وضعیت امروز رسانهها در گفتوگو با مهرداد خدیر

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه و به نقل از ایسنا؛ در آستانه فرا رسیدن ۱۷ مرداد، روز خبرنگار، ایسنا در گفتوگویی با مهرداد خدیر، روزنامهنگار باسابقه و عضو شورای سردبیری عصر ایران، به بررسی دغدغههای اساسی جامعه رسانهای کشور پرداخته است.
این مصاحبه که با هدف طرح مسائل و چالشهای فراروی روزنامهنگاران در شرایط کنونی ترتیب یافته، ابعاد مختلفی از جمله کارکردهای حرفهای، آسیبهای نگاه امنیتی در بحرانها، علت ازدسترفتن مرجعیت رسانهها، مهمترین دغدغههای صنفی، مسیر بقا در عصر تحولات دیجیتال و نسبت رسانههای رسمی با پدیده اینفلوئنسرها را مورد واکاوی قرار داده است.
کارکرد اصلی روزنامهنگاری در جامعه امروز چیست؟
مهرداد خدیر در پاسخ به این پرسش که «کارکرد اصلی روزنامهنگار آگاهیبخشی، امیدبخشی و طرح مطالبات است و ما چقدر به این کارکردها نزدیک شدیم و موانع اصلی چیست؟» اظهار کرد که به صورت کامل با این پیشفرض موافق نیست، چرا که نمیتوان وظایف نهادهای متعدد و متنوع در جامعه مدرن را بر یک صنف، یک حرفه، یک طیف و یک قشر بار کرد.
به باور وی، روزنامهنگاران همین که به اخلاق حرفهای خود وفادار باشند، مخاطب را از مراجعه به رسانههای خارج از ساختار بینیاز کنند و واقعیت را روایت کنند، میهندوست باشند و به خیر عمومی بیندیشند، کفایت میکند.
خدیر درباره طرح مطالبات توسط رسانهها تاکید کرد که برای این کار مکانیزمهای دیگری همچون نمایندگان واقعی مجلس و احزاب وجود دارند و رسانهها در این میان نقش آینه را ایفا میکنند.
او با اشاره به نظریه «سه آینه» در علوم ارتباطات، توضیح داد که رسانه، حکومت و مردم در یک تعامل سهوجهی قرار دارند و اگر آینه رسانه مکدر یا شکسته شود، این ارتباط و تبادل به هم میخورد.
خدیر با نقد تعاریف کلیشهای تاکید کرد که بهتر است روزنامهنگار را با میزان تحلیل واقعیت، اندیشه به خیر عمومی و منافع ملی و نیز لذت معنویای که به مخاطب میدهد بسنجیم و از تحمیل مأموریتهای فراحرفهای بر این صنف پرهیز کنیم.
او با قیاس حرفه روزنامهنگاری با پزشکی، یادآور شد که از پزشک انتظار نمیرود تمام بار سلامت جامعه را بر دوش بکشد، بلکه انتظار اصلی پایبندی به سوگند حرفهای و نگاه همنوعانه به جامعه است، در حالی که از روزنامهنگاران انتظار فداکاری کامل و نادیده گرفتن منافع صنفی خود میرود که این انتظار، انتظار معقولی نیست.
وی بر لزوم محدود کردن انتظارات به اصول حرفهای و اخلاقی مشترک در جوامع مدرن تاکید کرد.
آسیبهای نگاه امنیتی در جنگ اخیر
خدیر در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه «غلبه نگاه امنیتی در بحرانها به نگاه رسانهای بهویژه در جنگ اخیر کجاها به رسالت روزنامهنگاری آسیب زد و کجاها لازمهی توجه است»؟ با به کار بردن کلمه «رسالت» برای حرفه روزنامهنگاری مخالفت کرد و آن را شأن پیامبران دانست و بر تعبیر «اقتضا و شئون حرفه» تاکید کرد.
وی نگاه امنیتی حاکم در جنگ اخیر را به شدت آسیبزا ارزیابی کرد و گفت که این نگاه، روزنامهنگاران را به تبلیغ محض فرا میخواند، در حالی که مردم در میانه دوگانه تبلیغات صداوسیما و پروپاگاندای شبکههای خارجی مثل اینترنشنال، به روایت سوم نیاز داشتند؛ روایتی که ضمن لحاظ منافع ملی، از تبلیغات رسمی فاصله بگیرد و مخاطب را به رسانههای داخلی جذب کند.
