نیمقرن با قلم؛ روایت مردی که مطبوعات فارس را تاریخدار کرد

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه و به نقل از خبرنگار ایرنا؛ در میان روزنامهنگارانی که هرکدام سهمی در ثبت وقایع داشتهاند، نامهایی هستند که از مرز یک شغل فراتر میروند و به مکتب تبدیل میشوند. «سیروس رومی» بیگمان یکی از همان نامها است؛ مردی که نه با هیاهو که با عمری مجاهدت خاموش، مطبوعات فارس را به آینهای تمامنما از هویت یک دیار تبدیل کرد.
او که هنر نقاشی و خوشنویسی را با دقت تاریخنگاری و تعهد روزنامهنگاری درآمیخت، توانست مرزهای سنتی رسانه را جابهجا کند و نشریات تحت سردبیریاش را به جایگاهی فراتر از یک برگ کاغذ خبری برساند. شاید مهمترین میراث این پیشکسوت ۸۰ ساله، پاسداشت خاطرات باشد؛ همان خاطرههایی که در کتاب «تاریخ مطبوعات فارس» جاودانه شد و راه را برای نسل تازه پژوهشگران گشود.
رومی با سردبیری رسانههای مطرح، از «عصر مردم» تا «خبر جنوب»، به نشریات استان هویت بخشید و نشان داد که یک روزنامهنگار واقعی، تنها راوی حوادث نیست، بلکه معمار حافظه تاریخی یک جامعه است. نشان مفاخر فارس و لقب «پدر مطبوعات جنوب» که به حق برازنده او است، تنها بخشی از ارجگذاری جامعهای است که سالهاست وامدار قلم پرتوان این مرد هنرمند و پژوهشگر بوده است.
بخش اول گفتوگوی تفصیلی خبرنگار ایرنا با استاد سیروس رومی، روزنامهنگار، نویسنده و فعال فرهنگی از آغاز علاقه او به عرصه نوشتار و روزنامهنگاری تا فعالیت او در نشریات مختلف و در نهایت نگارش تاریخ مطبوعات شیراز را شامل میشود.
عشق رومی به روزنامهنگاری از کجا آمد؟
سیروس رومی در خصوص ریشه علاقهاش به حرفه روزنامهنگاری گفت: نخستین ذهنیتی که درباره دلیل جذب شدنم به روزنامهنگاری دارم، به روزنامههای هفتگی مربوط است که به خانه ما راهپیدا میکرد و بسیار مورد استقبال من و برادرم قرار میگرفت. در آن زمان نشریات بیشتر هفتگی بودند، مثل «تهران مصور»، «سفید و سیاه» و «اطلاعات هفتگی». برادرم نیز «دنیای ورزش» و «کیهان ورزشی» را میخرید و به خانه میآورد، در نتیجه این مجموعه از روزنامهها و مجلهها سبب شد من به این ارتباط نوشتاری نزدیک شوم و بتوانم استفاده خوبی از آن ببرم.
رومی اولین تجربه عملی خود در حوزه روزنامهنگاری را هم مربوط به دوران تحصیل در کلاس چهارم ابتدایی دانست و افزود: قرار شد هر کلاس یک روزنامه دیواری داشته باشد و در نهایت بهترین روزنامه انتخاب شود. من کلاس چهارم و کوچکتر از پنجم و ششمیها بودم، با توجه به اینکه مجله میخواندم، تصمیم گرفتم تنهایی کار کنم. از عکسها و نوشتههای نشریات استفاده کردم، آنها را بریدم و گاهی اوقات شعرهای کوتاهی از حافظ را با دستخط خودم نوشتم و یک مقدمه ساده هم برای آن تدارک دیدم. این روزنامهها مورد داوری قرار گرفت و روزنامه من بقا پشت سر گذاشتن بچههای پنجم و ششم، اول شد.
او ادامه داد: نخستین روزنامه من، به مدت یک ماه روی تابلوی مدرسه رفت و از آن به بعد تا کلاس ششم، من نویسنده روزنامه دیواری مدرسه شدم.
این پیشکسوت روزنامهنگاری جنوب کشور، با بیان اینکه محیط خانه و خانواده به روی تربیت فرزندان تاثیر بالایی دارد، گفت: با توجه به فضای محیط خانه و عادت خانوادگی، من به روزنامهخوانی علاقه نشان دادم و حتی در کلاسهای بالاتر آن را رها نکردم.
اولینهای فرهنگی سیروس رومی
پدر مطبوعات فارس با بیان اینکه نخستین کتاب شخصی خودش را را در کلاس سوم با قیمت «یک قِران» خریداری کرده است، گفت: به روی جلد کتاب که تصویر یک گربه بود و تعدادی موش را در چنگال داشت، مرا مجذوب خود کرد تا آن را خریداری کنم، خواندن این کتاب برایم سنگین بود و بعدا متوجه شدم که این کتاب «موش و گربه» اثر «عبید زاکانی» است.
وی همچنین به اولین تجربه نمایشی خود در کلاس چهارم اشاره کرد و گفت: اولین تجربه کار نمایشی من هم نقش اول یک کار دانشآموزی بود که «جعفر توکل» از چهرههای برجسته تئاتر شیراز کارگردانی آن را به عهده داشت.
رومی اظهار کرد: مجموعه کتاب، نمایشنامه و روزنامهنگاری، مرا را به سمت شعر و داستاننویسی سوق داد و این علاقه در من ماندگار شد.
«نقطه»؛ اولین نشریه پدر مطبوعات فارس
این روزنامهنگار پیشکسوت با اشاره به دوران دانشجویی خود در رشته هنر گفت: اولین نشریه دانشجویی دوره خود را با نام «نقطه» به صورت فلوکپی منتشر کردم و دوازده شماره به صورت ماهانه چاپ شد. اساتید و دانشجویان مختلف برای به ثمر رسیدن آن کمک میکردند و سرمقاله آن را خودم مینوشتم.
