بهزادی: تعدیل خبرنگاران مشکلات بسیاری بههمراه دارد

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه و به نقل از ایرنا؛ اگر با حوزه روزنامهنگاری آشنا باشید یا قدمی در رسانهها زده باشید حتما نام او را شنیدهاید بهروز بهزادی یکی از افراد تاثیرگذار در حوزه روزنامهنگاری است و بسیاری از افرادی که امروز در حوزه رسانه فعالیت میکنند به شکل مستقیم و غیرمستقیم شاگرد او بودهاند.
بهروز بهزادی یکی از پیشکسوتان حوزه خبر و مطبوعات و بنیانگذار روزنامه اعتماد است. او فراز و نشیبهای بسیاری را در زندگی حرفهای خود از سر گذرانده و از انتقال تجربیات خود به خبرنگاران دریغ نکرده است. بسیاری از شاگردان او از ایران مهاجرت کردهاند و به کار حرفهای مشغول هستند. امروز بهزادی بار دیگر نگران آینده مطبوعات ایران است، به گفته او سالهایی بود که روزنامهنگاران به دلیل شرایط سیاسی مهاجرت کردند و امروز ممکن است به دلیل شرایط اقتصادی ایران را ترک کنند. درباره مسائل روز رسانه و مطبوعات مصاحبهای با او انجام و در دو بخش تنظیم شد، در ادامه بخش نخست را میخوانید.
زندگی فعالان مطبوعات فوریترین مساله امروز است
خارج از اینکه بسیاری از فعالان رسانهای شاگرد شما بودند، ارزیابی شما از فعالیت رسانهها چیست؟
امروز جنگ باعث شده است یکسری مقتضیات جنگی در کشور حاکم شود، از سرعت حرکت ماشینهای رسانه کاسته شده است، این مساله در هر رسانهای قابل مشاهده است.
دلیل این است که روزی هواپیما میآمد و شهر را بمباران میکرد، آن روز خبرنگاران سرکار نمیرفتند؛ اینکه نمینویسیم از نظر خبری و تحلیلی دلایلی متناسب با زمان جنگ دارد. مطبوعات، روزنامهنگاران و ما آموختیم که وقتی چنین موقعیتی پیش میآید باید مواظب نوشتههایمان باشیم، زیرا ممکن است از نوشتههایمان برداشت و تحلیل مختلف و علیه کشور استفاده شود، در نتیجه شرایط خاصی در جریان است.
به عقیده من بچههای مطبوعات مانند سرباز زندگی میکنند، در جبهه جنگ اند و وقتی مطالب جنگی منتشر میکنند، در جبهه هستند
اگر بخواهیم درباره شرایط خاص صحبت کنیم، تخصصی و جالب خواهد بود، اما شرایطی که به زندگی فعالان مطبوعات تحمیل شده است به نظر من فوریترین مسالهای است که باید به آن رسیدگی شود.
به عقیده من بچههای مطبوعات مانند سرباز زندگی میکنند، در جبهه جنگاند و وقتی مطالب جنگی منتشر میکنند، در جبهه هستند و مقابل مطبوعه دیگری که در رسانههای طرف مقابل مینویسند، مطلب منتشر میکنند.
«فریب» یکی از خصوصیات جنگ است و فریب در روزگار جنگ برای هر دو طرف مطلوب است، بنابراین خبرنگار برای گزارشنویسی باید مقداری از یافتههایش را، همراه مطالبی که در دانشگاه به او آموزش دادیم، جمعآوری کند. روزنامهنگار باید ساده بنویسد، فعل به کار نبرد و نخواهد نظر خاصی را به مخاطب بقبولاند. اینجا در شرایط جنگی باید این موارد را به یاد داشته باشد.
کسی به مطالب منتشر شده در اینترنت دسترسی ندارد
در شرایط جنگ هستیم و همانطور که گفتید رسانهها نقش تبلیغات را ایفا میکنند و فشار رسانههای خارجی به خصوص رسانههای فارسیزبان در جنگ تحمیلی سوم محسوس بود. چقدر رسانهها بر تابآوری افکار عمومی تاثیر داشتند؟
مشکل همینجا است، مشکل اینجاست که رسانههای ما به کاغذ وابستهاند و در دوران جنگ کاغذ نیست یا قیمت آن گرانتر از قبل شده است. رسانهای که قیمت مشخصی دارد و نمیتواند کاغذ گرانقیمت بخرد، در این روزها که اینترنت جای چاپخانه را گرفته است، خبر را در اینترنت منتشر میکند، در حالیکه کسی به مطالب منتشر شده در اینترنت دسترسی ندارد.
