۱۴۰۵-۰۵-۰۴

خبرنگاران و رسانه

حاوی اخبار صنف خبرنگاران، اصحاب مطبوعات و رسانه‌های کشور

ابراهیم زاهدی مطلق: مردم با شایعه زندگی می‌کنند تا واقعیت

ابراهیم زاهدی مطلق با بیان اینکه همیشه روایت‌های غیررسمی وجود داشتند و در این روایت‌ها حقایقی وجود داشت که شاید برخی دوست نداشتند مردم آن‌ها را بشنوند می‌گوید: مردم با شایعه زندگی می‌کنند تا واقعیت.
ابراهیم زاهدی‌ مطلق: مردم با شایعه زندگی می‌کنند تا واقعیت

ابراهیم زاهدی مطلق با بیان اینکه همیشه روایت‌های غیررسمی وجود داشتند و در این روایت‌ها حقایقی وجود داشت که شاید برخی دوست نداشتند مردم آن‌ها را بشنوند می‌گوید: مردم با شایعه زندگی می‌کنند تا واقعیت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرنگاران و رسانه و به نقل از ایسنا؛ این نویسنده در گفت‌وگو با ایسنا درباره روایت‌های غیررسمی از جنگ در کنار روایت رسمی که این روزها شاهد آن هستیم، با بیان اینکه این روایت‌های غیررسمی منحصر به روزگار ما نیست و در دوران انقلاب و جنگ هشت‌ساله نیز با این موضوع روبه‌رو بوده‌ایم، ابراز عقیده کرد: همیشه روایت‌های غیررسمی وجود داشتند و در این روایت‌ها حقایقی وجود داشت که شاید برخی دوست نداشتند مردم آن‌ها را بشنوند؛ گاه برای اینکه از ناآگاهی مردم استفاده کنند و گاه به‌خاطر اینکه روایت‌ها را به مصلحت کشور نمی‌دانستند. البته شاهد نمونه این مصلحت ندانستن در زندگی‌ مردم نیز هستیم. بنابراین بعضا و بنا به دلایلی همه حقیقت گفته نمی‌شود، اما مردمی هم هستند که می‌آیند و این حقیقت را می‌گویند که گاه روایت‌های غیررسمی صحت هم دارد.

او سپس با بیان اینکه روایت دست کسی نیست که دستور بدهد روایت کنید یا نکنید، افزود: مردم راوی اتفاقات هستند، اما اینکه به چه روایت‌هایی باید توجه کرد و به چه روایت‌هایی نباید توجه کرد و این روایت‌ها چه تأثیری دارند، به دانش عمومی مردم مربوط است. ما هم روایت‌های دشمنانه و هم روایت‌های دوستانه داریم اما معمولاً آدم چیزی را می‌شنود که دوست دارد؛ ما گاه آرزوهایمان را می‌شنویم. حکمران‌ها هم همین‌طور هستند. مثلاً مردم عادیِ مخالف حکمران‌ها دوست دارند روایت‌هایی را بشنوند که علیه حکمران‌ها باشد و آن روایت‌ها را نزدیک به صحت می‌دانند و برعکس هم وجود دارد.

زاهدی‌ مطلق سپس درباره اینکه چه برخوردی با روایت‌ها داشته باشیم، گفت: این مسئله دو وجه دارد. یک‌طرف حکمران‌ها هستند که با شبکه‌های مجازی، اخبار، شایعات و اخبار نامتناسب با مصالح کشور چه کنند. عموماً حکمران‌ها به تاریخ و روایت علاقه نشان می‌دهند، چراکه از درون روایت‌ها هویت بیرون می‌آید. معمولاً مجموع این روایت‌ها به تاریخ منجر می‌شود و منحصر به این نیست که مثلاً در فلان دوره در شبکه‌های مجازی چه می‌گذرد. گاه حکمران‌ها مصالح کشور را مدنظر دارند و گاه حاکمیت، تسلط را دوست دارد که روایت درست را نمی‌گوید تا مردم نشنوند، زیرا از آگاهی مردم ترس دارد تا اینکه بخواهد اسرار کشور را حفظ کند.

