عباس ستایشگو: رسانه یک “رسالت” است

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه؛ این مصاحبهها فرصتی است تا ضمن مرور فراز و فرودهای فعالیت رسانهای، به بررسی چالشها، فرصتها و چشمانداز آینده روزنامهنگاری و رسانه در کشور پرداخته شود و از تجربههای گرانسنگ اهالی این حوزه برای نسل جدید خبرنگاران بهره گرفته شود.
لطفاً به عنوان اولین سئوال از بیوگرافی خودتان برای مخاطبین این پایگاه خبری بگوئید:
عباس ستایشگو هستم. فعالیت حرفهای خود را از پایههای تحریریه روزنامههای سراسری آغاز کردم و در طول این سالها، تجربهی مدیریت دفاتر خبرگزاریها، سرپرستی روزنامههای ملی، و مسئولیت روابطعمومی نهادهای ورزشی و فرهنگی نظیر باشگاه فرهنگی ورزشی البرز تهران و هیات کبدی شهرستان مُهر را در کارنامه دارم. هماکنون به عنوان مشاور عالی خانه هلال ایثارگران کشور و مشاور دبیرکل سازمان اینسکو در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و رسانهای فعالیت میکنم. رویکرد من همواره تلفیق رسالت اجتماعی با نگاه راهبردی در تولید محتوا بوده است.
از چه زمانی به این حرفه علاقمند شدید؟
علاقهی من به قلم و رسانه به دوران نوجوانی و مطالعهی روزنامههای کثیرالانتشار باز میگردد. اما نقطهی عطف جدی، وقتی بود که دریافتم «رسانه» تنها یک شغل نیست؛ بلکه پلی است میان مسئولیتپذیری اجتماعی و تغییر نگرشها. از حدود ۱۸ سالگی، نوشتن گزارشهای اجتماعی را به صورت جدی شروع کردم و به مرور، این علاقه به یک دغدغهی حرفهای تبدیل شد.
مشوق اصلی شما در این راه چه کسی بوده است؟
«در تمام مسیر زندگیام، الگوهای بزرگی داشتم، اما مشوق اصلی من، “عشق به حقیقت” و “میل به خدمت” بود. در کنار آن، حمایتهای معنوی خانواده و راهنماییهای بزرگان فرهنگی و سیاسی که در مسیر فعالیتهایم با ایشان آشنا شدم، نقش بسزایی در تقویت اراده من داشت. معتقدم هر کسی که در مسیر رسانه گام برمیدارد، در واقع تحت تأثیر کسانی است که باور دارند “کلام” میتواند دنیا را تغییر دهد.»
آیا خانواده شما با فعالیتتان در مطبوعات و رسانه موافق بودند؟ اکنون چه طور؟
در ابتدا، نگرانیهای طبیعی دربارهی حساسیتها و سختیهای کار رسانهای وجود داشت. اما با گذشت زمان و مشاهدهی رویکرد متعهدانه و اخلاقمحور من، خوشبختانه به همراهی و پشتیبانی کامل رسیدند. اکنون خانوادهام نه تنها موافقاند، بلکه مشتاقانه دستاوردهای رسانهای و اثرات مثبت آن در جامعه را دنبال میکنند و مشاوران خوبی برای من هستند.
از آثار مکتوب و چاپ شدهتان برایمان بگوئید؟
تعداد قابلتوجهی یادداشتها، گزارشهای تحلیلی و مصاحبههای تخصصی در رسانههای سراسری به چاپ رسیده است. همچنین مسئولیت سرپرستی چند روزنامهی سراسری، فرصت ویرایش و نظارت بر هزاران مطلب خبری را به من داد. با این حال، بزرگترین پروژههای مکتوب من، تدوین اطلس رسانهای برای سازمانهای مردمنهاد و گزارشهای راهبردی در حوزهی مشاغل غیررسمی و ایثارگری بوده که جنبهی پژوهشی دارند.
هم اکنون به چه کاری مشغولید؟
در حال حاضر در جایگاه مشاور عالی و مدیر رسانهای در چندین نهاد کلیدی فعالیت میکنم و تمرکزم بر توسعه زیرساختهای ارتباطی در سازمانها و ارتقای سطح کیفی خبرگزاریهاست.
با چه مشکلات و موانعی روبرو هستید؟
در مورد موانع، باید بگویم در عصر دیجیتال، بزرگترین چالش ما “جنگ نرم” و “سرعت بالای اطلاعات” است. تلاش برای حفظ اصالت خبر در برابر موج شایعات، سختترین بخشی از کار ماست. همچنین، ایجاد تعادل میان “سرعت خبر” و “دقت محتوایی”، چالشی است که هر روز با آن درگیر هستیم.»
علاقمندان به مطبوعات و رسانه چگونه میتوانند در این عرصه موفق شوند؟
توصیهی من به جوانان این است که:
۱ . تخصص خود را به روز کنند؛ رسانهی امروز با سواد دیجیتال و تحلیل داده گره خورده است.
۲. صبر و استقامت پیشه کنند؛ چرا که رسانه، شغل شبزدگیها و لغو شدنهاست!
۳ . اخلاق را خط قرمز خود بدانند؛ اعتماد مخاطب تنها با یک حرکت غیرحرفهای از بین میرود.
۴. از تجربهی پیشکسوتان استفاده کنند و فقط به فضای مجازی اکتفا نکنند.
کدام یک از آثارتان به دلتان نشسته است؟
گزارشی که دربارهی زندگی و دغدغههای خانوادههای ایثارگران در یک منطقهی کمبرخوردار تهیه کردم، برایم بسیار ماندگار شد. آن گزارش نه فقط یک خبر، بلکه روایتی از مقاومت و امید بود که بازخوردهای مردمی زیادی داشت و حتی به پیگیری مسئولان برای رفع برخی مشکلات انجامید.
از خاطرات تلخ و شیرین خودتان را در این عرصه برایمان بگویید؟
«شیرینترین خاطرات من، لحظاتی است که پس از انتشار یک خبر یا گزارش، تماسهایی دریافت میکردم که میگفتند: “با خبر شما مشکل ما حل شد” یا “از اینکه صدای ما را رساندید متشکریم”. این حسِ “مفید بودن”، شیرینترین پاداش این حرفه است.
اما در مورد خاطرات تلخ، باید بگویم مواجهه با عدم درک برخی مسئولان از اهمیت مسائل اجتماعی یا دیدن رنجهای عمیق مردم در گزارشهای میدانی، لحظاتی سخت بود که هر بار من را به این باور میرساند که باید بیشتر تلاش کنم تا صدای رساتری برای مردم باشم.»
اگر مطلب خاصی از قلم افتاده بیان بفرمائید؟
«تنها نکتهای که مایلم بر آن تأکید کنم این است که رسانه را نباید صرفاً یک شغل دانست؛ رسانه یک “رسالت” است. ما در هر لحظه در حال ساختن حافظه تاریخی جامعه هستیم و این مسئولیت بزرگی است که باید با تقوا و صداقت همراه باشد.»
سخن پایانی:
«در پایان، از این فرصت ارزشمند سپاسگزارم. امیدوارم بتوانم در سالهای پیش رو، با تکیه بر تجربیاتم در حوزههای مختلف، سهم کوچکی در ارتقای فرهنگ رسانهای کشور و خدمت به مردم عزیز ایفا کنم. ایمان دارم که حقیقت، هرگز شکست نمیخورد، به شرط آنکه قلمهای صادقی برای روایت آن وجود داشته باشند.»

مصاحبه: فرشاد قنبری
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=25712