پ٫ مهر ۱۴ام, ۱۴۰۱

خبرنگاران و رسانه

حاوی اخبار صنف خبرنگاران، اصحاب مطبوعات و رسانه های کشور

خاطرات کرونایی یک خبرنگار، زن خانه‌دار، کارمند و مدیر همدانی

1 دقیقه خوانده شده

از روزهای نخست شیوع ویروس کرونا ترس و نگرانی تمام وجودم را فراگرفته بود اما تنها کاری که می‌توانستم انجام دهم رعایت مسائل بهداشتی و استفاده از ماسک بود.

به یاد دارم در ماه‌های اولیه شیوع کرونا مدتی را در منزل دورکاری می‌کردم اما با اعلام عادی شدن شرایط تاحدودی خیالم راحت شد و شاید با سخت‌گیری کمتری به امورات زندگی روزمره خود می‌پرداختم به طوریکه اگر در ماه‌های اول مطلقاً به خرید و مراکز خرید نمی‌رفتم، چند باری به خرید رفتم البته با ماسک و ضدعفونی کننده دست.

بهار و تابستان را با شنیدن اخبار متعدد از رشد شیوع کرونا در کشور و افزایش موارد فوتی ناشی از این بیماری پشت سرگذاشتیم، با اینکه از این شرایط خسته شده بودم اما هرگز بدون ماسک و الکل به جایی نمی‌رفتم.

من یک خبرنگارم و برحسب شرایط شغلی‌ام در جلسات و مراسم های متعددی همچون افتتاح پروژه، سفر وزیر، معاون رئیس جمهور و … باید حاضر می‌شدم که تمام تلاشم این بود با رعایت پروتکل‌های بهداشتی به جلسات بروم.

اوایل آبان بود که با گلودرد و بدن درد شدید از پا افتادم و چند روزی را در منزل استراحت کردم. به پزشک مراجعه کردم و او تشخیص سرماخوردگی داد و چند آمپول پنی‌سیلین و قرص و کپسول برایم تجویز کرد.

روزهای بعد احساس کردم حس بویایی و چشایی‌ام را از دست داده ام و دیگر نه بویی حس می‌کنم و نه طعم غذاها را متوجه می شوم. به شدت بی اشتهایی بر من غالب شده بود و میل به خوردن هیچ غذایی را نداشتم.

سردردهای شدیدی داشتم که فقط با خوردن مُسکن می‌توانستم آرام کنم. با دوستی که قبلاً کرونا گرفته بود صبحت کردم، وقتی علائمم را به او گفتم در جوابم گفت «کرونا گرفته‌ای!» باورش برایم سخت بود، من که همیشه ماسک داشتم و هر لحظه دست هایم را با الکل و مایع دستشویی ضدعفونی می‌کردم. به هر حال نمی‌دانم از کجا این ویروس به من رسید اما قبول کردم که کروناست و دیگر به منزل پدر و مادرم نرفتم و از آنها هم خواستم به دیدنم نیایند.

در این روزها همسرم کنارم بود و به فاصله چهار-پنج روز علائمی مشابه من مثل پادرد، بدن درد و سردرد در او بروز کرد. بلافاصله به مرکز درمانی مراجعه کردیم و جالب اینکه پزشک همسرم نیز به او گفت «سرماخوردگی شدید یا آنفلوآنزاست!»

با این شرایط هر دوی ما در منزل خود را قرنطینه کرده و به استراحت پرداختیم. من تا حدودی بهبود پیدا کردم اما وضعیت همسرم بعد از گذشت یک هفته روز به روز وخیم تر می‌شد و ما متعجب از اینکه چرا داروها بر روی او اثری ندارد. تا اینکه برای تست کرونا به مراکز ۱۶ ساعته مراجعه کردیم و در آنجا با گرفتن اکسیژن خون و سی‌تی اسکن متوجه شدیم که ۶۰ تا ۷۰ درصد ریه‌هایش درگیر شده و باید در بیمارستان بستری شود.