چند روز پیش دو یا سه مکالمه با خارج از کشور داشتم که به من میگفتند به تعداد محدودی از خبرگزاریهای داخل دسترسی دارند و نمیتوانند روزنامهها را بخوانند. این مشکلات روی هم جمع میشود و بر تحریریه رسانههای کاغذی مانند روزنامه و خبرگزاریها که فعالیت آنها در فضای مجازی است، فشار وارد میکند. این مسائل باید درست شود.
آیا محدودیت اینترنت موجب کاهش تاثیرگذاری رسانه شد؟
خیلی، محدودیت اینترنت مانع اثرگذاری رسانه شده است. وقتی که میخواهید طرح موضوع کنید و مسائل را اعلام کنید محدود هستید، در حالیکه رسانههایی مقابل شما قرار گرفتند که به سرعت اخبار را منتشر میکنند و دسترسی مردم به آن رسانهها هم بیشتر است، زمانی که ما نتوانیم کاری کنیم، این اتفاق میافتد و کاهش تاثیرگذاری طبیعی است.
بخشهایی از تحلیلهای طرف مقابل مخدوش است
آیا فضای مجازی که قبل از جنگ در دسترس مردم بود، به رسانهها کمک نمیکرد تا محتوا را در اختیار مخاطب قرار بدهند؟
زمانی بود حدود ۱۰ تا ۱۵ سال پیش، چاپخانهها مهمترین عاملی بودند که حروف و عکس در آنجا ریخته میشد و نتیجه آنها در روزنامهها به دست مردم میرسید. البته رادیو و تلویزیون را از این مساله تفریق میکنم که وظیفه رسانهای داشتند تا اطلاعات را به مردم تحویل بدهند کاری که مطبوعات خصوصی و غیردولتی، رادیو و تلویزیون میکردند، کسر زیادی از اطلاعاتی بود که روی مردم پاشیده میشد.
خوانندگان میخواهند انتخاب کنند، به شکل کامل از اینترنت یا کاغذ استفاده کنند
منتها امروز آن حالت از بین رفته است، زیرا ما در یک دوراهی قرار داریم که خوانندگان میخواهند انتخاب کنند، به شکل کامل از اینترنت یا کاغذ استفاده کنند. ممکن است رسانهای که پیش از این ۲۰۰هزار نسخه تیراژ داشت، امروز اگر پنجهزار نسخه شمارگان داشته و به اندازه همان ۲۰۰ هزار نسخه تاثیر داشته باشد. زیرا آن پنجهزار نسخه میان مردم میگردد. روزنامهها و رسانهها عادت کردند که صفحههای خود را در اینترنت و صفحههای مختلف منتشر کنند تا نسخههای مجازی در اپهای مختلف به دست مخاطب برسد.
این تاثیرات وجود دارد، همچنین مسائل جانبی دیگر مطرح است که ما ناچار به رعایت آن هستیم، اما طرف مقابل ناچار به رعایت آن نیست، پس خبرها را میسازد و روی آن تحلیل میکند، اما کاری که انجام میدهند تحلیل نیست، بلکه ساختن خبری است که برخی از بخشهای آن مخدوش است.
دنیای کاغذی در حال اتمام است
در بخشی از صحبتهایتان به مساله کاغذ اشاره کردید، امروز اگر دولت بخواهد رسانهها را سرپا نگه دارد و آنها را حفظ کند تا مساله تابآوری به مخاطب برسد، چه کمکی باید به رسانههای کاغذی و مجازی داشته باشد؟
به عقیده من دنیای کاغذی در حال اتمام است، اما حداقل باید اینترنت باشد تا فعالان بتوانند نسخه مجازی را ارائه کنند. پیش از این، بعد از صفحهبندی، روزنامه به چاپخانه میرفت و آنجا آماده، صبح زود بستهبندی و ارسال میشد، همین اتفاق میتواند در اینترنت بیفتد. من میتوانم روزنامه را به صفحات موزائیکی جای چاپخانه از راه اینترنت به دست مردم برسانم. این کار سهلی است، اتفاقی نیفتاده مگر اینکه کمکهایی به روزنامه بشود. من وقتی روزنامه را در اینترنت بارگذاری میکنم، میتوانم در طول روز قسمتهایی از آن را بهروز کنم، اما زمانی که روزنامه چاپ میشود قابل تغییر نیست.
ثروت هر رسانهای دستگاهها نیست، بلکه نیروهایی است که در آن فعالیت میکنند در واقع این نیروها هستند که به رسانه قدرت میدهند
تمام اینها نیاز به مدیریتی دارد که اینترنت و کاغذ را درک کند و روزنامهنگاری قدیم و جدید را بداند. نیرویِ کاردان در زمینههایِ فنیِ این موضوع کم داریم که بتواند ساختاری را طراحی کند تا به دست مخاطب برسد.
