۱۴۰۵-۰۴-۲۹

خبرنگاران و رسانه

حاوی اخبار صنف خبرنگاران، اصحاب مطبوعات و رسانه‌های کشور

وقتی بلاگرها مهمان ویژه شدند و خبرنگاران پشت در ماندند

مصلی تهران، شب وداع با رهبر شهید. خبرنگاران و انسان‌رسانه‌ها پشت درهای بسته تحقیر شدند، اما حجاب‌استایل‌ها و بلاگرها با رانت، کارت ویژه گرفتند و بر صدر نشستند.
وقتی بلاگرها مهمان ویژه شدند و خبرنگاران پشت در ماندند

مصلی تهران، شب وداع با رهبر شهید. خبرنگاران و انسان‌رسانه‌ها پشت درهای بسته تحقیر شدند، اما حجاب‌استایل‌ها و بلاگرها با رانت، کارت ویژه گرفتند و بر صدر نشستند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه و به نقل از خبرگزاری فارس؛ روایت یک حماسه قدسی را به کسانی سپردند که تخصصشان ژست گرفتن مقابل آینه است، نه ثبت تاریخ. این تبعیض شرم‌آور یک سؤال دارد: چه کسی پشت این رانت ایستاده است؟

انسان‌رسانه‌های واقعی پشت در، حجاب‌استایل‌ها روی سکو
صحنه‌ای که در مصلی تهران رقم خورد، برای بسیاری از اهالی رسانه باورنکردنی بود. انسان‌رسانه‌هایی با فالوورهای بالا ، همان‌ها که در اغتشاشات، بحران‌ها و انتخابات‌ها راوی صادق انقلاب بوده‌اند، با محدودیت‌های شدید روبه‌رو شدند و حتی برخی از آنها پشت در ماندند. در مقابل ، چهره‌ هایی در جایگاه‌های ویژه حاضر بودند که سابقه‌شان در روایت‌گری خبری، اگر نگوییم صفر، اما به شدت محل تردید است.حالا سؤال اصلی اینجاست: مگر قرار نبود معیار، توانایی جذب مخاطب در فضای مجازی باشد؟ اگر چنین است، چرا انسان‌رسانه‌های پرمخاطب انقلابی را راه ندادید، اما حجاب‌استایل‌ها را با فرش قرمز به مصلی آوردید؟ پاسخ روشن است: معیار، فالوور نبود؛ معیار، رانت بود و بسو این یعنی یک تضاد آشکار که هیچ توجیهی ندارد.
از کنار تابوت تا تبلیغ روسری؛ اوج یک فاجعه اخلاقی
اما فاجعه وقتی کامل شد که خروجی این رانت را دیدیم. بسیاری از این مهمانان ویژه، اصلاً محتوای درست‌وحسابی از مراسم منتشر نکردند. گویی آمده بودند فقط لوکیشن جدیدی برای صفحه شخصی‌شان دست‌وپا کنند.و حالا برسیم به اوج ماجرا؛ روایتی که اگر مستند نبود، شاید باورکردنش سخت بود: یکی از همین حجاب‌استایل‌ها که با رانت به نزدیک‌ترین نقطه به تابوت رهبر شهید رسیده بود، نه تنها محتوایی در شأن آن لحظه تولید نکرد، بلکه فردای خاکسپاری، همان روسری‌ای که در کنار تابوت رهبر شهید بر سر داشت را در صفحه‌اش تبلیغ کرد.این یعنی چه؟ یعنی خون تازه ریخته شده یک رهبر، فقط یک فرصت بازاریابی بود برای فروش چند روسری بیشتر. آیا این اوج سقوط اخلاقی نیست؟ آیا این دقیقاً همان چیزی نیست که منتقدان درباره آن هشدار می‌دادند؟
چه کسی پاسخگوست؟
حالا باید پرسید: چه کسی اینها را انتخاب کرد؟ چه کسی تشخیص داد روایت یک حماسه قدسی را باید به دست کسانی سپرد که خون رهبر را هم به کالای تبلیغاتی تبدیل می‌کنند؟ کدام مدیر بی‌کفایتی این رانت را جیره‌بندی کرد و حالا در سکوت فرو رفته است؟این فاجعه، فقط یک خطای شناختی نبود؛ یک خیانت تمام‌عیار به حرمت قلم، به حرمت خبرنگاری، و از همه مهم‌تر، به حرمت خون یک رهبر شهید بود. آنها که این کارت‌ها را امضا کردند، باید بدانند که تاریخ، نامشان را به عنوان کسانی ثبت می‌کند که در حساسترین لحظه، روایت یک ملت را به دلالان فالوور سپردند.
مصلی تهران، شاهد یک وداع نبود؛ شاهد یک رسوایی بود. رسوایی حاکمیت رانت بر شایستگی. رسوایی راندن انسان‌رسانه‌های انقلابی و نشاندن حجاب‌استایل‌هایی که حتی خون رهبر را هم به قیمت یک روسری فروختند.اما فراتر از این خشم، یک مطالبه جدی باقی می‌ماند: شفاف‌سازی. معیار انتخاب راویان این رویداد چه بود؟ چه کسی پاسخگوست؟ و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان از تکرار چنین فاجعه‌ای در رویدادهای آینده جلوگیری کرد؟تا وقتی معیار دسترسی‌ها، رفاقت و رانت باشد نه تخصص و تعهد، این شکست‌های روایتی تکرار خواهد شد. اما این بار، کار از شکست گذشته؛ این بار، یک ملت تحقیر شد. و این تحقیر، پاسخ می‌خواهد…
✍️ محمد ابوالحسنی

لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=25599

About Author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کپی رایت © khabarnegaranvaresane.ir تمامی حقوق محفوظ است. | Newsphere by AF themes.