خدیر با تاکید بر اینکه مردم هنگام برخورد با یکدیگر میپرسند «چه خبر؟» نه «چه نظری دارید؟»، فاصله گرفتن از خبر و اصرار بر نظرات تبلیغی و تأییدی را از آفات اصلی روزنامهنگاری در آن دوره برشمرد.
او درباره مرز شفافیت و پاسخگویی، این مرز را وابسته به تجربه و درک خود روزنامهنگاران دانست و مصداقهایی همچون عدم انتشار تصاویر اصابت موشک و پهپاد را به دلیل جلوگیری از سوءاستفاده دشمن، قابل درک خواند، اما حساسیتهای مفرط و توقع بازتولید محتوای چند خبرگزاری و صداوسیما را عامل اصلی آسیب به رسانههای مستقل معرفی کرد.
خدیر با اشاره به مشکلات امنیتی خبرنگاران داخلی برای حضور در محل وقایع، تصریح کرد که این موانع نه تنها مردم را پای صدا و سیما ننشاند، بلکه آنان را به شبکههای اجتماعی و تلویزیونهای خارجی سوق داد و سیاست قطع اینترنت بینالملل نیز به نارضایتی دامن زد؛ در حالی که فضای اینترنتی میتوانست محل طرح روایتهای مختلف باشد.
او با تفکیک رسانههای رسمی به دو دسته تبلیغاتی نظیر صداوسیما و خبرگزاریهای رسمی و نیمهمستقل، گفت که برخی سایتها تلاش کردند استقلال خود را حفظ کنند اما با فشار مواجه شده و به بازتولید روایتهای رسمی روی آوردند.
خدیر در ادامه با اشاره به افشای تدریجی ماهیت شبکههای خارجی برای مردم، تاکید کرد که در مقطعی اعتماد مخاطب به رسانههای داخلی آسیب دید اما خوشبختانه با گذشت زمان، مردم دریافتند که شبکهها خارجی به دنبال کمک نیستند و شهروندان عادی را هدف قرار میدهند؛ با این حال، به دلیل تشنگی خبری مردم، این شبکهها در بخش خبررسانی به ویژه اعلام محل اصابت موشک و پهپاد مورد مراجعه قرار گرفتند اما خوشبختانه در بخش تحلیل و پروپاگاندا، نفوذ پیشین خود را از دست دادند.
مرجعیت ازدسترفته/ از توقیفهای ۷۹ تا کوچ روزنامهنگاران و ناکارآمدی فیلترینگ
خدیر در پاسخ به پرسش سوم که رسانههای ما از چه زمانی از دست دادن مرجعیتشان را شروع کردند؟ گفت که این روند از زمانی آغاز شد که رسانهها مورد سرکوب قرار گرفتند و نقطه عطف آن، توقیف فلهای مطبوعات در چهارم اردیبهشت سال ۱۳۷۹ بود. او با ارجاع به فضای سال ۷۸ و انتخابات مجلس ششم، خاطرنشان کرد که اعتماد عمومی به مطبوعات به حدی بود که فهرست ارائهشده توسط مطبوعات اصلاحطلب به پیروزی انجامید و هرچند این رویه از منظر امروزی قابل نقد است، اما نشاندهنده اعتماد عمیق مردم به رسانهها برای حفظ گفتمان اصلاحطلبی بود. اما پس از توقیف فلهای، اعتماد و مخاطبان به مرور کاهش یافت و این روند برخوردی در مواجهه با سایتها و شبکههای مجازی نیز تداوم یافت.
خدیر معتقد است اگر آن برخوردها رخ نمیداد، امروز شاهد رسانههای چندوجهی روزنامه، سایت، کانال تلگرامی و حتی تلویزیونهای خصوصی در صورت اصلاح قوانین بودیم و روزنامهنگاران نیز کوچ نمیکردند. او با مقایسه فضای قبل و بعد از تعطیلی مطبوعات، گفت که پیش از آن، صدای آمریکا جاذبه چندانی نداشت، اما با کوچ نیروهای داخلی و استفاده از تکنیکهای جدید، این شبکهها جذابیت یافتند.