او با اشاره به این موضوع که در سال‌های پس از انقلاب گاه به تاریخ و روایت‌های تاریخی بی‌اعتنا بودیم، توضیح داد: اوایل انقلاب، داریوش بزرگ و کوروش کبیر و دوره ساسانی و هخامنشی را تحت عنوان ۲۵۰۰ سال ستم‌شاهی بایکوت کرده بودند و هیچ حرفی از آن زده نمی‌شد، اما یک روزی در میدان شهر مجسمه به زانو درآمدن بیزانس روم را می‌گذارند. این دو نگاه متفاوت است. یا اوایل انقلاب عده‌ای می‌گفتند نام «شاهنامه» را هم باید عوض کنیم، چون کلمه «شاه» داشت وحتی نمی‌دانستند «شاهنامه» یعنی چه. البته شخص رهبر شهید در مقابل این جریان و مخالف آن بود، آن زمان ایشان حتی رئیس‌جمهور هم نبود. اما الان رسیده‌ایم به جایی که می‌گوییم «تو رستم تهمتنی». همه این‌ها روایت است؛ روایتی که می‌گفت شاهنامه فلان است و دوران سلطنت شاهان دیکتاتوری بود، اما روایتی هم می‌گوید این‌ها تاریخ ما بوده، خوب یا بد. دوستی می‌گفت ما اگر از تاریخ حکمرانی ایران درست روایت کرده بودیم، می‌توانستیم دنیا را قانع کنیم که چرا باید در سوریه باشیم.

این نویسنده سپس یادآور شد: زمانی اگر درباره «ایران» حرف می‌زدی، می‌گفتند «ناسیونالیستی فکر می‌کند»، اما الان این‌طور نیست. در دوره هشت‌ساله جنگ، قهرمان‌های ما حضرت علی‌اکبر و قاسم بودند؛ الان علاوه بر آن‌ها قهرمان‌ها را می‌گوییم آرش کمانگیر و رستم. روایت‌های مختلف ما را به اینجا می‌رساند. مسئله این است که در مقاطع مختلف فقط به یک جنبه می‌پردازیم و جنبه‌های دیگر را رها می‌کنیم و فکر نمی‌کنیم همه این‌ها تاریخ ما هستند. حضرت علی‌اکبر و امام حسین (ع) اعتقادات و هویت دینی ما هستند و این منافاتی با آرشی که تیر می‌اندازد و رستمی که گرز  در دست دارد، ندارد، چرا که آن‌ها بخشی از هویت فرهنگی ما هستند.

او با اشاره به گسترش روایت‌های غیررسمی به واسطه شبکه‌های مجازی، گفت: آن زمان که روایت‌های یک‌سویه و یک‌جانبه در فضای مجازی نبود، روی دیوارها، پاکت سیگار، اطلاعیه‌ها، اعلامیه‌ها و شب‌نامه‌ها این روایت‌های غیررسمی مطرح می‌شد. یکی دیگر از تفاوت‌ها این است که ما روایت‌ها را با تصویر می‌بینیم؛ تصاویری که گاه درست نیستند. مثلاً نوشته شده میدانی در تهران، اما بعد مشخص می‌شود در ایران نیست و مربوط به کشورهای دیگر یا جنگ‌های دیگر است که پس از چند سال دوباره منتشر می‌شود.

زاهدی‌ مطلق تأکید کرد: در مواجهه با روایت‌ها باید برای خودمان منبعی تعیین کنیم و به حرف‌های آن‌ گوش بدهیم. در شرایط جنگ ترجیحم این است که به منابع داخلی تکیه کنم و از شر دروغ و شایعه و گاه روایت‌های خودخواهانه به آن‌ها مراجعه کنم؛ زیرا روایت‌هایی که مثلاً اسرائیل و انگلستان از جنگ دارند بر اساس منافع خودشان است، اما عده‌ای چشم‌بسته هرچه را که آن‌ها بگویند می‌پذیرند درحالی که بهتر است به منابع داخلی خودمان بیشتر اعتماد کنیم. الان اگر کسی می‌خواهد کمتر کلاه سرش برود، نمی‌گویم اصلاً کلاه نرود، به روایت‌های رسمی و حاکمیت خود گوش بدهد. خودم تحت هر شرایطی حرف‌های برخی از مسئولان را بیشتر از خارجی‌ها قبول دارم. هر دو ممکن است واقعیت را نگویند، اما دوست دارم اگر دروغ می‌شنوم، داخلی باشد.