روزهای بستری بودن همسرم در بیمارستان با سختی های زیادی همراه بود. من با پوشیدن گان و دو ماسک و دستکش به بخش کرونا می‌رفتم تا برای همسرم آبمیوه و دمنوش ببرم. با اینکه شرایط جسمی خودم هنوز رو به راه نشده بود اما در این روزها تا غروب در بیمارستان بودم که بعد از چند روز احساس بدن درد شدید و تنگی نفس به من دست داد و مجبور شدم در خانه بمانم و تنها با تکیه بر دعا و توسل به ائمه توانستم شب ها و روزهای سخت قرنطینه را به تنهایی بگذرانم.

امروز دقیقاً یک ماه و ۷ روز است که از بیماری سختمان گذشته و خدا را شاکریم که نعمت سلامتی را دوباره به ما برگرداند و فرصت دوباره با هم بودن را به ما عنایت کرد.

«معصومه» یک زن خانه‌دار است که با پسرش زندگی می‌کند، او که به تازگی کرونا گرفته است، در ‌گفت‌وگو با ایسنا، می‌گوید: من آسم دارم و یکباره احساس بدن درد و تنگی نفس شدیدی به من دست داد که به اورژانس یکی از بیمارستان های همدان مراجعه کردم.

او ادامه می‌دهد: در بیمارستان تشخیص کرونا دادند و بلافاصله در بیمارستان بستری شدم اما بچه‌ها و خانواده‌ام با من تماس می‌گرفتند و می‌گفتند در بیمارستان نمان. تمام کسانی که به بیمارستان رفته‌اند فوت کرده‌اند. با شنیدن این حرف‌ها ترس بر من غلبه کرد و تصمیم گرفتم با رضایت شخصی از بیمارستان ترخیص شوم.

او با بیان اینکه تنها یک شب در بیمارستان بستری بودم و صبح روز دوم با رضایت خودم از بیمارستان مرخص و یک هفته را در منزل قرنطینه شدم، می‌گوید: فضای بیمارستان فضای پرتنش و استرس‌زایی است و باوری که در بین مردم وجود دارد این است که در بیمارستان بیماران بدتر می‌شوند به همین علت من هم ترجیح دادم با وجود بیماری زمینه‌ای آسم از بیمارستان مرخص شوم.

معصومه درباره عوارض کرونا یادآور می‌شود: با وجود اینکه یک ماه از بیماری‌ام گذشته اما هنوز هم با کمی فعالیت احساس تنگی نفس به من دست می‌دهد.

«محمد» هم کارمندی است که به تازگی به این بیماری مبتلا شده، در گفت‌وگو با ایسنا، می گوید: از ابتدای شیوع کرونا ما موارد بهداشتی را رعایت می‌کردیم حتی عید دیدنی و مراسم های خانوادگی به حداقل رسید و دیدوبازدیدهای خانوادگی در کمترین حد و گاهاً در بیرون از منزل و فضای باز انجام می‌شد.

او ادامه می‌دهد: با تمام مشکلات و سختی‌ها مجبور به تعامل در اداره بودم یا گاهاً برای خریدهای خانه و مایحتاج روزمره باید به بازار می رفتم اما همین رعایت ها باعث شد مصون بمانم تا اینکه این اواخر همسرم دچار بدن درد شد و با مراجعه به پزشک دارو و آمپول تقویتی و مُسکن برایش تجویز شد تشخیص داد که کرونا نیست.

محمد با اشاره به اینکه بعد از چند روز بنده نیز با خیال اینکه حرف دکتر صحیح بود، در منزل پروتکل ها را رعایت نکردم و در نتیجه بنده نیز به بدن درد مبتلا شدم، اضافه می کند: من نیز به علت بدن درد شدید و ضعف به دکتر دیگری مراجعه کردم اما او هم با دادن چند آمپول و قرص عنوان کرد که بیماری ام کرونا نیست و اینکه شما جوان هستید و مبتلا نشده‌اید!

