صبوری در کنار من بوده است.
سوم فرزندانم که همیشه با نجابت قدردان من بوده و هستند.
چهارم از شخصیت‌های زیر که با حمایت‌های مالی همیشه یاریگر من بودند:
حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ احمد منتظری فرزند آیت الله العظمی منتظری / دکتر یوسف یزدی فرزند دکتر ابراهیم یزدی / دکتر تقی شامخی / دکتر الهه کولایی / محسن محسن‌زاده / محمود رئیس‌زاده / دکتر علی حاج قاسم علی / دکتر گودرز افتخار جهرمی / آرش توفیقی / دکتر احسان شاملو / محمد جواد مظفر / عباس صاحب‌الزمانی / جلیل شعاری نژاد / اعظم طالقانی  / دکتر امیر حسین کریمی / دکتر افشین محمدی / مهندس حسین مرعشی / محمد بهشتی و محمدرضا بهشتی که در این لیست باید به صورت ویژه از آقایان محمدجواد مظفر، حجت الاسلام والمسلمین احمد منتظری، محسن محسن زاده، محمود رئیس زاده، دکتر افشین محمدی، دکتر علی حاج قاسم علی تشکر ویژه‌ای داشته باشم.

راه‌های ارتباطی با پایگاه خبری صدای چراغ روشن

https://sedayecheragheroshan.ir/

پایگاه خبری صدای چراغ امید نیوز

http://sedayecheragheomidnews.ir/

تلگرام

https://t.me/sedayecheragheroshan

https://t.me/sedayecheragheomid

https://t.me/tarikhicheragheroshan

یوتویوب

https://youtube.com/@cheragheroshan.cheragheomi6899

آپارات

https://www.aparat.com/cheragheroshan.cheraghomid

اینستاگرام

https://instagram.com/cheragheroshan.cheraghomid

لینکدین

https://www.linkedin.com/company/cheraghroshancheraghomid/

فیسبوک

https://www.facebook.com/cheragheroshan.cheragheomid

توئیتر

http://Twitter.com/chrghrshnomd

مصاحبه: فرهاد قنبری

لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=25850

About Author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کپی رایت © khabarnegaranvaresane.ir تمامی حقوق محفوظ است. | Newsphere by AF themes.