او یادآور شد: البته روایت‌های غیررسمی را هم می‌شنوم، اما کمتر به آن‌ها اعتماد دارم و آن‌ها را کمتر مبتنی بر عقل می‌دانم تا روایت رسمی‌ای که وزارت دفاع و فرماندهان جنگمان می‌گویند. هرچند در شبکه‌های مجازی برخی از آدم‌ها صداقت دارند اما ممکن است اطلاعاتشان محدود باشد و بر اساس این اطلاعات محدود، تحلیل‌های نادرست و ناپخته‌ای ارائه دهند. باید پایه‌ای داشته باشیم تا بتوانیم به آن تکیه کنیم، اگر بخواهیم به هر شاخ و برگی دست بیندازیم، قطعاً رستگار نمی‌شویم. البته حرف من این نیست که روایت‌های رسمی درست‌تر است اما در شرایط جنگ معمولا روایت‌های غیررسمی و دشمنانه بیشتر می‌شود.

این نویسنده در پاسخ به اینکه معمولاً روایت‌های غیررسمی بستری برای داستان و ادبیات هستند، با تأکید بر اینکه رمان مستند نیست، توضیح داد: روایت داستانی، روایت احوالات، عواطف، هیجانات، کینه‌ها و نفرت‌های مردم است. رمان باید این‌ها را نشان دهد و زمانی که رمان می‌خوانیم، باید بتوانیم این احوالات را از آن درک کنیم. ممکن است هر چیزی از دل ماجراها بیرون بیاید که هریک روایت داستانی هستند نه چیزی بیشتر از آن. رسانه و آدم‌هایی که مستندتر و منطقی‌تر نگاه می‌کنند، باید سواد عموم جامعه را بالا ببرند که کسی بر اساس رمان یا داستان نوجوان تصور نکند جنگ، چیزی است که با شاخ و برگ اضافه و کم کردن یک‌سری چیزها در رمان نوشته شده است.

او با اشاره به یادداشت‌های روزانه‌اش در ایام جنگ، گفت: من در این یادداشت‌ها اخبار جنگ را ننوشته‌ام بلکه نکاتی را که به‌نظر خودم رسیده، نوشته‌ام. در جایی از یادداشت‌هایم نوشتم و به محمدرضا بایرامی هم گفتم که الان خیلی‌ها می‌گویند این جنگ باید تمام شود، اما همه دارند می‌گویند  قیمت نفت و سوخت بالا رفته و صادرات فلان چیز کم شده پس باید جنگ را تمام کرد؛ اما هیچ‌کس نمی‌گوید چون آدم‌ها می‌میرند باید جنگ را متوقف کرد. همه این غربی‌ها مسئله‌شان اقتصاد و پول است، کسی نمی‌گوید آدم‌ها دارند می‌میرند. داستان‌نویس از این‌ها استفاده می‌کند و باید این نکته‌ها را دربیاورد و ورق‌های تاریک‌مانده را که کسی به آن‌ها توجه نکرده است، ببیند.

زاهدی‌ مطلق خاطرنشان کرد: درباره بچه‌های میناب اصلاً کار نکرده‌ایم؛ ۱۶۸ بچه را به عمد کشتند. جرج فلوید، شهروند آمریکایی که توسط پلیس کشته شد، تا ماه‌ها درباره‌اش گفتند، اما ۱۶۸ بچه را به عمد کشتند تا ما را بترسانند و تسلیممان کنند. این روایت‌های غیررسمی است و نویسنده باید به این بخش توجه کند؛ مانند اینکه هواپیمای ایرباس را زدند که بگویند ابایی نداریم دسته‌دسته آدم بکشیم و با زدن مدرسه خواستند قساوت‌شان را نشان دهند. اما روایت‌ غیررسمی می‌گوید برویم ببینیم اشتباه بوده، چرا؟ چون این همه قساوت را باور نمی‌کند و تصوری از شرور بودن دشمن ندارد، چون تاریخ را درست نشنیده و یا فکر می‌کند هواپیما را اشتباهی زدند. اصلاً اشتباه نبود. بمب اتم اشتباه نبوده؛ مگر می‌شود در این سطح اشتباه کرد؟ منِ نویسنده می‌توانم روایت‌های رسمی و غیررسمی را کنار هم بگذارم، چون می‌خواهم رمان بنویسم. کسی از من مستند نمی‌خواهد، بلکه باید احساسات و عواطف مردم را بگویم. ۳۰ سال بعد کسی کتاب مرا بخواند، دنبال این نیست که بداند در عملیات والفجر هشت یا جنگ ۱۲ روزه چند نفر به شهادت رسیدند. در رمان کسی دنبال این نمی‌گردد؛ می‌تواند آمار کشته‌ها را از خبرگزاری و مقاله‌ها ببیند و مقایسه کند، اما اگر خواست بداند مردم چه حالی داشتند، باید داستان بخواند.