خدیر با اشاره به ظهور تلگرام و شایعهپردازی در کانالهای تلگرامی در سال ۹۶، این فضا را زمینهساز اتفاقات دیماه آن سال دانست و پس از توقیف تلگرام، فیلترشکنها کارایی آن را بیاثر کردند. او تاکید کرد که با گسترش رسانههای هوشمند و تکنولوژی، مرجعیت رسانههای سنتی به تدریج از بین رفت و راهکارهای حکمرانی نظیر فیلترینگ و قطع اینترنت که در جنگ اخیر نیز تکرار شد نه تنها کارآمد نبود، بلکه به مراجعه بیشتر به شبکههای خارجی انجامید.
خدیر در نقد انحصار صداوسیما، این انحصار را از دو جهت زیانبار دانست؛ یکی در عرصه اطلاعرسانی و دیگری در کاهش برنامههای سرگرمکننده. او به حذف برنامه عادل فردوسیپور به عنوان مصداقی اشاره کرد که مخاطبان دوشنبهشب را به شبکههای خارجی کشاند و تاکید کرد که نبود تدبیر در ارائه برنامههای جذاب نظیر مسابقات فوتبال و سریالها، نتوانست مردم را پای قاب صدا و سیما نگه دارد.
امنیت شغلی و استقلال حرفهای مهمترین دغدغه روزنامهنگاران
خدیر در پاسخ به این پرسش که «مهمترین دغدغهتان را در این روزها به عنوان روزنامهنگار چیست؟» اظهار کرد که با توجه به مسئولیتهای صنفی خود از جمله حضور در هیات مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران، هرچند فعالیتش متوقف شده، مهمترین دغدغهاش دو مقوله «امنیت شغلی» و «استقلال حرفهای» است.
او با تفکیک روزنامهنگاران مستقل از دیگر فعالان، گفت که آنها همچون همه مردم با تورم و دستمزدهای پایین دستوپنجه نرم میکنند، اما برخلاف سایر صنوف، با خطر تعطیلی، تهدید و بازداشت نیز مواجه هستند که مشکلات را مضاعف میکند.
خدیر به صورت مصداقی به تجربه توقیف ششماهه روزنامه «هممیهن» که معاون سردبیری آن را بر عهده داشت اشاره کرد و گفت که این روزنامه با دغدغه روایت سوم فعالیت میکرد اما حتی برای انتشار یک مطلب ساده، با تماسهای تذکری و حذف جملات مواجه میشد و این برخوردها در دولت فعلی نیز ادامه یافت.
او با یادآوری اینکه این روزنامه در دولت آقای رئیسی مجوز گرفته بود، نقش ناظران دولتی معاون مطبوعاتی، نماینده وزارت علوم و … را در این تعطیلی قابل توجه دانست و افزود که پس از توقیف نیز رسیدگی به پرونده با تاخیر پنج تا ششماهه انجام شد.
اشکهای فردوسیپور دیده شد اما اشکهای پنهانی روزنامهنگاران نه
خدیر در ادامه با بیان اینکه تضعیف رسانههای مستقل داخلی و واگذاری میدان به رسانههای خارجی، برای کسانی که نه میتوانند با مدل صدا و سیما همسو شوند و نه اهل کوچ به خارج هستند، بسیار پرهزینه شده است، اما با وجود همه مشکلات، او بر ادامه مسیر روایت سوم و دفاع از اندیشه مسالمتآمیز و اصلاحات اصرار دارد.
وی در پاسخ مستقیم به سوالی درباره دغدغه اصلی، این پرسش را مطرح کرد که چرا با جماعتی که شیفته کار و سرنوشت کشورشان هستند، این اندازه سوءتفاهم وجود دارد و به جمله حامیانه عادل فردوسیپور «چرا نمیگذارید کار کنیم؟» اشاره کرد.
خدیر با بیان اینکه بغض و اشک فردوسیپور دیده شد، اما اشکهای پنهانی روزنامهنگاران و بچههای باذوقی که تعطیلی روزنامهها را تجربه کردند و در ایران ماندند، کمتر دیده شده است، گفت که دغدغه اصلی او رفع این سوءتفاهمها و اجازه دادن به رسانههای مستقل برای فعالیت است، زیرا باور دارد که اگر این فضا فراهم شود، توجه به تبلیغات خارجی به شدت کاهش مییابد و روزنامهنگاران در محیط طبیعی خود که همچون آب برای ماهی است به بهترین شکل عمل میکنند و کوچ اجباری، حتی بر نوع گفتارشان نیز تاثیر منفی میگذارد.