بازگردیم به خبرنگاران، بارها گفتم ثروت هر رسانهای دستگاهها نیست، بلکه نیروهایی است که در آن فعالیت میکنند در واقع این نیروها هستند که به رسانه قدرت میدهند، به آن کمک میکنند و باعث میشوند که اخبار داخلی و خارجی مانند فواره بیرون بزند، باید به خبرنگاران رسید.
بحث اصلی که میخواستم بگویم این است که امروز به دلیل جنگ، تیراژ روزنامهها پایین آمده است. زمانی تیراژ با کاغذ شناخته میشد، امروز تیراژ به این شکل است که من یادداشت مینویسم و یادداشت من در فضای مجازی میچرخد، به تعداد بازدیدکنندگان شمارگان حساب میشود. من یادداشتی برای یک روزنامه نوشته بودم، متوجه شدم در یک رسانه مجازی ۲۰۰ هزاربار بازدید شده است. تکتک بازدیدها تیراژ هستند، پیش از این باید کاغذ را میشمردیم و امروز تعداد بازدیدکنندگان شمرده میشود.
رسانههای خصوصی در نبود بودجه با خبرنگاران خداحافظی کردند
پس امروز تعریف تیراژ تغییر کرده است؟
بله، تیراژ چیزی است که بازدید میشود. روزنامهنگاران به خاطر اینکه اینترنت نیست و فضا بسته است، محدود شدند. همچنین روزهایی بود که روزنامه را در چهار صفحه منتشر میکردیم و بیشتر از این هم نمیشد و در نتیجه خبرنگاران کار زیادی ندارند.
در چنین وضعیتی بسیاری از رسانههای خصوصی در نبود بودجه شروع به خداحافظی با خبرنگاران کردند. این بیشترین ضایعهای است که برای مطبوعات به وجود میآید. بچههای مطبوعات انسانهایی کاربلد هستند و ثروت کار محسوب میشوند، بارها از مدیران مطبوعات خواستم از کاغذ کم کنند، بگذارند روی اینترنت و به وضعیت خبرنگاران برسند. وقتی که خداحافظی با خبرنگاران اتفاق میافتد، دیگر شروع میشود. این روزها چشم و همچشمی هم هست و برخی از موسسات رسانهای نیروهای خود را تعدیل کردند، به عقیده من اگر این تعدیل ادامه پیدا کند، مشکل عظیمی در آینده خواهیم داشت.
بانکها باید از مدیران مسئول حمایت کنند
باید چه کار کنیم؟ فارغ از وظایفی که دولت برعهده دارد، وضعیت روزنامهنگاران از قبل هم ثابت و خوب نبود. اگر شما در مقام مسئول، با این شرایط مواجه بودید، برای مدیریت وضعیت تعدیل نیرو چه پیشنهادی داشتید؟
امروز که ایران در محاصره دریایی امریکا است، نفت به خارج از ایران نمیرود، دلار و یورو وارد کشور نمیشود، وقتیکه اینها وارد نمیشوند، اقتصاد آسیب میبیند. من متوجه هستم که دست دولت هم در این زمان بسته است، اما به هر حال نمیتوان دست روی دست گذاشت.
در کل کشور شاهد زیست خبرنگارانی بودم که از کشور ما به کشورهای دیگر رفتند. امروز بیش از ۴۵ نفر در مطبوعات خارج از کشور فعال هستند
من اعتقاد دارم باید جلسهای با حضور بزرگان مطبوعات و افرادی که مسائل مطبوعات را میدانند برگزار و در نتیجه آن طرحی به دولت و حاکمیت ارائه شود و این مرحله را به عنوان مرحله نگهدارنده حساب کنیم، زیرا در آینده این اتفاقها نخواهد افتاد و این روند دوره مشخص دارد. بعدها وقتی که خبرنگاران را نگه داشتیم، باید این روزها را جبران کنیم.
در دولت، الیاس حضرتی(رئیس شورای اطلاعرسانی دولت) مسئول است و باید بتواند بانکها را مجاب کند تا از مدیران مسئول حمایت کنند و به موسسات مطبوعاتی وامهایی بدهد تا این موسسات بتوانند خبرنگاران را نگه دارند. فرصت استراحتی به جنگ بدهند، همچنین به صلحی که درجریان است فرصت بدهند و بعد اقدام به بازپسگرفتن وامها کنند، تا به این وسیله به حفظ خبرنگاران کمک کنند.