ابراهیم زاهدی‌ مطلق تأکید کرد: نمی‌خواهم برای رمان وظیفه تعیین کنم، اما وظیفه رمان این است که عواطف، احساسات، علاقه و رویکرد مردم را در هر برهه تاریخ نشان دهد و به مردم بگوید آیا مردم هم روایت‌های غیررسمی را باور کرده‌اند که ۱۶۸ بچه را اشتباهی زدند؟ آیا باور کردند این جنگ برای آزادی مردم از رژیم جمهوری اسلامی بوده است؟ روایت غیررسمی می‌گوید در بهترین حالت ده‌ها هزار نفر در تشییع رهبر شهید شرکت کردند؛ آیا ده‌ها هزار نفر بوده است؟ روایت غیررسمی می‌گوید مردم پول می‌گیرند که به میدان می‌آیند. در اطرافیان خودم این روایت را به‌شدت می‌شنوم، اما کسی واقعاً برای پدر خود هم حاضر نیست با پول به خیابان بیاید. ما در فرهنگمان نذری داریم؛ گاه آدم‌ها در این تجمعات با خود شربت و نذری می‌آورند، حتی در ۲۲ بهمن هم همین‌طور است، اما درباره این‌ها هم روایت‌های دیگری داریم.

او سپس با اشاره به اتفاقات دی ۱۴۰۴، گفت: ما نمی‌دانیم چند نفر در این حوادث کشته شدند، اما به‌نظر من تعداد همان است که آقای پزشکیان گفتند و هر کسی هر عددی می‌گوید، باید مستنداتش را هم بیاورد. وظیفه داستان‌نویس هم این نیست که بگوید چند نفر کشته شدند. وظیفه داستان‌نویس این است که درباره احوالات در آن روزها بگوید. من در آن ایام به دو جشن ازدواج دعوت شدم، خودم اکراه داشتم در این مراسم‌ها شرکت کنم و حتی گفتم نمی‌خواهید مراسم را عقب بیندازید. وظیفه داستان‌نویس این است که بگوید در حالی که عده‌ای تدارک جشن داشتند، عده‌ای هم خجالت می‌کشیدند در مراسم شرکت کنند.

این داستان‌نویس در پاسخ به این سؤال که آیا در اتفاقات سال گذشته و جنگ اخیر بازنده روایت‌های غیررسمی بوده‌ایم، گفت: از آوردن واژه‌های برد و باخت ابا دارم، اما می‌توانم بگویم ما موفق نبوده‌ایم و دلیلش این است که از زمانی که یادم می‌آید، حاکمیت در جمهوری اسلامی به مردم اعتماد کمی دارد؛ شعارش را می‌دهد، اما مردم را باور نمی‌کند. مردم با شایعه زندگی می‌کنند تا واقعیت. قبل از انقلاب در سال ۱۳۵۷، کسی به اخبار تلویزیون شاهنشاهی گوش نمی‌کرد. یک ربع به هشت به رادیو بی‌بی‌سی گوش می‌دادند و صبح فردا اخبار را به اشتراک می‌گذاشتند. بعد از انقلاب به کیهان و اطلاعات اعتماد پیدا کردند و کسی بی‌بی‌سی گوش نمی‌کرد، اما یواش‌یواش میدان از دست حاکمیت خارج شد؛ به دلیل اینکه حرف‌های راست زده نشد و مردم هم بی‌اعتماد شدند. به روایت‌ها باختیم و موفق نبودیم، چون به‌طور کلی به مردم اعتماد نشد.

لینک کوتاه: https://khabarnegaranvaresane.ir/?p=25789

About Author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کپی رایت © khabarnegaranvaresane.ir تمامی حقوق محفوظ است. | Newsphere by AF themes.