او خاطرنشان می‌کند: ما به منزل برگشتیم اما بعد از گذشت چند روز احساس تنگی نفس و بدتر شدن اوضاع جسمی به همان پزشک مراجعه کردم اما همان حرف قبلی را زد. وقتی اوضاع جسمی ام بدتر شد به مراکز ۱۶ ساعته مراجعه کردم، در این مرکز اعلام کردند که فقط از زنان باردار، افراد بالای ۶۰ سال  و کادر درمان تست کرونا گرفته می‌شود.

این بیمار بهبودیافته ادامه می‌دهد: بالاخره بعد از چند ساعت مرکز ۱۶ ساعته من را پذیرش کرد و به اتاق پزشک رفتم و در آنجا اکسیژن خونم اندازه گیری شد، گویا کمتر از حد نرمال بود به همین علت پزشک برایم سی‌تی اسکن نوشت. بلافاصله از مرکز خارج شدم و سی تی اسکن ریه گرفتم که نشان داد متأسفانه ۷۰ درصد ریه‌هایم درگیر ویروس شده است.

او با تأکید بر اینکه بستری شدن در بیمارستان هم برایم با مشکلات زیادی همراه بود، می‌گوید: در بدو ورود به بیمارستان به سمت اتاق تریاژ رفتیم تا در آنجا توسط پزشک معاینه و بعد بستری شوم اما پزشک تریاژ اعلام کرد که بیمارستان تخت خالی ندارد و نمی‌توانیم شما را بستری کنیم و اولویت با بیماران خودمان است. با پذیرش و چند نفر از کارمندان بیمارستان صحبت کردم اما آنها گفتند مشکلی در زمینه تخت وجود ندارد و بالاخره با وساطت آشنایان بستری و درمان شروع شد.

محمد می‌افزاید: در این مدت یک هفته ای که در بیمارستان بستری بودم، این روزها با بدن درد، بی‌اشتهایی، تنگی نفس و … خیلی سخت می گذشت. با شروع درمان و نیز کمک اکسیژن بیمارستان تاحدی سختی‎ها کم شده بود اما همچنان تأثیرات بیماری وحشتناک بود و به سختی سپری می‌شد.

او خاطرنشان می‌کند: دیدن بیمارانی که در بخش کرونا بستری بودند و رنج زیادی را تحمل می‌کردند و حتی بعضی از آنها همراهی نداشتند، انسان را آزرده خاطر می‌کرد و اینگونه موارد موجب می‌شد از نظر روحی فشار زیادی به دیگر بیماران وارد شود.

محمد از مرگ هم‌اتاقی خود سخن به میان می آورد و می‌گوید: شب دوم بستری شدنم در بیمارستان با مرگ پیرمردی که در تخت کنار بستری بود، استرس زیادی به من وارد شد و تحمل شرایط را برایم بسیار سخت کرد اما حضور خانواده و همسرم در شرایطی که کسی جرأت نمی‌کرد از جلوی بیمارستان رد شود، در بهبودی من نقش بسزایی داشت.

او ادامه می‌دهد: سرانجام بعد از هشت روز با بالا آمدن اکسیژن خون تا نزدیک حد نرمال دکتر مرا به شرط استفاده از اکسیژن در منزل ترخیص کرد و ادامه قرنطینه در منزل و زیر اکسیژن ادامه داشت.

او با تأکید بر رعایت قرنطینه خانگی و تقویت سیستم ایمنی بدن، یادآور می‌شود: با تمام سختی‌ها حال عمومی ام به‌خاطر مراقبت‌ها و رسیدگی همسرم بهتر شد اما هنوز بعد از گذشت یک ماه از انجام فعالیت های سنگین عاجزم و به گفته دکترها شاید چندماه طول بکشد تا بهبودی کامل حاصل شود.

یکی از مدیران همدان نیز که به بیماری کرونا مبتلا شده بود، با بیان اینکه اوایل بیماری شک داشتم کرونا گرفته ام، به خبرنگار ایسنا می گوید: بیماری ام با بدن درد شروع شد که فکر می کردم به علت فعالیت بدنی روز گذشته ام است.