ما شاهد سه تا چهار نوبت مهاجرت روزنامهنگاران براساس شرایط سیاسی بودیم، امروز ممکن است گروهی دیگر بر اساس شرایط اقتصادی بروند
چرا اینها را میگویم؟ زیرا در کل کشور شاهد زیست خبرنگارانی بودم که از کشور ما به کشورهای دیگر رفتند و من اگر حساب کنم(البته پیش از این حساب کردم) که چند نفر از بچههایی که خودم پرورش دادم، امروز در مطبوعات خارج از کشور فعال هستند، رقم بالای ۴۵ نفر است که رقم بسیار زیادی است، زیرا از بهترین نیروهای مطبوعات بودند که رفتند.
عادت بچههای رسانه این است که هر جا کار میکنند، کار خوب و حرفهای ارائه کنند، به همین دلیل در دیگر کشورها پیشرفت کردند و شناخته شده هم هستند. کاری ندارم آن چیزی که از نظر سیاسی گفتند بنویسند و در ذهنشان گذاشتند، چیز دیگری است. همین الان اگر انسانِ رسانهای را وارد اینجا کنید، بر اساس تربیتی که شده، نخستین چیزی که میگوید، این است که من کارم را حرفهای انجام میدهم. در نتیجه این میتواند کمکی باشد تا بچهها بتوانند امیدوار باشند و کار خود را انجام بدهند.
ما شاهد سه تا چهار نوبت مهاجرت روزنامهنگاران براساس شرایط سیاسی بودیم، امروز ممکن است گروهی دیگر بر اساس شرایط اقتصادی بروند، زیان این در درجه اول به مطبوعات میخورد و من هم که باید بنشینم و افراد دیگری را تربیت کنم.
کاری که خبرنگار میکند شبیه کار جاسوسی است
گفتید روزنامهنگاران سرمایههایی هستند که به راحتی بهدست نمیآیند، تعداد قابل توجهی از آنان چند دهه سابقه فعالیت دارند، و به دلیل شرایطی که وجود دارد به کشور دیگر میروند. مسائل امنیتی وجود دارد، بخش قابل توجهی از خبرنگاران در زمان تهیه گزارش با محدودیت مواجه شدند، برای اینکه خبرنگاران بتوانند در این فضا گزارش تهیه کنند، چقدر باید به روزنامهنگار خود اعتماد کنیم و اجازه بدهیم تا روایت خود را داشته باشند، تا ما روایتگر اول باشیم؟
آدم رسانهای با جاسوس تفاوتهای بسیاری دارد که به سادگی قابل تشخیص است. اگر فردی قلم، دوربین، کارت شناسایی معتبر دارد باید به او اعتماد کنند
این به کسی که بچههای ما را محدود میکند، بستگی دارد. من بارها با مسئولان تماس گرفتم و توضیح دادم که این کار جاسوسی و موضوع امنیتی نیست، گرچه کاری که ما میکنیم شبیه کار جاسوسی است. من روزی با مسئولان امنیتی نشستم و صحبت کردم، گفتم کار ما و خبرنگاران اینطور است که به خبرنگاران میگویم اگر جایی میروید از آنجا عکس بگیرید، تصاویر و مستندات را تهیه و سوالها را بپرسید تا گزارش مستند شود، خُب جاسوس هم همینکار را میکند. منتها وقتی برداشت از این کار، جاسوسی است، بلافاصله بعد از اینکه خبرنگار چنین کاری میکند تهمت بر او رواداشته میشود که جاسوسی کرده است و نمونههای آن را هم داشتیم.
باید به نیروها آموزش داده شود، به یاد دارم دفتر روزنامه اعتماد در سیدخندان بود، یک روزِ تعطیل مهمان داشتم و در اتاقم نشسته بودم، دو مغازه تعمیرات ماشین زیر ساختمان آتش گرفتند، من دیدم که این آتش شیشههای دفتر را ذوب میکند. آتشنشانی آمد. من با عکاس روزنامه تماس گرفتم و عکاس خواست عکس بگیرد، مامور اجازه نمیداد، به او میگفتم این روزنامه دفتر ماست و من سردبیر آن هستم، شما چرا اجازه نمیدهید؟ میگفت به من دستور دادند و اجازه ندارید عکس بگیرید. ما با این مشکلات مواجه هستیم، او هم آموزش ندیده بود، او هم نمیدانست در مواجهِه با یک روزنامهنگار چطور باید رفتار کند. اینها را باید آموزش داد که آدم رسانهای با جاسوس تفاوتهای بسیاری دارد که به سادگی قابل تشخیص است. اگر فردی قلم، دوربین، کارت شناسایی معتبر دارد باید به او اعتماد کنند.
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=24055