رومی ادامه داد: این نشریه در تهران مورد توجه قرار گرفت و یکی از شمارههای آن به ویژه سرمقالههایش، نظر وزیر فرهنگ و هنر وقت را هم به خود جلب کرد؛ وزیر به معاون خود آقای منشیزاده گفته بود که نویسنده این مطالب را پیدا کنید و در نتیجه به وزارتخانه دعوت شدم و با نشریه «هفت هنر» تهران شروع به همکاری کردم.
رومی در ادامه به فضای فرهنگی تهران در آن دوران اشاره کرد و گفت: تهران فضای بازتری نسبت به شیراز داشت و من به عنوان دانشجوی هنر، ناچار بودم فیلم، تئاتر و نمایشگاهها را ببینم؛ از بدترین تا بهترین تئاترها را در تالار رودکی میدیدم. این فضا باعث رشد فرهنگی من شد و دنیای مرا از ورزش که ۱۰ سال قهرمان ژیمناستیک استان فارس بودم، به سمت فرهنگ و هنر تغییر داد و در این عرصه ماندگار شدم.
روزنامه خبر برای من یک دانشگاهی تمام عیار بود
این نویسنده برجسته درباره ورودش به عرصه روزنامهنگاری پس از انقلاب اسلامی نیز گفت: پس از مدتی سرگردانی میان گروههای سیاسی مختلف، در خیابان هدایت با اعلامیه تولد روزنامه «خبر» مواجه شدم و به دفتر آن روزنامه رفتم. مدیر روزنامه از من پرسید که چه تجربهای دارم و من با اشاره به سابقهام در هفت هنر و وزارت فرهنگ و هنر، مورد پذیرش قرار گرفتم.
او افزود: از فردای آن روز در روزنامه خبر شروع به فعالیت کردم و به همین نام و نشان ۱۶ سال در روزنامه خبر ماندم. در این دوران روزنامه خبر برای من همانند یک دانشگاه تمام عیار بود؛ همه مراحل تولید یک روزنامه از حروفچینی تا چاپ را یاد گرفتم و از استادانی مانند امین عطایی و صباغزاده بسیار آموختم.
رومی ادامه داد: در روزنامه خبر، نشریه ادبی «نگاه پنجشنبه» را راهاندازی کردم که هنوز هم منتشر میشود.
وی ادامه داد: . پس از آن به روزنامه «عصر» (عصر مردم کنونی) با مدیریت «محمد عسلی» رفتم که ماهیانه به من ۷۰ تومان حقوق میداد. از صفر تا صد کار روزنامه را راهاندازی کردیم و از آذر همان سال به عنوان سردبیر معرفی شدم، یک سال کار کردم و پس از آن جدا شدم.در روزنامه عصر مردم هم روزنامهنگاری را حس کردم و آن را پذیرفتم.
رومی اظهار کرد: من میخواستم پیشرفت کنم و نمیتوانستم ثابت بمانم؛ روزنامه در آن زمان حالت ایستا داشت و حرکت نمیکرد.
سرآغاز نیمنگاه
این نویسنده نامدار در ادامه سخنان خود گفت: در باغ عفیفآباد یک نمایشگاه جهانگردی و گردشگری به مدت ۱۰ روز برگزار شد، یک نشریه داشتند و سه شماره درآمده بود؛ اما کیفیت مطالب خوب نبود و این با توان شیراز در کار رسانه همخوانی نداشت؛ با دعوت مسئولان نمایشگاه انتشار نشریه روزانه آن نمایشگاه را بر عهده گرفتم و با همکاری آقای عطایی، موفق به انتشار منظم و سریع آن شدیم.
این همکاری زمینهساز پیشنهاد راهاندازی روزنامه جدیدی شد که در نهایت به تاسیس روزنامه «نیمروز» انجامید، اما به دلیل برخی مسائل، نام آن به «نیمنگاه» تغییر یافت، پس از آن نیرو گرفتیم و شروع به کار کردیم.
رومی در ادامه به چالشهای روزنامهنگاری در آن دوره اشاره کرد و گفت: یک بار به دلیل انتشار مطلبی که از نظر من غیرقابل چاپ بود و بدون اطلاعم درج شده بود، با واکنش شدید گروهی از روستاییان مواجه شدیم که قصد تخریب دفتر روزنامه را داشتند. با رخ دادن این اتفاق در جمع آنان رفتم و متن اصلی که روی آن «غیرقابل چاپ» نوشته شده بود را نشان دادم؛ عذرخواهی رسمی در نشریه، توانست موضوع را حل کند اما پس از آن از روزنامه نیمنگاه جدا شدم.
نگرانیها تا نگارش تاریخ روزنامهنگاری شیراز
او با اشاره به چالشهای موجود در کار رسانه و روزنامهنگاری اظهار کرد: در این عرصه کار به جایی رسید که با خانه من تماس میگرفتند و با تهدید به آتش زدن خانه در دل همسرم هراس انداختند. این اتفاقات نشاندهنده واقعیتهای روزنامهنگاری معاصر ماست.
رومی با اشاره به فعالیتهای بعدی خود در روزنامه «پارس» که پس از چند شماره تعطیل شد، گفت: پس از این تجارب، به این فکر افتادم که تاریخ روزنامهنگاری شیراز را بنویسم و این موضوع به یکی از دغدغههای اصلی من تبدیل شد.
ادامه نیم قرن فعالیت مطبوعاتی و فرهنگی سیروس رومی را در بخش دیگری از این گفتوگو در ایرنا خواهید خواند.
لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=26415