سیدناصر محمودی با اشاره به اینکه چهار پنج روزی بدن درد اذیتم کرد به طوریکه حتی با ماساژ هم خوب نمی شد، ادامه می دهد: روزی که بدن دردم شروع شد با تصور اینکه سرماخورده ام پروتکل های بهداشتی را در منزل رعایت می کردم.

او با تأکید بر اینکه تصورم این بود که به علت خستگی و کار فیزیکی ایمنی بدنم ضعیف شده و همین مسئله باعث شد به این ویروس مبتلا شوم، اظهار می کند: با توجه به اینکه شک داشتم کرونا گرفته ام یا نه به بیمارستان مراجعه کردم و تست PCR دادم که مثبت شد اما پزشک گفت نیازی به بستری شدن در بیمارستان نداری و در منزل استراحت کن بنابراین دو هفته ای که در منزل قرنطینه بودم، دارو مصرف می کردم اما بهبودی حاصل نشد و مجدداً به بیمارستان رفتم که اکسیژن خونم پایین آمده بود و بستری شدم.

محمودی با بیان اینکه مردم از رفتن به بیمارستان ترس دارند، خاطرنشان می کند: یکی از دلایلی که باعث تشدید بیماری می شود مراجعه دیرهنگام به بیمارستان است‌ این درحالیست که کادر درمان در بیمارستان بسیار خوب رسیدگی می کنند و هیچ گونه کمبود دارویی وجود نداشت و مردم از این بابت نگران نباشند.

او با اشاره به اینکه یک هفته در بیمارستان بستری بودم، بیان می کند: در طول درمان بیمارستانی از داروهای گیاهی و دمنوش و آبمیوه های طبیعی استفاده کردم که در روند بهبودی ام مؤثر بوده است. البته بیماران باید روحیه خود را حفظ کنند به طوریکه در تمام دوران بیماری تمام تلاشم را کردم تا روحیه ام خوب باشد.

مدیرکل امور اقتصادی و دارایی استان همدان با بیان اینکه کسانی که کوچکترین علائم بیماری را دارند باید توجه کنند احتیاط شرط لازم است و باید نکات بهداشتی و فاصله فیزیکی را رعایت کنند، یادآور می شود: در مدت بیماری در قرنطینه کامل بودم و حتی بعد از ۱۴ روز هم خود را قرنطینه کردم و به منزل اقوام نرفتم‌ و در حال حاضر در محیط کار از دو ماسک استفاده می کنم.

او با بیان اینکه نگرانی عمومی بین مردم وجود دارد، می افزاید: به محض اینکه تست کرونایم مثبت شد از طریق واتساپ و اینستاگرام به دوستان و آشنایان اعلام کردم تا کسانی که با من در ارتباط بودند تست کرونا بدهند.

محمودی به مردم توصیه می کند: مردم نگران نباشند و فقط پروتکل های بهداشتی و فاصله گذاری ها فیزیکی را رعایت کرده و سیستم ایمنی بدن خود را تقویت کنند.

این بیمار کرونایی بهبودیافته با اشاره به اینکه برخی جوانان ماسک نمی زنند، می گوید: حتماً در محیط های شلوغ و پرجمعیت به زدن یک ماسک اکتفا نکرده و سعی شود از دو ماسک استفاده شود.

او با تأکید بر اینکه مردم از ماسک های با کیفیت استفاده کنند، می افزاید: بسیاری از افرادی که ماسک می زنند ماسکشان با کیفیت نیست و با تصور اینکه پروتکل های بهداشتی را رعایت می کنند، مبتلا می شوند. حتماً هنگام خرید توجه کنید که از ماسک های با کیفیت مرغوب تهیه و خریداری کنید.

منبع: ایسنا

خاطرات کرونایی یک خبرنگار، زن خانه‌دار، کارمند و مدیر همدانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.