افول خانه مطبوعات آذربایجانشرقی؛ از مرجعیت رسانهای تا حاشیهنشینی
روزگاری نهچندان دور، خانه مطبوعات و رسانههای آذربایجان شرقی را میشد یکی از فعالترین، منسجمترین و اثرگذارترین تشکلهای رسانهای کشور دانست؛ نهادی که تنها یک عنوان صنفی نبود، بلکه برای بخش قابلتوجهی از جامعه رسانهای استان، نقش اتاق فکر، پایگاه مطالبهگری و محور همگرایی حرفهای را ایفا میکرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه و به نقل از خبرگزاری فارس؛ برگزاری جشنوارههای معتبر مطبوعاتی، نشستهای تخصصی، دورههای آموزشی مستمر، کارگاههای حرفهای، برنامههای همافزا و حضور فعال در مسائل صنفی رسانهها، باعث شده بود خانه مطبوعات به نهادی زنده، پویا و دارای مرجعیت در میان اهالی رسانه تبدیل شود.
در آن سالها، بسیاری از مسئولان اجرایی، مدیران ارشد و حتی نمایندگان مجلس، خود برای حضور در برنامههای خانه مطبوعات و گفتوگو با اعضای آن پیشقدم میشدند؛ چرا که این مجموعه از اعتبار حرفهای، سرمایه اجتماعی و نفوذ رسانهای قابلتوجهی برخوردار بود. خانه مطبوعات نهتنها برگزارکننده چند مراسم نمادین، بلکه صدای بخش مهمی از دغدغهها و مطالبات روزنامهنگاران، خبرنگاران و فعالان رسانهای استان بود و در بزنگاههای مختلف، نقشی جدی در پیگیری حقوق صنفی و ارتقای جایگاه رسانهها ایفا میکرد.اما امروز، آن نهاد جریانساز و اثرگذار، به نقطهای رسیده که خروجی بخش مهمی از فعالیتهایش، به رونمایی از پوستر جشنوارهها و برنامههایی محدود شده که برخی از آنها حتی هیچگاه به مرحله اجرا نیز نمیرسند. این وضعیت، صرفاً یک افت مقطعی یا رکود طبیعی نیست؛ بلکه نشانهای روشن از افول تدریجی نهادی است که زمانی یکی از سرمایههای اصلی حوزه رسانه در استان محسوب میشد.بیتردید نمیتوان این شرایط را جدا از نوع نگاه و عملکرد ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی در دوره فعلی تحلیل کرد. آنچه امروز مشاهده میشود، بیش از آنکه نشاندهنده یک سیاست حمایتی و توسعهمحور باشد، بیانگر نوعی انفعال مدیریتی و بیتوجهی به ظرفیت نهادهای صنفی ریشهدار است. در شرایطی که بسیاری از استانها تلاش میکنند با تقویت تشکلهای رسانهای، از ظرفیت آنها برای ارتقای فضای رسانهای و مدیریت افکار عمومی بهره ببرند، در آذربایجان شرقی شاهد تضعیف تدریجی نهادی هستیم که سالها برای شکلگیری اعتبار آن هزینه شده است.
این افول زمانی نگرانکنندهتر میشود که کشور درگیر جنگ تحمیلی سوم ، جنگ روایتها و بحرانهای پیچیده رسانهای است. در چنین شرایطی انتظار میرفت خانه مطبوعات، بهعنوان بازوی تخصصی رسانهای استان، محور برگزاری دورههای آموزشی سواد رسانهای، مدیریت بحران، مقابله با جنگ شناختی، آموزش روایتگری حرفهای و توانمندسازی خبرنگاران باشد. انتظار میرفت این مجموعه بتواند میان رسانههای استان همافزایی ایجاد کرده و خبرنگاران را برای مواجهه با فضای پیچیده رسانهای امروز آماده سازد؛ اما واقعیت آن است که در این حوزهها، عملاً شاهد برنامهای اثرگذار، جریانساز و متناسب با شرایط روز نبودهایم.از سوی دیگر، فعالان رسانهای استان امروز با مشکلات متعددی از جمله بحران معیشتی، محدودیتهای اینترنت، نبود امنیت شغلی، کاهش درآمد رسانهها، فرسودگی حرفهای و چالشهای متعدد صنفی مواجهاند؛ اما خانه مطبوعاتی که زمانی مرجع اصلی پیگیری این مطالبات بود، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که برای طرح ابتداییترین مسائل رسانهها، ناچار است در کنار برخی تشکلها، به دفتر آنان مراجعه کند. این تغییر جایگاه، صرفاً یک جابهجایی تشریفاتی نیست؛ بلکه نشانهای از کاهش مرجعیت و تضعیف جایگاه نهادی است که زمانی محور تصمیمسازی و مطالبهگری رسانهای استان بود.واقعیت این است که تضعیف خانه مطبوعات، تنها به معنای تضعیف یک تشکل صنفی نیست؛ بلکه به معنای تضعیف بخشی از حافظه حرفهای و سرمایه اجتماعی رسانه در آذربایجان شرقی است.
تجربه نشان داده هر زمان نهادهای ریشهدار، تخصصی و دارای پشتوانه صنفی به حاشیه رانده شوند، میدان برای ظهور تشکلهای کماثر و عمدتاً فرمایشی باز میشود؛ مجموعههایی که نه برآمده از بدنه واقعی رسانه، بلکه محصول مناسبات اداری و حمایتی هستند و بیش از آنکه دغدغه استقلال رسانه و پیگیری مطالبات خبرنگاران را داشته باشند، در پی نمایش فعالیت و کسب جایگاهاند.در چنین فضایی، بهجای آنکه صدای مستقل و حرفهای رسانهها شنیده شود، نوعی رقابت برای نزدیکی به مراکز قدرت شکل میگیرد و برخی مجموعهها، بدون سابقه مؤثر صنفی یا کارنامه قابلاتکا، تلاش میکنند نقش «پدرخوانده» رسانههای استان را ایفا کنند؛ نقشی که نه بر پایه مقبولیت حرفهای، بلکه بر اساس حمایتهای پشتپرده و تریبونهای سفارشی تعریف میشود. نتیجه چنین روندی نیز چیزی جز تضعیف انسجام رسانهای، چنددستگی در بدنه مطبوعات و کمرنگ شدن مطالبهگری واقعی نخواهد بود.رسانه استان، بیش از هر چیز، نیازمند نهادهای مستقل، ریشهدار و برخوردار از اعتماد اهالی رسانه است؛ نه تشکلهایی که عمر و اعتبارشان به چند جلسه تشریفاتی، چند بیانیه مناسبتی و چند تصویر یادگاری محدود میشود.امروز بیش از هر زمان دیگری این پرسش مطرح است که چگونه نهادی با آن سابقه، ظرفیت و اعتبار، به چنین وضعیتی دچار شده است؟ سهم مدیریت فرهنگی استان در این افول تا چه اندازه است؟ چرا بهجای احیای ظرفیتهای موجود، شاهد فرسایش تدریجی آن هستیم؟ و مهمتر از همه، آیا ارادهای برای بازگرداندن خانه مطبوعات آذربایجان شرقی به جایگاه واقعی خود وجود دارد یا باید به تماشای ادامه این افول نشست؟
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=24479