بقا در گرو حرفهایگری و تولید محتوای غنی
خدیر در پاسخ به این پرسش که «مسیر اصلی بقای رسانههای حرفهای در عصر وب ۳ از نگاه شما چه مسیری است؟» گفت که مسیر اصلی، حرفهایتر شدن است و هرچه رسانهها حرفهایتر عمل کنند، امکان بقای بیشتری خواهند داشت، هرچند از منظر فلسفی و به تعبیر سعدی، اساس جهان بر بقا نیست و همه چیز در معرض زوال است. او با نگاهی آرامشده به این مقوله، گفت که شخصاً تلاش خود را میکند و بقیه را به روزگار میسپارد و با جهان درنمیافتد.
خدیر با اشاره به تحولات رسانهای از نشریات کاغذی به فضای مجازی، دغدغه شخصی خود را برای حفظ نشریات مکتوب و چاپی و داشتن نشریه کاغذی بیان کرد و گفت که حتی با ظهور هوش مصنوعی و فضاهای تازه، همیشه مخاطب وجود خواهد داشت. او با مثالی ملموس از چلوکباب و پیتزا، یادآور شد که هر کالایی مشتری خود را دارد و کاهش مشتری چلوکباب به دلیل افزایش قیمت بوده، نه از بین رفتن ذات آن، و در عرصه رسانه نیز همه باید خود را بهروز و مدرن سازند.
خدیر در نهایت، اصل کار رسانه را تولید محتوا دانست و تاکید کرد که محتوای غنی در هر قالبی کاغذ، وب، پادکست، تصویر همچنان نیاز اصلی است و اگر قرار است تغییری رخ دهد، رخ خواهد داد و هر نسلی خود را با مقتضیات زمان وفق میدهد.
انحصار راهکار نیست/تاکید بر کیفیت و رقابت با مخاطبشناسی
خدیر در واکنش به نقدهای مکرر خبرنگاران و رسانههای رسمی نسبت به اینفلوئنسرها که معتقدند این افراد جای آنان را گرفتهاند اظهار کرد که برخی حرفهها به دلیل ارتباط با جان و سلامت مردم همچون پزشکی و وکالت نیاز به تایید رسمی و نظارت دارند، اما در روزنامهنگاری که بخشی از آن ذوق و استعداد است، نمیتوان دیگران را منع کرد.
او با تفکیک «شغل روزنامهنگاری» از «فعالیت شهروندی» در شبکههای اجتماعی، تاکید کرد که اگر فردی به عنوان شغل وارد این عرصه شود، ناچار به رعایت روابط حرفهای است و به مرور ادعاهایش محک میخورد.
خدیر با مثالهایی از ورود افراد غیرمتخصص به عرصههای هنری و ورزشی، گفت که استعداد و ذوق میتواند جایگزین مدرک شود و در رسانه نیز اگر فردی بتواند خود را به مخاطب بقبولاند، نباید با او برخورد انحصاری کرد.
وی راهکار اصلی را نه حصارکشی که بالا بردن کیفیت کار و یادآوری تفاوتهای حرفهای با اینفلوئنسرها دانست و تاکید کرد که مخاطب در نهایت تشخیص میدهد کدام جذابتر است و به جای خردهگیری، باید سطح کار را ارتقا داد.
این روزنامهنگار در ملموسترین مثال خود، به صنعت حملونقل اشاره کرد و گفت که اعتراض آژانسداران به تاکسیهای اینترنتی نه تنها باعث بیکاری رانندگان نشد، بلکه کیفیت خدمات را بهبود بخشید و تنها صاحبان آژانس مجبور به تغییر شغل شدند. او این اصل را برای رسانهها نیز صادق دانست و گفت که اگر اتفاق منفی رخ دهد، متوجه صاحبان رسانههایی خواهد بود که به رانت متکی هستند اما برای تولیدکنندگان محتوای فکری و ذوقی، همیشه قالبهای جدید برای بقا وجود خواهد داشت و جای نگرانی نیست.
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=26004